مهندسي صنايع - مهندس امير

مهندسي مجدد

 

مهندسي مجدد

مشهورترين و جنجال برانگيز ترين نظريه هاي مديريتي در سالهاي اخير بوده و اصل مشهور و چند صد ساله تفسيم كار را نقض كرده است در اين روش ،كارها و پيشه ها بايد معني دار بوده و سازمان مبتني بر وظيفه و هرمي ، تبديل به سازمان افقي و فرآيندي شود. مهندسي مجدد به معناي تحول همه جانبه و آغاز از صفر است .
مهندسي مجدد تحولات تدريجي را نمي‌پذيرد و با در نظر گرفتن دگرگوني هاي پرشتاب تكنولوژي بازار و اقتصاد دگرگونهاي بنيادين و شديد را مدنظر قرار مي دهد. اين دانش تمام
روشهاي سازمان دهي ، مديريت تحول وابزارهاي مهندسي صنايع را مورد استفاده قرار مي دهد.تا بر ويرانه سازملنهاي بوروكراتيك سازمانهاي نوين فرايندگرا و انعطاف پذير بسازد. دكتر مايكل همر در مورد مهندسي مجدد و ماهيت آن در مقاله اتوماسيون كار ساز نيست ، فعاليتهاي زائد را حذف كنيد بيان مي‌دارد كه:
در قلب مهندسي مجدد ، ايده تفكر بريدن از مقررات و قواعد كهنه و منسوخ ، و نيز جدائي از آن فرضياتي است كه بر كارها حاكم بوده است . تا مادامي كه اين مقررات و قواعد را
تغيير ندهيم ، صرفاً به بازچيني صندليهاي روي عرشه كشتي در حال غرق تايتانيك پرداخته‌ايم . امكان ندارد بتوانبم بالاغركردن ياخودكاركردن فرايندهاي موجود بتوانيم به دستاوردها و پيشرفتهاي زياد در عملكردهاي خود دست يابيم . بلكه بايد با فرضيات قديمي و منسوخ در افتاد و قواعد كهنه ائي را كه بيش از هر چيز باعث افت بهره وري شده ، دور بريزيم . مهندسي مجدد به معناي طراحي كردن دوباره فرايندهاي كسب و كار به گونه ايي انقلابي براي دستيابي به بهبود چشمگير است .
اما تعريف رسمي كه در مورد مهندسي مجدد بيان شده به شكل زير مي باشد:
مهندسي مجدد به صورت مناسب عبارت است از بازانديشي بنيادين و طراحي نو و ريشه ائي فرآيندها ، براي دستيابي به بهبود و پيشرفتي شگفت انگيز در معيارهاي حساس امروزي همچون قيمت ، كيفيت ، خدمات و سرعت . در تعريف فوق 4 واژه كليدي وجود دارد كه به توضيح مختصري درباره آنها مي پردازيم :
1) بنيادين :
به هنگام اجراي مهندسي مجدد سؤالات كليدي و ابتدائي از قبيل چرا اينكار را انجام مي‌دهيم و يا چرا كارهايمان را اينگونه كه هست انجام مي دهيم ؟ در خصوص شركتهايشان مطرح مي كنند و سپس هيچ موردي را مسلم فرض نمي كنند و آنچه را كه هست ناديده مي انگارند و بر آنچه كه بايد باشد متمركز مي گردند و يا عبارتي ديگر در مهندسي مجدد
  سازمانها نخست بايد تشخيص داده شود كه يك شركت چه كاري بايد انجام دهد و چگونه و گذشته را به كلي به فراموشي سپرده و چه بوده است ديگر اهميتي ندارد و تنها چگونه بايد باشد مورد توجه و بحث قرار مي گيرد.
2) ريشه ائي : مهندسي مجدد برپا كردن شركتي جديد و نو را در نظر دارد ، نه بهسازي ، اصلاح و بهبود وضع موجود به عبارتي ديگر بطور ريشه ائي به امور رسيدگي مي كند و مشغول امور سطحي نمي گردد بلكه در پي به دور انداختن كهنه هاي موجود در سازمان است .
3 ) شگفت انگيز :
مهندسي مجدد را تنها زماني بكار مي بريم كه نياز به يك انفجار و خانه تكاني ژرف باشد. از اين رو سه نوع شركت وجود دارند كه نياز مبرم به پياده سازي مهندسي مجدد دارند.
الف ) اين نوع شركتها داراي يك بحران شديد و مشكل ژرف و جدي هستند و ديگر چاره ائي براي رهائي از اين بحرانها نيافته اند از اين رو تنها راه درمان را در پياده سازي مهندسي مجدددر سازمان خود يافته اند.
ب ) دومين گروه شركتها آنهائي هستند كه هنوز با مشكلات موجود در داخل و يا خارج از سازمان درگير نشده اند اما مديران آينده نگر اين سازمانها خطر را از دور احساس مي كنند و براي پيشگيري از بروز خطر سقوط به دنبال مهندسي مجدد مي روند.
پ) نوع سوم شركتها آن سازمانهايي هستند كه در وضعيت و موقعيتي مطلوب هستند و با برنامه ريزيهاي خود در حال و آينده داراي هيچ مشكل و معضلي نخواهد شد اما براي افزايش فاصله بين خود و رقباي ديگر به اين نظريه مي پردازند تا كارائي و عملكردشان و زمان حيات خود را نسبت به رقباي ديگر افزايش دهند.
4 ) فرآيند را مجموعه ائي از فعاليتها مي دانند كه يك چند درونداد را گرفته و يك يا چند برونداد را بوجود مي آورند كه براي مشتري داراي ارزش است .

بخشی از مقاله مهندسی مجدد تحولی عظيم در جهت پويائی (محمد مستبصری - عليرضا نجابی ) ارائه شده به دومين کنفرانس ملی مهندسی صنايع، يزد زمستان 1381

منبع