مهندسي صنايع - مهندس امير

برنامه ريزی استراتژيك ۲

برنامه ريزی

              استراتژيک

                                  در يک نگاه  (قسمت ۲)

  

1- تحليل منابع

منابع يک سازمان،مهارت های نيروی انسانی،سرمايه ها،اطلاعات،مواد اوليه، تجهيزات وغيره هستند.يک سازمان،نيازمندتوسعه استراتژی هايی از کار وکسب است که استفاده از منابعش را بهينه سازد.اين مساله از اين جهت اهميت دارد که سازمان برای کاميابی در برابر بازار و رقبايش، بايد توانمندی های خاصی را تحقيق نمايد که اين توانمندی ها، در بطن منابع داخلی نهفته هستند.فرآيند تحليل منابع که اصولاً درسطوح منابع انسانی، منابع مالی و منابع عملياتی سازمان صورت می گيرد، بايستی منجر به شناخت ضعف ها و قابليت ها يا توامندی های سازمانی شود.

 

2 - تحليل محيطی

محيط، به هر جنبه خارجی که پيرامون سازمان قرار می گيرد،اشاره می شود.سازمان ها همواره با نيروهای خارجی اقتصادی،تکنولوژيکی،سياسی و اجتماعی تحت تاثير قرار می گيرند.تحليل محيطی،يک روش سيستماتيک برای مطالعه و پيش بينی نيروهايی است که تحت کنترل مستقيم سازمان يا صنعتش نيستند.علاوه برنيروهای ياد شده، يک سازمان ممکن است از سوی رقبا،مشتريان و تامين -کنندگانش نيز تحت فشار قرار گيرد. بنابراين،سازمان به استراتژی هايی نياز دارد که به نحو مناسبی نقاط ضعف و قوتش را در برابر تغييرات محيطی شفاف سازد و از سوی ديگر، فرصت ها و تهديد هايی که از محيط خارج بر شرکت اعمال می شود،شناسايی نمايد.

 

عوامل کليدی موفقيت

با انجام تحليل منابع،نقاط ضعف و قوت سازمان مشخص می شوند و با اجرای تحليل محيطی، فرصت و تهديدهايی که برای سازمان پديد می آيند،شناسايی می گردند. بنابراين، در روند برنامه ريزی استراتژيک ،سازمان به دنبال بيشينه کردن قابليت ها در برابر فرصت ها و تهديدها است.تحليل نقاط قوت،نقاط ضعف، تهديد ها و فرصت ها،بايد منجر به شناسايی عوامل کليدی موفقيت در حوزه منابع سازمانی و محيطی خارجی گردد.اين عوامل که تعدادی از آنها نظير سهم بازار،قدرت فروش،توانمندی ساخت،وسعت خط توليد،قدرت منابع مالی و کيفيت محصول،شناسايی شده اند،برای هر سازمان و صنعت خاص متفاوت و در طول زمان متغير هستند.

 

تحليل ارزشها

گرچه متدولوژی سنتی  برنامه ريزی استراتژيک با تحليل های منابع داخلی سازمان و محيط خارجی صورت می گيرد،اما در اين روش، از رسالت ها و ارزش های سازمانی که در گذر زمان و در يک محيط پويا تغيير می کنند،کمتر نشانی يافت می شود. در چنين شرايطی،استراتژی،ديگر مستقر کردن يک سری از فعاليت های ثابت برای ايجاد ارزش افزوده و سودآوری سازمان نيست. سازمان -های موفق کنونی نياز دارند که هدف استراتژی سازمان را ماورای نيازمندی های تغييرات محيطی و مديريت منابع دنبال نمايند.هدف استراتژی در سازمان ها بايد باشد که شرايطی فراهم آورد تا سازمان ها قادر به خلق ارزش های حياتی باشند و آنها را به مشتريانشان محول نمايند و همچنين بايد تضمين کند که با تغييرات شرايط سازگار است، به طوری که قادر به افزايش ارزش ها در آينده باشد. پس در تحليل ارزش ها، سازمان ها به دنبال افزايش ارزش کارهايی هستند که انجام می دهند و طرف توجه آنها،ديگر سازمان يا صنعتشان نيست، بلکه نفس نظام خلق ارزش آنها است که بازيگران اقتصادی مختلف، نظير سازمان های حمايت کننده و تامين کننده، شرکای تجاری، شرکت های وابسته، هم پيمانان و مشتريان برای خلق ارزش ها با يکديگر تشريک مساعی می کنند و هدف اساسی و استراتژيک، تناسب و حالت اصلاح پذيری دايمی بين توانمندی ها و استعداد های سازمانی و خواسته های بازيگران است. به عبارت ديگر، اعتقاد و تصور شرکت های موفق از استراتژی ، به عنوان نوآوری سيستماتيک اجتماعی، طراحی مستمر و مجدد سيستم های پيچيده ی کاری است.

در پايان بايد عنوان کرد که اگر تنها يک سرانجام غيرقابل فرار وجود داشته باشد، اين است که همه ی شرکت ها و سازمان های امروزی ناچارند استراتژی خود را از نو تعريف کنند و برنامه ريزی برای انجام آن، همانند چراغ روشنگری است که آنها را در مسير تاريک و محيط ناهموار و پيچيده ی امروزی نجات می دهد.

 

 

مراجع:

 

1. Byars Lloyd., Strategic Management, Happercollins; Third Fdition, 1991.

2. Antony, Robert & Govinderajan, Management Control System, Mc-Graw Hill: Ninth Edition, 1998.

3. Lynch, Richard, Corporate Strategy, Printice Hall: Second Edition, 1997.

 

 نشريه داخلی انجمن مهندسی صنايع ايران

انجمن علمی مهندسی صنايع دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان

گردآورنده :

محمدعلی سرشت