مهندسي صنايع - مهندس امير

معرفي معماري اطلاعات

در دهه گذشته فناوري اطلاعات (Information Technology ) با سرعت چشم گيري در حال تحول بوده است . بعبارت ديگر ، فناوری هاي جديد اطلاعاتي ، هنوز از گرد راه نرسيده ، کهنه ميشوند و سازمانها براي مجهز نگهداشتن خود به آخرين فناوري ها ، ناگزير بطور مستمر هزينه هاي هنگفتي متحمل مي شوند. از طرف ديگر فناوري اطلاعات از يک فناوري براي کاهش هزينه ها و اطلاع رساني سريع ، فراتر رفته و بعنوان يک ابزار توانمندساز (Enabler ) مطرح است . معماري اطلاعات وسيله ايست براي برنامه ريزي توسعه کاربرد فناوري اطلاعات در سازمانها و به عبارت ديگر چارچوبي است براي يکپارچه سازي منابع IT .

تعريف معماري :

هر جا كه نياز به طراحي موجوديت يا سيستمي باشد كه ابعاد يا پيچيدگي آن از يك واحد معين فراتر رفته، يا نيازمنديهاي خاصي را تحميل نمايد، نگرشي ويژه و همه جانبه را لازم خواهد داشت كه در اصطلاح به آن ( معماري) گفته ميشود. معماري تركيبي است از علم، هنر و تجربه كه در رشته هايي نظير ساختمان داراي قدمتي چند هزار ساله است. معماري يعني ارائه توصيفي فني از يك سيستم كه نشان دهندة ساختار اجزاء آن، ارتباط بين آنها و اصول و قواعد حاكم بر طراحي و تكامل آنها در گذر زمان باشد.

معماري اطلاعات :

اساس معماري اطلاعات اين است که رويکرد معماري را (که سالها در ساير رشته هاي مهندسي بکار رفته است) در برنامه ريزي و توسعه فناوري اطلاعات در يک سازمان يا دولت بکار گيرد .

برنامه ريزي معماري اطلاعات در يک سازمان يا دولت (محلي يا ملي)در سه مرحله عمده انجام مي شود :
1. تدوين معماري موجود (وضعيت موجود سازمان از نظر فناوري اطلاعات را بررسي مي کند)
2. تدوين معماري مطلوب (وضعيت مطلوب سازمان از نظر فناوري اطلاعات را تعيين مي کند)
3. تدوين برنامه گذار از وضع موجود به وضع مطلوب (با توجه به امکانات ، منابع و محدوديتها)

هر معماري اطلاعات از چهار جنبه يا بعد تشکيل شده است :

1. کار و مکان : يعني نحوه سازماندهي فرايندهاي کاري سازمانها و توزيع مکاني آنها
2. مجموعه هاي اطلاعاتي : يعني داده هاي لازم براي انجام فرآيندهاي کاري
3. برنامه هاي کاربردي : که براي دسترسي به مجموعه هاي اطلاعاتي و کار با آنها مورد استفاده قرار می گيرد.
4. زير ساخت فني : شامل سخت افزار ، شبکه و ارتباطات لازم براي اجراي برنامه هاي کاربردي

هنگامي که از تعريف معماري موجود يا معماري مطلوب سازمان سخن می گوئيم ، منظور توصيفي است که بايد هرچهار جنبه فوق را در سطحي از کليت ، روشن سازد.


تاريخچه معماري اطلاعات :

درسال 1996 قانوني در کنگره آمريکا به تصويب رسيد که به قانون کلينگر-کوهن معروف شد . مطابق اين قانون ، همه وزارتخانه?ها و سازمانهاي فدرال آمريکا ملزم شدند معماريIT خود را تنظيم نمايند. مسئوليت تدوين ، اصلاح و اجراي معماري IT يکپارچه در هر سازمان مطابق اين قانون بر عهده مدير ارشد اطلاعاتي (CIO) آن سازمان قرار گرفت . قانون کلينگر- کوهن ، معماري IT را چنين تعريف مي کرد :

« يک چارچوب يکپارچه براي ارتقاء يا نگهداري فناوري موجود و کسب فناوري اطلاعاتي جديد براي نيل به اهداف راهبردي سازمان و مديريت منابع آن ».

بدنبال تصويب قانون کلينگر کوهن ، که مهمترين سند قانوني در مورد الزام تنظيم معماري اطلاعاتي در سازمان هاي دولتي آمريکاست ، سازمان مديريت و بودجه ريزي آمريکا (OMB) نيز رهنمودي که در سال 1996 منتشر ساخت ، بر لزوم هماهنگي طرحها و هزينه هاي انجام شده توسط مؤسسات فدرال آمريکا ، از جمله وزارتخانه ها ، سازمانها ، نيروهاي نظامي و دانشگاهايي که از بودجه دولتي استفاده می کنند ، پروژه هايي را براي تنظيم و تدوين معماري اطلاعاتي خود به انجام رسانده اند.

برخي اصول راهبردي معماري اطلاعات :

1. بهينه سازي بودجه سازماني از طريق برنامه ريزي و هماهنگي منابع مديريت اطلاعات بين برنامه ها ، بخش ها و ادارات مختلف
2. تسهيل تصميم گيري مناسب از طريق تأمين اطلاعات مقتضي
3. پاسخ گويي سريع به نيازهاي اطلاعاتي از طريق ساماندهي پايگاه ها و سيستمهاي اطلاعاتي با هدف تأمين حداکثر دسترس پذيري ، تغييرو گزارش گيري
4. حل مسائل سازماني با راه حل هاي سازماني از طريق به حداقل رساندن افزونگي و دوباره کاری هاي اطلاعاتي بين برنامه ، بخش ها و ادارات مختلف
5. بهينه سازي سرمايه گذاري سازماني در IT از طريق تدوين برنامه ها و معماري جامع IT
6. حرکت در جهت همگرايي و يکپارچه سازي اطلاعاتي ادارات محلي ، سازمان هاي تابع و پيمانکاران با تشويق به تبديل سيستم هاي قديم و ايزوله
7. مديريت صحيح و کارامد پروژه هاي فناوري اطلاعات
8. پاسخ‌گويي به شرايط در حال تغيير