مهندسي صنايع - مهندس امير

6σ (قسمت دو)

هزينه‌هاي کيفيت پايين


6
σ بر بهبودكيفيت، پيش‌گيري از توليد ضايعات و نيز بر كاهش‌زمان گردش‌كار سيستم‌ها و كاهش هزينه‌ها تمركزدارد. برخلاف ساير برنامه‌هايي كه ضمن كاهش هزينه‌ها، ميزان توليد و كيفيت محصولات را تنزل‌مي‌دهند، 6σ پس‌از شناخت صحيح اقلام هزينه‌، هزينه‌هايي را حذف‌مي‌كند يا كاهش‌مي‌دهد كه ارزش افزوده‌اي را براي مشتريان ايجادنمي‌كنند و منابع را تلف‌مي‌كنند.

در شركت‌هايي كه رويكرد 6σ در آن‌ها پياده‌نشده‌است، اين هزينه‌ها معمولاً زيادهستند. شركت‌هايي كه با كيفيت فرآيند 3σ و يا 4σ كارمي‌كنند، بين 25 تا 40 درصد درآمدهايشان را صرف غلبه بر مشكلات و مسايل ناشي از كيفيت‌هاي پايين محصولاتشان‌مي‌كنند. امّا همين رقم براي شركت‌هايي كه با كيفيت فرآيند 6σ كارمي‌كنند، كمتر از 5 درصد است. هزينه‌هاي موجود در اين فاصله‌ي 5 تا 40 درصدي، هنگفت است، به‌طوري كه طبق تخمين‌هاي شركت جنرال‌الكتريك، اين فاصله (يعني از كيفيت فرآيند 4σ تا كيفيت فرآيند 6σ) بين 8 تا 12 ميليارد دلار در سال برآورد شده است.



6
σ در موتورولا


شرکت موتورولا در اعلام‌ دستيابي‌ به‌ رضايتمندي همه‌ي‌ مشتريانش‌، به‌عنوان‌ مهم‌ترين‌ هدف‌ شركت‌، مفهوم‌ 6
σ را در قالب‌ يك‌ روش‌ آماري‌ براي‌ اندازه‌گيري‌ و سنجش‌ كيفيت‌ معرفي‌كرد. چشم‌ انداز موتورولا رسيدن‌ به‌ نقطه‌اي‌ بود كه‌ نرخ‌ ضايعات‌ در حدود چند قطعه‌ در ميليون ‌باشد. براي رسيدن به‌ سطح ‌ضايعات 4/3 قطعه در ميليون به فرآيندهاي‌ بسيار قوي‌ وتوانمند‌ي نياز داريم که محصول آنها ‌بايد بادقت بالايي‌ مقدار هدف‌ در نظر گرفته‌شده‌، در مركز حدود مشخصه‌، را اختياركند. در اين روش حدود مشخصه‌‌ي بالا و پايين به‌ اندازه‌ي‌ 6σ از مقدار هدف‌ فاصله‌دارند. به‌اين دليل است‌ كه‌ اين‌ برنامه‌، 6σ ناميده‌ مي‌شود.
كارشناسان موتورولا درنظرداشتند‌ كه‌ ميانگين‌ فرآيند همواره‌ مقدار هدف‌ درنظرگرفته‌شده (درمركز حدودمشخصه‌) را به‌طور دقيق‌ اختيارنمي‌كند و در عمل‌، سطوح‌ ميانگين‌، پيوسته‌ و به‌مرور زمان‌ جابجامي‌شوند. به‌همين‌ سبب‌ موتورولا حداكثر باندازه‌ي 1.5
σ‌، تغيير و جابجايي‌ در ميانگين‌ فرايند را مجاز ‌دانست. يكي از نوآوري‌هاي شركت موتورولا آن بود كه مباحث مرتبط با كيفيت محصولات و سطح ضايعات را از سطوح درصد (درصد ضايعات) به قطعه ضايعاتي در ميليون تغييرداد.