مهندسي صنايع - مهندس امير

شباهت‌هاي خطرناك

 پيشرفت سازمان خلاق

 

انسان ذاتاً دربرابر شباهت‌ها ايستادگي‌نمي‌کند و به‌سادگي پذيراي افراد، اجسام و افعالي مي‌شود که پيش‌تر با آنها برخوردداشته‌است؛ درمقابل ترس از ناشناخته‌ها همواره همراه اوست. افراد به‌سختي پديده‌هاي نو را مي‌پذيرند. مقاومت دربرابر تغيير امري است که به‌صورت پيش‌فرضي در ذهن افراد نقش‌بسته، براي اجتناب از خطرات براي آنها لازم‌است.

شباهت‌ها همانگونه که خطري ندارند، عاملي براي پيشرفت نيز نيستند. همه‌ي پيشرفت‌هاي بشر از ذهن‌هايي آغازشده که متفاوت مي‌انديشيدند. اين ذهن‌هاي خلاق و متفاوت، هميشه مايه‌ي رنج سايرين‌اند و خود نيز هميشه در عذاب درک‌نشدن! اغلب چنين افرادي اگر اندکي دلسوزي نيز داشته باشند، ساز مخالفي را دربرابر جريان عادي زندگي کوک‌مي‌کنند. مديريت برچنين افرادي بسيار سخت است. اغلبِ مديرانِ ضعيف سعي‌دارند تا از مقابله با چنين افرادي که روند طبيعي سازمان را مختل‌مي‌کنند بپرهيزند، دربسياري از موارد ديده‌شده که مديران به‌نحوي با اخراج چنين افرادي راه را براي مديريت آسان خود بر سازماني مطيع هموارمي‌کنند.

هرچند که سازماني که خالي از چنين افرادي باشد سازماني آرام و بي‌دغدغه است، کارها روال عادي خود را دارند و همه راضي از تکرار خود هستند! اما همين پيچش در دايره‌ي تکرار، سازماني را از رشد بازمي‌دارد و آن را در زمان پيدايش خود زنداني‌مي‌کند و درنهايت در جهان پرشتاب و رقابتي امروز، عاملي براي مرگ تدريجي سازمان مي‌شود. اين مدير است که بايد بين چالش‌هاي تحمل افکار نو و خودکشي تدريجي سازمانش با انتخاب آرامش يکي را انتخاب‌کند!

مدير بايد افراد را بشناسد و آنها را در نقش درست خود، در گروه قراردهد. نمي‌توان يك تيم ايده‌آل و عالي را طراحي‌كرد، اما مي‌توان از درگيري‌هاي افراد مختلف كاست تا تيم به‌صورت كلي‌واحد درآيد. هنر مدير در برقراري تناسب و تعادل ميان ايده‌هاي نو و ناشناخته با تمايل کلي سازمان به ماندگاري در وضع موجود و همراهي با جامعه، کليد موفقيت سازمان است.