مهندسي صنايع - مهندس امير

تجربه

گاهی اوقات بعد از سال ها تجربه، احساس میکنی باید روی برخی از تکنیک های مدیریتی بیشتر تمرین کنی.

یکی از اونها مدیریت در شرایط بحرانی هست که انتظارات مدیریت عامل و هیات مدیره تغییر می کنه.  تو این شرایط دو راه داری :

راه اول اینکه از عدم آگاهی کافی اونها استفاده کنی و خیلی راحت از یه سری مسایل چشم پوشی کنی. که مدیران میانی در ایران, عموماً این راه رو پیش میگیرن و معمولاً موفق هستن.

راه دوم اینه که سخت تلاش کنی تا اینکه کارها اونجوری که مد نظر مدیریت عامل و هیات مدیره هست ولی علمی و اصولی انجام بشه. که معمولاً به علت حجم زیاد کار در مدت زمان کوتاه اشکالاتی هم داره.

نویسنده : مهندس امیر : ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم

نرم افزار کامفار - COMFAR

کلمه COMFAR اختصار عبارت انگلیسی COmputer Model for Feasibility Analysis and Reporting  «مدل کامپیوتری برای آنالیز امکان سنجی و گزارش گیری» می‎باشد. این برنامه توسط واحد ارزیابی اقتصادی بخش عملیات یونیدو در سال 1979 در نیویورک تهیه و تدوین شده است. مدل اصلی این برنامه با استفاده از زبانهای برنامه نویسی پاسکال و C که قریب به 50.000 خط (معدل یک کتاب 2500 صفحه‎ای) می‎شود توسط یک تیم 7 نفره در مدت یک سال و نیم طراحی شده است.

در تهیه این برنامه کامپیوتری از تجربیات بیش از 30 کمیته ازریابی اقتصادی کشورهای مختلف بهره گرفته شده است و پس از طی 3 سال دوران آزمایشی؛ و رفع اشکالات؛ برای اولین بار در سال 1983 به بازار عرضه گردیده است. هزینه تهیه این برنامه بالغ بر یک و نیم میلیون دلار بوده و هم اکنون بیش از نیم میلیون نسخه از آن در سراسر جهان و به 15 زبان (از جمله انگلیسی؛ فرانسوی؛ آلمانی؛ چینی؛ هلندی؛ ایتالیایی؛ عربی؛ روسی؛ پرتغالی؛ اسپانیایی و ...) در حال بهره‎برداری می‎باشد.

نسخه اول COMFAR سال 1983 و نسخه 1.1 آن در نوامبر 1984 به بازار عرضه شد و به دلیل استقبال از آن؛ نسخه 2 و 2،1 آن در سال‎های 1986 و 1989 ارائه گردید. این برنامه هم اکنون توسط نظم پویان صنعت نوین تحت نظارت یونیدو به فارسی برگردانده شده است و آخرین نسخه آن در اختیار متقاضیان قرار می گیرد.

اهداف برنامه

زمانی که ایده‎های متفاوت جهت سرمایه‎گذاری و انتخاب مطرح گردید؛ سرمایه گذاران به دنبال راه حل‎های مختلفی بودند تا بتوانند بهترین تصمیم را بگیرند. اما وجود پارامترهای فراوان (بیش از 4000 متغیر) محاسبات را گاهاً آنقدر پیچیده می‎کرد که تصمیم گیرندگان از نتایج آنها اطمینان لازم را نداشتند. از طرف دیگر نگرش‎های متفاوت به یک موضوع خاص؛ باعث می‎شد تا نتایج یکسان حاصل نشود. به عبارت دیگر در مورد یک طرح؛ برخی از محاسبات طرح را اقتصادی جلوه می‎داد و بعضی دیگر کلاً آن را رد می‎کرد. این موضوع سبب شد تا دست‎اندکاران به فکر استاندارد نمودن تعاریف و محاسبات افتادند. اما مشکل اصلی یعنی پیچیدگی عملیات محاسباتی هنوز باقیمانده بود. برای حل این مشکل؛ کمیته‎ای در UNIDO برای استاندارد و کامپیوتری کردن همزمان ارزیابی اقتصادی طرح‎ها تشکیل شد و نهایتاً برنامه COMFAR تهیه و به بازار عرضه گردید.


الف  نرم افزار کامفار :

طرح تجاری و پیش بینی درآمد و برآورد هزینه پروژه های صنعتی، معدنی، کشاورزی، زیربنایی، دریانوردی و ... با استفاده از نرم افزار کامفار انجام می پذیرد.

نرم افزار تخصصی کامفار یک برنامه کامپیوتری است که از طرح تحقیقات قبل از بهره برداری حمایت می کند و استفاده از آن سازماندهی و محاسبه گزارشات مالی و اقتصادی را آسان میسازد.

این نرم افزار بر اساس مطالعات امکان سنجی و یا به عبارتی توجیه¬پذیری و یا قابل اجراء بودن و یا نبودن طرح و مطالعات فرصت یابی برای هر طرح صنعتی و معدنی طراحی گردیده است. نتایج این نرم افزار بیانگر جذابیت اقتصادی طرح بر اساس محدود و یا نامحدود بودن بودجه اقتصادی سازمان مجری می باشد.

ب- ورودیهایی نرم افزار کامفار :

- تعریف پروژه

- برنامه ریزی زمانی (فاز ساخت، فاز بهره برداری)

- محصولات

- واحدهای پولی (واحد پول داخلی، واحد پول خارجی)

- تورم (داخلی، خارجی)

- مشارکتها (داخلی، خارجی)

- تنزیل (نرخ تنزیل کل سرمایه گذاری، نرخ تنزیل سهام دار)

- هزینه های ثابت سرمایه گذاری شامل: ( خرید زمین، محوطه سازی و بهبود زمین، کارهای عمرانی و ساختمانها، ماشین آلات و تجهیزات کارخانه، تجهیزات خدماتی و جانبی کارخانه، حفاظتهای زیست محیطی، هزینه های سربار، هزینه های قبل از بهره برداری و هزینه های پیش بینی نشده)

- هزینه های تولید شامل: (مواد خام، ملزومات کارخانه، یوتیلیتی، انرژی، قطعات یدکی مصرف شده، تعمیرات و نگهداری، حق امتیاز، دستمزد، مالیات، هزینه سربار کارخانه، هزینه های اداری، هزینه های اجاره بلند مدت، هزینه های بازار یابی)

- برنامه فروش (فروش داخلی ، فروش خارجی)

- سرمایه در گردش (موجودی کالا، مطالبات، تنخواه)

- منابع تامین مالی (یارانه، آورده سهام دار، وام کوتاه مدت و دراز مدت)

- مالیات، یارانه

ج- خروجیهای نرم افزار کامفار :

 - بررسی های مالی

- برآورد سرمایه گذاری ثابت

- برآورد سرمایه در گردش

- برآورد هزینه سالیانه تولید

- برآورد استهلاک سالیانه سرمایه گذاری

- برآورد کل سرمایة مورد نیاز طرح

- برآورد قیمت تمام شده به تفکیک هزینه ها

- تعیین منابع تأمین مالی طرح و هزینه های مالی آن

- تحلیل درآمدها و هزینه های طرح

- تعیین عملکرد سود و زیان طرح برای کل سرمایه گذاری و آورده سهام

- بررسی های اقتصادی

- تعیین جریان خالص نقدی کل سرمایه‌گذاری

- تحلیل جریان نقدینگی تنزیل شده DCF

- نرخ بازده داخلی IRR

- تعیین ارزش فعلی خالص(npv)

- تعیین نرخ و دورة بازگشت داخلی(pbp) کل سرمایه

- تعیین نرخ و دورة بازگشت داخلی برای آورده سهامداران

- تعیین دوره بازگشت سرمایه

- تحلیل نقطه سربسر

- شاخص سود آوری PI

- تحلیل حساسیت طرح به هزینه¬های پیش¬بینی نشده

- انجام آنالیز حساسیت پروژه و تحلیل ریسک

- تحلیل نسبتهای مالی

- تحلیل اثرات متقابل طرحها (آنالیز تلفیقی)

- تهیة صورت حسابهای مالی


دیکشنری کامفار 

Abbreviation: مخفف واحد پولی, این مخفف در پنجره مربوط به واحدهای پولی معرفی می شود.

Accounting Currency: واحد پولی مورد استفاده در عملیات حسابداری. در حقیقت این واحد پولی آن واحدی است که در جداول و گزارشات حسابداری (و یا خروجی نرم افزار) کلیه ورودی ها و خروجی های پروژه بر مبنای آن بیان می شوند. اگر این واحد پولی یک واحد پولی داخلی باشد, در صورت وجود واحدهای پولی خارجی این ارقام توسط نرخ تسعیر ارزی که در پنجره واحدهای پولی معرفی شده, به واحد پول داخلی تبدیل می شوند و بالعکس. واحد پولی مورد استفاده در عملیات حسابداری در پنجره واحدهای پولی تعریف می شود.

Accounts payable: حسابهای پرداختنی. این حساب ها بیانگر خرید کالا و خدمات به صورت نسیه می باشد. در واقع زمانی که بابت خریدها از جمله خرید مواد اولیه مورد نیاز پروژه, وجهی پرداخت نمی شود بهای این خرید ها در این حساب نشان داده می شود. جهت محاسبه این حساب از تعداد روزهای پوشش حساب های پرداختنی که در پنجره سرمایه در گردش تعریف شده, استفاده می شود. هر گونه کاهش (افزایش) در حساب های پرداختنی موجب افزایش (کاهش) در سرمایه در گردش می شود.

Accounts Receivable: حساب های دریافتنی. این حساب ها بیانگر فروش های نسیه می باشد. در حقیقت زمانی که در هنگام فروش محصولات پروژه وجهی دریافت نمی شود, بهای محصولات فروش رفته در این حساب نمایش داده می شود. جهت محاسبه این حساب از تعداد روزهای پوشش حسابهای دریافتنی که در پنجره سرمایه در گردش تعریف شده, استفاده می شود. هر گونه کاهش (افزایش) در حساب های پرداختنی موجب کاهش (افزایش) در سرمایه در گردش می شود.

Actual end of production: تاریخ خاتمه تولید یک محصول یا خدمت خاص. این تاریخ توسط نرم افزار Comfar III به صورت خودکار همان تاریخ خاتمه فاز تولید که قبلا مشخص شده است, در نظر گرفته می شود ولی می توان این تاریخ را در پنجره محصولات پروژه تعریف کرد.

Actual start up of production: تاریخ شروع تولید یک محصول یا خدمت خاص. نرم افزار به صورت خودکار این تاریخ را همان تاریخ شروع فاز تولید ( تاریخ خاتمه فاز ساخت) در نظر می گیرد, ولی کاربر می تواند این تاریخ را در پنجره محصولات پروژه تعریف نماید.

Add to print job: گزارشات نرم افزار Comfar III را هم می توان به صورت همزمان با استفاده از آن, چاپ کرد و هم اینکه آنها را در یک مکان خاص ذخیره کرد و در پایان به صورت یک جا چاپ کرد. با استفاده از این دستور می توان گزارشات را جهت چاپ نهایی ذخیره نمود. این دستور در منوی چاپ یافت می شود.

Adjustment Factor: عامل تعدیل یا نسبت ارزش بازار تعدیل شده به ارزش مالی. در حقیقت با ضرب عامل تعدیل در ارزش مالی هر یک از ورودی ها و خروجی های پروژه, ارزش بازار تعدیل شده آنها حاصل می شود و به منظور حذف انحرافاتی است که در قیمت های بازار صورت می پذیر. ارزش بازار تعدیل شده در ارزیابی اقتصادی پروژه کاربرد دارد و عامل تعدیل در پنجره های تعدیل هر یک از ورودی ها و خروجی های پروژه به صورت مجزا تعریف می گردد.

Agricultural: پروژه های کشاورزی. منظور پروژه هایی است که هدف اصلی آنان تولید و فروش محصولات کشاورزی و دام و طیور می باشد. نوع پروژه که یکی از انواع آن کشاورزی است در پنجره پروژه جدید مشخص می گردد.

Allowances: معافیت, پاداش. این گونه معافیت ها و پاداش ها به منظور تشویق سرمایه گذاری در برخی موارد خاص توسط مقامات دولتی اعطاء می شود که در نهایت باعث کاهش بدهی های مالیاتی می شو. مبلغ معافیت سرمایه گذاری از سود کسر می شود که این باعث کاهش مالیات قابل تمحاسبه می گردد. معافیت استهلاک نیز هم ارزش دفتری دارایی ها را می کاهد و هم استهلاک قابل کسر را طی یک دوره مالی افزایش می دهد که این دو مسئله هر دو به همراه یکدیگر باعث کاهش مالیات محاسباتی می شود. این معافیت ها در پنجره مالیات ها و معافیت ها تعریف می شود.

Analyze: تحلیل. در این بخش منظور تحلیل های اقتصادی است که ارزش های اقتصادی از طریق تعدیل اطلاعات مالی محاسبه می نماید.

Annual Sales: میزان فروش محصولات و خدمات یک پروژه طی هر یک از سال های فاز بهره برداری پروژه. این میزان در پنجره برنامه فروش برای هر یک از محصولات و خدمات به طور مجزا تعریف می شود.

Annuity: یک نوع از بازپرداخت وام های مربوط به پروژه که در آن جمع پرداخت های بهره واصل وام ثابت می ماند. در حقیقت بهره با افزایش در اصل (اقساط) وام, کاسته می شود. نوع وام در پنجره تامین مالی در بخش شرایط وام تعریف می شود.

Assign Economic Analysis: اجرای تحلیل اقتصادی. با انتخاب این گزینه, کلیه اقلام مالی مربوط به تحلیل های اقتصادی انتخاب می شوند که معیار این انتخاب دو مورد می باشد: 1) انحراف زیاد از قیمت های بازار و 2) ارزش های بالا نسبت به سایر اقلام, که ایندو معیار بایستی به صورت همزمان لحاظ شوند. این گزینه در منوی تغییرات (Edit Menu) یافت می شود.

Balance sheet and Ratios: ترازنامه و نسبت ها (مالی و کارایی). ترازنامه در واقع تصویر واحد تجاری را در یک لحظه از زمان نشان می دهد.در تراز نامه ارزش دارایی ها و بدهی ها و تفاوت آنها که خالص ثروت شهرت دارد, تشریح می شود. نسبت ها نیز نمایانگر روابط موجود بین پارامترهای مختلف استخراج شده از ترازنامه می باشند که به عنوان شاخص هایی جهت ورشکستگی, نقدینگی و یا سوددهی به کار گرفته می شوند. از جمله این نسبت ها می توان به نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و یا نسبت جاری اشاره کرد.

Break-even-analysis: تجزیه و تحلیل نقطه سر به سر. در نقطه سربه سر, درآمد فروش به طور کامل قادر به پوشش هزینه های ثابت و متغیر می باشد و چیزی به نام سود برای واحد تجاری باقی نمی ماند.

واحد تجاری زیر نقطه سربه سر با زیان رو به روست و بالای آن نقطه سودده خواهد بود. نقطه سربه سرمی تواند در قالب حجم فروش, درآمد و یا درصد ظرفیت به کار گرفته شده, عنوان گردد. نقطه سر به سر شاخصی جهت ریسک محسوب می شود که این ریسک با افزایش ظرفیت در نقطه سر به سر, افزوده می شود.

Business Result: نتایج تجاری. این نتایج شامل یکسری گزارشات مالی (درآمد, تراز نسبت ها, جریانات نقدی, هزینه های مستقیم, سربه سر و غیره) قابل چاپ می باشند. در حقیقت نتیجه تحلیل های مالی در قالب نتایج قابل نمایش و چاپ هستند.

C

Calculation: محاسبه. در واقع محاسبات بر روی داده های ورودی پروژه انجام می گیرد که نتایج تجاری حاصل این محاسبات خواهند بود. جهت اجرای محاسبات از منوی مقیاس (Module) استفاده می شود.

Calculator: ماشین حساب. وسیله ای جهت انجام محاسبات ریاضی. استفاده از این ابزار مناسب از طریق منوی تغییرات امکان پذیر می شود. همچنین در بالای صفحات مورد استفاده در نرم افزاری و بسیاری از پنجره های مربوط به ورود اطلاعات مورد نیاز پروژه, این ماشین حساب با شکل خاصی (قرمز رنگ) ملاحظه شده و قابل استفاده می باشد.

Capitalize interest: بهره پرداخت نشده در مورد برخی وام ها, بهره متعلقه به دلایلی پرداخت نمی شود و به مبلغ اسمی اولیه وام اضافه می شود و اصطلاحا این بهره, سرمایه ای می شود. همزمان , این میزان بهره پرداخت نشده, به شکل یک دارایی ظاهر شده و به روش تعریف شده توسط کاربر, مستهلک می شود.

Cash Flow: جریانات وجه نقد. این جریانات شامل وجوه نقد ورودی به پروژه وجوه نقد خروجی از آن (قابل طرح با واژه های پولی) می باشد که مربوط به برنامه ریزی مالی, بازده کل سرمایه گذاری و بازده صاحبان حقوق پروژه می باشد.

Cash- in- hand : وجوه در دست. بخشی از سرمایه در گردش که نمایانگر وجوه نقد ذخیره شده جهت تامین پرداخت های احتمالی کوتاه مدت می باشد. به عبارت دیگر برخی از وجوه پروژه که جهت مخارج جاری پروژه نگهداری می شود.

Coefficient of Turnover: ضریب گردش یا تعداد روزهای گردش هر یک از اقلام مربوط به سرمایه در گردش طی یک سالی مالی (این سال مالی معمولا 360 روز در نظر می گیرد می شود). این ضریب از طریق تقسیم عدد 360 بر تعداد روزهای پوشش مربوط به هریک از این اقلام محاسبه می شود.

Compare: مقایسه در منوی گرافیک, واژه مقایسه به چشم می خورد که عملکرد یک پروژه را با پروژه های دیگر مورد مقایسه قرار می دهد. لازم به ذکر است که این گزینه در مورد نسخه فعلی از Comfar III فعال نمی باشد.

Constant Principal: نوعی از وام می باشد که اصل وام در اقساط مساوی طی دوره مشخصی از زمان بازپرداخت می شود.

Construction phase: فاز ساخت. مرحله ای از پروژه که طی آن پروژه مورد ساخت و استقرار (اجرا) قرار می گیرد. در واقع در این فاز مراحل ساخت یک پروژه انجام می شود و انجام آن جهت رسیدن به دوره بهره برداری ضروری است. لازم به ذکر است که استهلاک دارایی ها در فاز ساخت امکان پذیر نیست و بایستی این استهلاک تا دوره بهره برداری محاسبه نشود.

Begin: منظور تاریخ شروع فاز ساخت پروژه می باشد.

Length : طول مدت دوره ساخت که در قالب سال و یا ماه قابل بیان می باشد.

End: آخرین روز فاز ساخت مد نظر است که خود به صورت اتوماتیک محاسبه و نمایش داده می شود و توسط کاربر قابل اصلاح و تغییر نمی باشد.

Coordinates: مختصات. منظور مختصات هر یک از نقاط موجود در نمودار با توجه به محورهای افقی و عمودی نمودارهای ارائه شده در نرم افزار Comfar III می باشد. واژه مختصات در منوی گرافیک قابل ملاحظه می باشد. با علامت زدن در کنار این واژه می توان مختصات نقاط دلخواه در نمودار را ملاحظه نمود.

Copy: کپی. با استفاده از این واژه می توان یک گروه از داده ها را از مکانی به مکان دیگر منتقل کرد, بدون آنکه داده ها از مکان اولیه خود حذف شوند. این واژه در منوی تغییرات مشاهده شده و از طریق واژه ‌‍Paste تایید می شود.

Cost allocation: تخصیص هزینه. زمانیکه در هنگام تعیین مشخصات ویژه پروژه مستله تخصیص هزینه نیز علامت زده شود, به صورت خودکار گزینه های مربوط به تخصیص هزینه ظاهر می شوند. البته Comfar IIIتوصیه می کند که همزمان با انتخاب گزینه تخصیص هزینه, مسئله مراکز هزینه نیز انتخاب شود. با استفاده از مسئله تخصیص هزینه می توان هزینه های موجود در پروژه را (برمبنای مراکز هزینه) به محصولات پروژه تخصیص داد و گامی در جهت انجام حسابداری صنعتی برداشت.

Cost- benefit analysis: تجزیه و تحلیل منافع- مخارج. این گونه تجزیه و تحلیل ها در رابطه با تجزیه و تحلیل های اقتصادی انجام می شود. در واقع در این گونه تحلیل ها ارزشهای ورودی ها و خروجی های پروژه به ارزش های اقتصادی تبدیل می شوند و منافع و مخارج حاصل از آنها مورد مقایسه قرار می گیرند.

Value added: ارزش افزوده پروژه. این ارزشی افزوده از طریق کسر کردن هزینه های مربوط به مواد اولیه و خدمات واسطه ای به کار گرفته شده در تولید از قیمت بازار آن کالا و خدمات بدست می آید.

Net Foreign exchange خالص ارزش وجوه از ورودی و خروجی به پروژه. این خالص می تواند شامل جریانات ورودی مستقیم حاصل زا صادرات محصول و جریانات خروجی مستقیم حاصل از واردات مواد اولیه باشد. همچنین جریانات ورودی و خروجی غیر مستقیم حاصل از مبادلات ارزی مربوط به فعالیت های پروژه نیز شامل این خالص ارزش وجوه ارزی می شود.

Employment Effect: اثرات استخدامی پروژه, به عبارت دیگر فرصت های استخدامی که از اجرای یک پروژه حاصل می شود. میزان سرمایه گذاری به ازای هر نفر اسختدام شده در یک پروژه, شاخصی برای مؤثر بودن پروژه از جهت اشتغال زایی تلقی می شود.

Economic appraisal : ارزیابی اقتصادی و به عبارت دیگر تجزیه و تحلیل مخارج و منافع یک پروژه که این تحلیل از طریق تعدیل ارزش های بازار توسط حذف انحرافات و کاربرد پارامترهای ملی و محلی امکانپذیر می شود. یک معیار عمومی جهت قابل پذیرش بودن یک پروژه فزونی منافع بر مخارج مربوط به آن می باشد. تجزیه و تحلیل ارزش افزوده پروژه یکی از راهکارهای موجود جهت ارزیابی اقتصادی پروژه می باشد.

Cost Center: مرکز هزینه. در حقیقت یک فعالیت اصلی از پروژه که میتوان یک گروه از هزینه ها را بدان مربوط کرد, به عنوان یک مرکز هزینه تلقی می شود. از جمله مراکز هزینه می توان به مرکز تولید- انبار و حمل و نقل اشاره کرد. اطلاعات مربوط به مرکز هزینه را زمانی می توان در اطلاعات ورودی پروژه وارد کرد که در قسمت مشخصات ویژه پروژه, گزینه مربوط به مرکز هزینه علامت زده شده باشد.

Cost center analysis: تجزیه و تحلیل مرکز هزینه. در واقع جهت انجام تجزیه و تحلیل ساختاری پروژه, هزینه ها به فعالتی های خاصی تخصیص داده می شوند. اگر تحلیل مرکز هزینه در بخش مشخصات ویژه پروژه فعال شده باشد, در کلیه پنجره های مربوط به هزینه, بخش تجزیه و تحلیل مراکز هزینه مشاهده می شود. در این بخش می توان هر یک از هزینه ها را به مرکزی خاص نسبت داد.

Cost structure: ساختار هزینه ها که در واقع بیانگر سلسله مراتب نزولی مخارج و هزینه های یک پروژه می باشد و به عبارت دیگر هزینه های پروژه را از بالا به پایین به نمایش می گذارد.

Costs: هزینه ها که بیانگر مبالغ پرداخت شده جهت سرمایه گذاری و تولید در یک پروژه می باشند. این هزینه ها می توانند در قالبی مالی بیان شوند و یا به منظور تحلیل های اقتصادی در مورد تعدیل مناسب قرار گیرند.

Annual adjustments (fixed and variable costs)هزینه های تولید یا می توانند در قالب هزینه های استاندارد بیان شوند و یا در قالب هزینه های سالانه و یا ترکیبی از هر دو که در صورت استفاده از هزینه های سالانه از گزینه تعدیلت سالانه استفاده می شود. در صورت معرفی هزینه های استاندارد, استفاده از هزینه های سالانه می تواند به منظور نمایش انحرافات مثبت و یا منفی از استانداردها باشد, لذا هر گونه انحرافی از هزینه های استاندارد از طریق مقایسه این هزینه ها با هزینه های سالانه (annual adjustment) حاصل می شود. البته در بخش های هزینه های سالانه هم می توان بخش ثابت را از متغیر تفکیک نمود.

Cost by products: در صورت انتخاب گزینه تخصیص هزینه ها, هزینه های مستقیم مربوط به هر محصول تحت این عنوان مشخص می شود.

Fixed costs: هزینه هایی که در طول هر سال از تولید ثابت هستند و با تغییر در ظرفیت تولید کم و زیاد نمی شوند.

Fixed part: درصدی از هزینه های تولید که طی سال تولید ثابت اند و با تغییر در ظرفیت تولید کم و زیاد نمی شوند.

Indirect costs: هزینه های غیر مستقیم و به عبارت دیگر هزینه هایی که به طور مستقیم قابل تخصیص به یک محصول خاص نیستند و این بیشتر در زمانی اتفاق می افتد که تولید چند محصولی وجود داشته باشدو این هزینه ها با توجه به مبنایی که در بخش تخصیص هزینه ها مشخص می شوند, به محصولات تخصیص داده می شوند.

Per unit of out put: میزان مواد مصرفی در هر واحد تولیدی

Total costs: جمع هزینه های عملیاتی, مالی, بازاریابی و استهلاک

Standard production costs at nominal capacity: مقادیر و هزینه های مربوط به ورودی های مورد نیاز جهت تولید یک محصول خاص در یک ظرفیت تولیدی اسمی تعریف شده. این مقادیر در هزینه های هر واحد صرفی ضرب شده و کل هزینه استاندارد تولیدی مربوط به یک واحد محصول را به دست می دهد. هزینه تولید واقعی از جمع بخش ثابت و بخش متغیر هزینه های تولید به دست می آید که تابعی از نرخ واقعی تولید در ظرفیت اسمی تولید است.

Variable costs: هزینه های متغیر که به صورت خطی تابعی از جم تولید واقعی اند. بخش متغیر هزینه ها به صورت درصدی از کل هزینه های استاندارد در پنجره هزینه های تولیدی تعریف می شود.

Variable Part: درصدی از هزینه های تولید که مستقیما با حجم تولید تغییر می کنند. این درصد در پنجره هزینه های تولید تعریف می شوند.

Currencyواحد پولی که ارزش ورودی ها و خروجی های پروژه را نمایش می دهد. در مورد تحلیل مالی هم می توان از واحد پولی داخلی و هم واحد پولی خارجی استفاده کرد.

Name: نام واحد پولی

Abbreviation: مخفف واحد پولی ( به عنوان مثال Rls برای ریال ایرانی)

Exchange Rate: نرخ تسعیر که بیانگر تعداد واحدهای پولی معادل یک واحد پولی خاص می باشد. به عنوان مثال هر یک دلار آمریکا معادل 8000 ریال ایران است که 8000 همان نرخ تسعیر برای تبدیل دلار آمریکا به ریال ایران مورد استفاده قرار می گیرد که از طریق ضرب 8000 در دلار آمریکا می توان ریال ایران را بدست آورد.

Cut: گزینه ای جهت انتقال یک مجموع داده ها از یک مکان به مکان دیگر که در منوی تغییرات ملاحظه می شود. در صورت این انتقال, مجموع داده ها از مکان اول کاملا حذف خواهد شد. عمل انتقال همانند کپی داده ها, با انتخاب گزینه Paste تایید و تکمیل می شود.

D

Data Input: ورود داده ها. نرم افزار Comfar III به کاربر اجازه می دهد در مکان های مورد نیاز اطلاعات لازم را هم به صورت متن و هم به صورت عددی وارد کند.

Data Structure: ساختار داده ها. داده های مربوط به یک پروژه می توانند به صورت یک ساختار درختی وارد نرم افزار Comfar III شوند که در این صورت هم نظم داده ها رعایت می شود و هم اینکه ورود اطلاعات کمتر با مشکل مواجه می شود و کمتر اطلاعاتی جهت ورود فراموش می شوند. تنه اصلی این درخت همان پروژه مورد نظر کاربر می باشد. شاخته های اصلی یک پروژه صنعتی به شرح زیر می باشند: شناسایی پروژه, برنامه ریزی زمانی, محصولات , واحد های پولی, ساختار مراکز هزینه, تورم , مشارکت ها, تنزیل وجوه نقد, هزینه های سرمایه گذاری, ‌هزینه های تولید, برنامه فروش, سرمایه در گردش, منابع تامین سرمایه, مالیات ها ومعافیت ها, تاریخ شروع (در مورد پروژههای بهسازی و نوسازی) و تحلیل اقتصادی, ساختار داده ها با توجه به نوع پروژه (صنعتی, کشاوررزی, معدنی و غیره) ممکن است متفاوت باشد.

Decimal Digital: تعداد اعشار را جهت نمایش نتایج تحلیل ها قابل تعیین در منوی تغییرات می باشد.

Default: در نرم افزار Comfar III این امکان وجود دارد که برای برخی از ارقام و شرح ها مواردی را به صورت قراردادی تعیین کرد. البته از طریق این گزینه در منوی تغییرات می توان برخی از این موارد قراردادی را تغییر داد. به عنوان مثال می توان به موارد زیر که به صورت قراردادی در این نرم افزار تعریف شده اند, اشاره کرد:

- تخصیص واحد پول داخلی ومخفف مربوط به آن

- انواع روش های استهلاک

- ذخیره کردن فایل های ایجاد شده

- حداقل روزهای پوشش یا ضریب گردش

و ...

Delete: از طریق این گزینه که در منوی تغییرات به چشم می خورد, می توان گروهی از داده ها را از مجموعه داده ها حذف کرد.

Depreciation allowance: معافیت ناشی از استهلاک که از طریق افزایش هزینه استهلاک انجام می شود و نهایتا باعث کاهش درآمد مشمول مالیات می شود. این امر یکی از مواردی است که در هنگام تشویق سرمایه گذاری در برخی موارد خاص اجرا می شود.

Deprecation Conditions: شرایط مربوط به محاسبات استهلاک بایستی در پنجره های مربوط به سرمایه گذاری و نیز پنجره مربوط به بهره های پرداخت نشده (سرمایه ای شده) مشخص شود. از جمله این شرایط می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- روش استهلاک

- تاریخ شروع استهلاک

- نرخ سالانه استهلاک

- مدت عمر دارایی

- ارزش قراضه (به صورت درصدی از ارزش اولیه دارایی)

Deprecation type: انواع روش های استهلام نوع رش استهلاک بایستی در پنجره مربوط به هزینه های سرمایه گذاری و نیز پنجره مربوط به وام در مورد بهره های پرداخت نشده, مشخص شود.

Linear to scrap: روش استهلاک خطی مستقیم تا ارزش قراضه. در این روش از ارزش اولیه دارایی, ارزش قراضه کسر شده و تقسیم بر تعداد سال های عمر آن دارایی شده و مبلغ استهلاک برای هر سال که برای آنها مساوی است, محاسبه می شود.

Linear to zero: روش استهلاک خطی مستقیم تا صفر. در این روش ارزش اولیه دارایی بر تعداد سال های عمر دارایی تقسیم می شود و ارزش استهلاک که برای سال های مورد نظر مساوی است , محاسبه می شود.

Acceterated: روش های استهلاک شتابدهنده. در این روش بیشترین مبلغ استهلاک در سال اول محاسبه می شود و روش محاسبه استهلاک بدین صورت است که ارزش اولیه خرید دارایی منهای ارزش قراضه آن در نرخ استهلاک تعیین شده ضرب می شود. برای سال های بعدی ارزش دفتری دارایی در نرخ مورد نظر ضرب می شود و بدین ترتیب مبلغ استهلاک به صورت سالانه کاسته می شود.

Sum-of-digital : روش مجموعه سنوات. در این روش مبلغ استهلاک در هر سال به سال محاسبه استهلاک بستگی دارد و بدین صورت محاسبه می شود که جهت تعیین نرخ استهلاک در هر سال, کسر این نرخ از این رابطه بدست می آید: جمع سال های عمر دارایی تعداد سال های عمر دارایی به صورت نزولی عنوان می شود (مثلا عمر 4 ساله: 10=4+3+2+1) و در صورت کسر تعداد سال های عمر دارایی به صورت نزولی عنوان می شود (مثلا نرخ استهلاک در سال اول در مثال قبلی 10/4, در سال دوم 10/3, در سال سوم 10/2, در سال چهارم 10/1 است).

Depth of analysis: عمق تحلیل ها و به عبارت دیگر نوع تحلیل که می تواند مالی و اقتصادی باشد. این نوع در هنگام شناسایی پروژه تعیین می شود. لازم به ذکر است که نرم افزار Comfar III به صورت قراردادی, تحلیل مالی را حتما انجام می دهد, ولی تحلیل اقتصادی توسط کاربر درخواست می شود.

Direct costing: هزینه یابی مستقیم. هزینه های در پنجره های مربوط به هزینه های تولیدی, به طور مستقیم به برخی محصولات تخصیص داده می شوند و جهت محاسبه حاشیه فروش یا حاشیه سود و محصول مورد استفاده قرار می گیرد.

Direct Data: داده های مستفقیم. آن دسته از داده ها (هزینه ها یا درآمدها) که به طور شخصی به یک محصول خاص مربوط می شود, داده های مستقیم و بقیه داده های غیر مستقیم تلقی می شوند.

Discounted cash flow: جریان وجوه نقد تنزیل شده. جهت احتساب ارزش زمانی پول. بایستی ارزش فعلی وجوه آتی محاسبه شود که این از طریق تنزیل این وجوه با استفاده از نرخ تنزیل که در پنجره معرفی شده, انجام می پذیرد.

Discounted return on total equity: بازده تنزیل شده کل حقوق. این بازده از طریق تنزیل مابه التفاوت وجوه مازاد پروژه قبل از وجوه نقد توزیع شده به عنوان سود سهام, و کل سرمایه پرداخت شده توسط سرمایه گذاران محاسبه می شود. لذا این رقم نشانگر بازده بالقوه پروژه از ناحیه صاحبان حقوق پروژه می باشد. البته بازده مؤثر بستگی به سیاست سود سهام اتخاذ شده توسط صاحبان پروژه دارد. از سوی دیگر این بازده بالقوه از لحاظ تئوری حداکثر بازده ممکن پروژه می باشد.

Discounting: تنزیل کردن یا فرایند محاسبه ارزش فعلی وجوه نقد آتی با استفاده از نرخ تنزیل مناسب. با تقسیم عدد یک بر نرخ تنزیل, عامل تنزیل محاسبه می شود که با نزدیک شده به زمان حال این عامل به عدد یک نزدیک و نزدیک تر می شود.

E

Economic analysis: تجزیه و تحلیل اقتصادی. زمانی که کلیه ورودی ها و خروجی های پروژه در قالب ارزش های اقتصادی اشان بیان شوند, این تحلیل ها قابل انجام است. جهت تبدیل ارزشهای مالی ورودی ها و خروجی ها ی پروژه به ارزش های اقتصادی شان از عوامل و نرخ های مناسب تبدیل بهره گرفته می شود.

Economic rate of return: نرخ بازده اقتصادی که همان نرخ بازده داخلی است که با توجه به قیمت های ارزش های اقتصادی محاسبه شده است.

Edit node: ویرایش داده ها. اطلاعات و داده های ورودی پروژه غالبا قابل اصلاح و ویرایش توسط این گزینه که در اغلب پنجره ها ملاحظه می شود, هستند. همچنین جهت ویرایش مورد نظر از منوی تغییرات نیز بهره گرفته می شود.

Efficiency ratios: نسبت های کارایی. این نسبت ها بیانگر چگونگی استفاده منابع به کار گرفته شده در یک پروژه می باشند که از طریق ارتباط بین برخی پارامترهای موجود در پروژه محاسبه می شوند. این نسبت ها معمولا جهت مقایسه پروژه ها با یکدیگرو یا با یک صنعت خاص استفاده می شود.

Employment effect: اثرات استخدامی پروژه. به عبارت دیگر فرصت های استخدامی که از اجرای یک پروژه حاصل می شود. میزان سرمایه گذاری به ازای هر نفر استخدام شده در یک پروژه, شاخصی برای مؤثر بودن پروژه از جهت اشتغال زایی تلقی می شود.

End of production: تاریخ پایان تولید یک محصول یا خدمت خاص در پروژه. این تاریخ تاریخ می تواند الزاما همان تاریخ خاتمه پروژه نباشد.

Equity (capital): حقوق و یا سرمایه. وجوهی که توسط افراد سهیم در پروژه جهت تامین هزینه های سرمایه گذاری و یا تولید تهیه می شود. نحوه توزیع این حقوق بین صاحبان حقوق معمولا دلالت بر مالکیت و ادعای هر از صاحبان نسبت به منافع مالی ایجاد شده توسط پروژه دارد.

Escalation: صعود خاص قیمت ها. این امکان وجود دارد که هر یک از اقلام ورودی پروژه با نرخ مشخصی طی سال های پروژه رشد داشته باشند که این نرخ معمولا طی دوره زمانی عمر پروژه ثابت می باشد. عموما این واژه در مورد افزایش قیمت یک قلم از هزینه ها (درآمدها) نسبتب ه افزایش عمومی قیمت ها به کار برده می شود. نرخ تورم بیانگر یک افزایش عمومی قیمت ها در یک سال خاص در مورد واحد پول داخلی و یا خارجی می باشد که از یک شاخص عمومی از جمله شاخص قیمت مصرف کنندگان تبعیت می کند. یک قیمت می تواند هم تاثر از تورم و هم صعود خاص قیمت ها باشد و ایندو با هم منافاتی ندارند.

Exchange rate: نرخ تسعیر. زمانی که برای تعیین قیمت داده های مربوط به پروژه از دو یا چند واحد پولی متفاوت استفاده شوند, این قیمت ها همگی بایستی با استفاده از نرخ های مناسب که همان نرخ های تسعیر هستند, به یک واحد پولی مشخص (معمولا واحد پول داخلی) تبدیل شوند. نرخ تسعیر نمایانگر ارتباط بین واحدهای پولی متفاوت می باشد.

Expansion projects: پروژه های بهسازی. این پروژه ها معمولا به عملیات شرکت های موجود اضافه می شوند. این پروژه ها می توانند در مورد بهبود محصولات یک شرکت اجرا شوند و مواردی از این قبیل. این نوع پروژه ها در پنجره شناسایی پروژهها تعریف می شوند. در مورد این نوع پروژه ها نرم افزار Comfar III این امکان را فراهم می کند ک اطلاعات مربوط به دارایی ها و بدهی ها فعلی شرکت را نیز وارد تحلیل ها نمود.

F

Feasibility Study: مطالعات امکان سنجی. یک دسته مطالعات و تحقیقاتی که راهکارهای موجود جهت اجرای طرح ها و پروژه های سرمایه گذاری را مورد بررسی قرار می دهند تا امکان پذیر بودن آنها را در راستای تحقق اهداف خاص صاحبان پروژه مورد رد و یا تایید قرار دهند.

در این مطالعات بایستی محدودیت های با اهمیت هریک از راهکارها مشخص شده و بهترین راهکارها جهت اجرای پروژه شناسایی شود.

File: فایل همان محل ذخیره اطلاعات مربوط به یک پروژه می باشد که جهت جداسازی فایل ها از یکدیگر بایستی به هر فایل یک نام مسخص اعطا کرد. با انتخاب نام هر فایل دسترسی به آنها در آینده ساده تر خواهد بود.

Financial analysis: تجزیه و تحلیل مالی. در این گونه تحلیل ها کلیه تبعات مالی اجرای یک پروژه مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج این گونه تحلیل ها بر تصمیم گیری افراد ذینفع و ذیعلاقه در پروژه اعم از سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان تاثیر با اهمیتی خواهد داشت.

Financial Ratios: نسبت های مالی. شاخص هایی که عملکرد مالی پروژه رااز طریق ارتباط دو پارامتر مختلف مالی در زمینه های متفاوت مورد بررسی قرار می دهند. این نوع نسبت ها در تعیین احتمال ورشکستگی و خطرات مرتبط با پروژه کمک شایانی می نمایند.

Fixed investment costs: هزینه های ثابت سرمایه گذاری. این مخارج بدین منظور صرف می شوند که بتوان پروژه را به مرحله بهره برداری رساند. از جمله این مخارج می توان به خرید زمین, دارایی های بلند مدت از جمله ماشین آلات و تجهیزات و خرید لیسانس و دانش فنی اشاره کرد.

Foreign: خارجی. در رابطه با پروژه هم خرید ها و هم فروش ها می توانند در بازار خارجی انجام گیرند. در این موارد به جای واحد پول داخلی از واحد پول خارجی استفاده می شود که در تحلیل ها بایستی مشخصا از یکدیگر جدا شوند.

Foreign Exchange effect: جریانات ورودی و خروجی وجه نقد ناشی از مبادلات خارجی مرتبط با پروژه. این جریانات می توانند به طو مستقیم و یا غیر مستقیم با فعالیت های پروژه مرتبط باشند

نویسنده : مهندس امیر : ۳:۳۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

مدیریت پروژه

مدیریت پروژه: تعریف، تاریخچه، کارکرد، استاندارد و حوزه ها

1- مقدمه

در زبانهای گوناگون و حتی در سازمان های مختلف هر کشور در مورد واژه‌های برنامه، طرح یا پروژه، اختلافات لغوی، معنایی و قانونی وجود دارد. از این رو چهارچوب آنان روشن و آشکار نیست و گاه به جای یکدیگر نیز استفاده می‌شوند.

آرمان ها و اهداف تعیین‌شده حکومت در سطح برنامه‌ریزی بلندمدت یا استراتژیک، برنامه (Plan) نامیده می‌شود که این برنامه‌ها دارای اهداف کیفی می‌باشند مانند برنامه توسعه صنایع شیمیایی، برنامه توسعه شبکه راه‌های کشوری. دستیابی به این اهداف و آرمان ها در یک فاصله زمانی بلندمدت که معمولا بین ده تا بیست‌ و پنج سال است، امکانپذیر می‌باشد. پس از اینکه برنامه‌ها در سطح برنامه‌ریزی بلندمدت مشخص گردیدند، هر برنامه در سطح برنامه‌ریزی میان‌مدت یا تاکتیکی توسط مدیریت طراز اول یا سیستم اجرایی کشور به مجموعه‌ای از طرحها (Program) یا برنامه‌های اجرایی تفکیک می‌شود که شامل مجموعه‌ای از تصمیمات مقطعی یا اجرایی هستند که ظرف پنج تا ده سال آینده باید اجرا و به نتایج موردنظر برسند. هر طرح در سطح برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت یا اجرایی توسط واحدهای ستادی یا سطوح مدیریت میانی نظام اجرایی کشور به مجموعه کارها و عملیاتی که آن را پروژه (Project) می‌نامند، تبدیل و تقسیم می‌شود. بر این اساس پروژه را اینگونه تعریف می‌نماییم:

یک پروژه مجموعه‌ای از فعالیتهاست که برای دستیابی به منظور یا هدف خاصی انجام می‌گیرد. پروژه‌ها شامل فعالیتهایی هستند که باید در تاریخهای معین، با هزینه‌هایی معین و کیفیت تعیین‌شده‌ای به انجام رسند. لازمه موفقیت هر پروژه، دستیابی توام به هر سه عامل زمان، هزینه و کیفیت معین است و خارج شدن هر یک از سه عامل مذکور از حدود تعیین شده، می‌تواند به انجام پروژه‌ای ناموفق و غیراقتصادی منجر شود.

2- تعریف مدیریت پروژه

مدیریت‌پروژه، برنامه‌ریزی و هدایت پروژه در چهارچوب زمان، هزینه و کیفیت مشخص به‌ سوی ایجاد نتایج مشخص‌ آن است. مدیریت‌پروژه فعالیت‌های برنامه‌ریزی، سازماندهی، نظارت بر اجرا و هدایت اجرا را در بر می‌گیرد و سعی ‌دارد تا با استفاده‌ درست از منابع، نتایج مشخص و موردانتظار را با هزینه‌ توافق‌شده‌ قبلی در موعد درست خود تحویل ‌دهد. به بیان دیگر مدیریت پروژه بکارگیری دانش، مهارت ها، ابزار و تکنیکهای لازم در اداره جریان اجرای فعالیت ها، به منظور رفع نیازها و انتظارات متولیان از اجرای پروژه است. مدیریت پروژه در اجرای این مهم از دو بازوی قدرتمند برنامه‌ریزی و کنترل پروژه بهره می‌گیرد.

2-1- تعریف برنامه‌ریزی پروژه

فرآیند برنامه‌ریزی، تعیین توالی و توازن فعالیتهای لازم برای اجرای یک پروژه با در نظر گرفتن زمان مورد نیاز برای اجرای هر فعالیت و کیفیت تعیین شده برای آن فعالیت است.

2-2- تعریف کنترل پروژه

کنترل پروژه فرایندی است در جهت حفظ مسیر پروژه برای دستیابی به یک تعادل اقتصادی موجه بین سه عامل هزینه، زمان و کیفیت در حین اجرای پروژه، که از ابزار و تکنیک‌های خاص خود در انجام این مهم کمک می‌گیرد. در واقع کنترل، اجرای دقیق و کامل برنامه تدوین‌شده برای پروژه است بگونه‌ای که هنگام خروج از برنامه بتوان با تشخیص علل و طرح اقتصادی‌ترین فعالیت ها، پروژه را به نزدیک‌ترین حالت ممکن در مسیر اولیه و اصلی خود بازگرداند. کنترل پروژه در این راه از سه عامل زیر بهره می گیرد:

  1. تعیین وضعیت واقعی پروژه
  2. مقایسه وضعیت واقعی با برنامه
  3. در نظر گرفت اقدام اصلاحی

3- تاریخچه مدیریت پروژه

تاریخچه مدیریت پروژه در جهان را معمولا به مدیریت پروژه‌های عظیمی همچون ساخت اهرام مصر، دیوار چین و یا بنا نهادن تخت جمشید به دستور داریوش مربوط می‏دانند. هر یک از این پروژه‌ها از جمله پروژه‌های بزرگ و پیچیده تاریخ بشریتند که با کیفیت استاندارد بالا و بکارگیری نیروی عظیم انسانی ساخته شده‏اند. یک مدیر پروژه وقتی به شهر اسرارآمیز هخامنشیان سری می‏زند و در هر گوشه‏ای از آن به نقوش هنرمندانه برجسته باستانی برخورد می‌کند بدون شک دچار حیرت می‏گردد که چگونه چنین پروژه عظیمی قریب دو هزار و پانصد سال پیش با چنین کیفیت منحصر به‏ فردی ساخته شده که علی‌رغم ویرانی و به آتش کشیده شدن پیاپی توسط اسکندر و تسخیر کنندگان پس از او، همچنان به عنوان نماد حیرت‌انگیز پروژه ایرانی از آن یاد می‏شود. هر چند به دستور کوروش، مهندسان و سازندگان پاسارگاد موظف بودند شرح کار خود و همچنین برنامه کاری روز بعد خود را در لوحه‌هایی که به نام کارنامک مشهور بود، بنگارند اما امروزه جز با تکیه بر حدسیات نمی‌توان اظهارنظر قاطعی پیرامون نحوه دقیق مدیریت پروژه‌های عظیم عهد باستان ابراز داشت چرا که متاسفانه تاکنون هیچ مدرک و نشانه‌ای دال بر چگونگی بکار بستن روشها و تکنیکهای مدیریت پروژه در این طرحها یافت نشده است.

اما تاریخچه مدیریت پروژه در دنیای جدید به سالهای ابتدایی دهه 1900 میلادی باز می‏گردد جایی که هنری گانت با توسعه نمودار میله‏ای ابداعی خود آغازگر حرکت پرشتاب بعدی طی سالهای دهه 1950 و 1960 میلادی در پروژه‌های نظامی و هوا فضای آمریکا و سپس انگلستان گردید. هرچند نام پرآوازه هنری گانت به عنوان پدر تکنیک‏های برنامه‌ریزی و کنترل پروژه در تاریخ ثبت گردیده است لیکن سالهای دهه 1950 و 1960 به عنوان سالهای آغازین رشد و توسعه مدیریت پروژه در دنیای معاصر شناخته می‌شود. این سال ها سرآغاز تکوین و توسعه بسیاری از روشها و دانش های مربوط با مدیریت های نه‌گانه پروژه است که سالها بعد توسط نرم‌افزارهای مختلف عملیاتی و در پروژه‌ها بکار گرفته شدند.

تغییرات سریع تکنولوژیک، بازارهای شدید رقابتی و رایزنی فشرده و قدرتمندانه شرکت ها، همه ‌و همه سازمان ها و بنگاههای متولی پروژه را تشویق به تغییر سیستم مدیریتی خود نمود. در هنگامه نبرد انتخاب بین غرق شدن یا شنا کردن و یا تطبیق و سازگاری یا مرگ و نابودی، مدیریت پروژه و پروژه‌مداری درمدیریت تنها انتخاب و راه نجات فراروی پیمانکاران و سازمان ها بود. حال به تارنمای مدیریت پروژه در دنیای معاصر تا شکل‌گیری استاندارد جهانی مدیریت پروژه که سبب قوام یافتن دانش مدیریت پروژه گردید، می‌پردازیم:

  • گانت چارت در اوائل دهه 1900 میلادی

تاریخچه تکوین بارچارت به دوران جنگ جهانی اول می رسد جائیکه یک آمریکایی به نام هنری گانت برای نخستین بار  بارچارت را برای برنامه‌ریزی و کنترل پروژه‌های موسسه کشتی‌سازی‌اش بکار برد. به پاسداشت این اقدام نام گانت قبل از عنوان بارچارت تداعی کننده این اقدام ارزشمند است. کتاب مرجع مهندسان صنایع اشاره می‌دارد که هنری گانت به کمک ابزار ابداعی خود در خلال جنگ جهانی اول توانست زمان ساخت کشتیهای ترابری خود را به میزان چشم‌گیری کوتاه نماید. امروزه گانت چارت بدلیل ساده و قابل فهم بودن آن، به عنوان روشی جالب و پرطرفدار به شکل وسیعی در دنیا جهت مدیریت زمان پروژه‌ها به کار برده می‌شود. یافته‌های یک پژوهش در میان کاربران نرم افزار برنامه‌ریزی و کنترل پروژه MicroSoft Project نشان داد که هشتاد درصد مدیران پروژه‌ها در دنیا ترجیح می‌دهند‏ برای برنامه‌ریزی و کنترل پروژه‌هایشان از گانت چارت استفاده نمایند.

  • مدیریت پروژه در دهه 1950 و 1960 میلادی

تقریبا غالب تکنیک‏ها و روشهای مدیریت پروژه که ما امروزه از آنها استفاده می‏کنیم‏ توسط وزارت دفاع، صنایع نظامی و سازمان هوافضای ایالات متحده در خلال سالهای دهه 1950 و 1960 میلادی ابداع و توسعه یافته‏اند که روشهایی همچون روش Pert ، ارزش بدست آمده، مهندسی ارزش و ساختار شکست کار از آن جمله‏اند. صنعت ساختمان نیز در تکوین و توسعه روشهایی همچون روش مسیر بحرانی، روش نمودار پیش‏نیازی، استفاده از نمودار شبکه‏ای و تسطیح منابع یاری رسانده است. در جریان این تحولات، پروژه‌های بسیار بزرگی همچون پروژه فضایی آپولو و یا ساخت نیروگاههای اتمی در این دوران اجرایی گردیدند.

یکی از نخستین کاربردهای علمی و مدرن مدیریت پروژه در ساخت اولین زیردریایی هسته‌ای در دهه 1950 در آمریکا صورت گرفت. دریاسالاری به نام (Adm. Hyman Rickover) مدیر پروژه این طرح، برای اولین بار جهت هماهنگ کردن صدها پیمانکار، هزاران منبع و اطمینان از اجرای به موقع پروژه، روشی جدید که امروزه با نام Pert شناخته می‌شود، ابداع نمود. هر چند بدون وجود کامپیوتر عملیات دستی محاسبه مسیربحرانی بسیار دشوار بود اما کمک بسیار زیاد این روش و اجرای موفقیت‌آمیز پروژه مذکور موجب شد تا همگان به اهمیت علم جدید پی برند. سالیان پس از آن، این تکنیک در پروژه‌های ساخت فضاپیماها و دیگر پروژه‌های نظامی و غیر آن، بارها و بارها استفاده شد.

پیشرفت مهم دیگر بدست آمده در این سال ها، تعریف و تکوین مفهوم مسئولیت واحد برای پروژه‌های چندبخشی بود. این مفهوم هنگامی به کار می‏رود که یک فرد در پروژه مسئولیت کاری را در پروژه از ابتدا تا تکمیل پروژه بر عهده می‏گیرد. عملی ساختن این مفهوم، تیم پروژه را در به اشتراک نهادن منابع و یاری رساندن به یکدیگر در ماتریس ساختار سازمانی پروژه کمک می‌کند.

  • 1960: پژوهشهای عملی Nasa پیرامون مفهوم ماتریس ساختار سازمانی پروژه‌ها.
  • 1962: Nasa سیستم Pert را معرفی نمود. در این تکنیک تاکید ویژه‏ای بر مفاهیم ساختار شکست کار و کنترل هزینه شده بود.
  • 1963: معرفی مفهوم ارزش بدست آمده در پروژه‌ها توسط نیروی هوایی آمریکا.
  • 1963: مفهوم چرخه حیات پروژه توسط نیروی هوایی ایالات متحده تکوین یافت.
  • 1963: برای اولین بار در پروژه پولاریس در انگلستان، رسما در قرارداد از پیمانکاران خواسته شد تا سیستم مدیریت پروژه را در مدیریت فعالیتهایشان به کار گیرند.
  • 1964: برای نخستین بار سیستم مدیریت پیکربندی پروژه توسط Nasa به عنوان مجموعه رویه‌های اداری برای تعریف، مستندسازی و خصوصا کنترل فیزیکی سیستم یک پروژه و همچنین بازنگری و مستندسازی تغییرات پیشنهادی در این سیستم طراحی گردید.
  • 1965: وزارت دفاع و Nasa در امریکا، سیستم قراردادهای خود را از قراردادهای هزینه به ‌علاوه درصدی از سود، به سیستم قراردادهای هزینه به‌علاوه جایزه یا قراردادهای قیمت ثابت تغییر دادند.
  • 1965: در اواسط دهه 1960 میلادی دنیا شاهد رشد شگرف استفاده از تکنیک‏های مدیریت پروژه نوین در صنعت ساختمان بود.
  • 1965: شکست پروژه ساخت بمب‏افکن TSR-2 ، عملا مشکلات و دردسرهای همزمانی تولید و توسعه، پیش از تکمیل طراحی در پروژه‌ها را به اثبات رسانید. فقدان مدیریت صحیح بر افزایش دستور کار پروژه، هزینه‏ها و تاخیر‏های پروژه را بسیار بالا برد و در نهایت موجب شکست پروژه گردید.
  • 1966: یافته‌های یک پژوهش منتشره در این سال نشان داد که اغلب، زمان کافی برای مراحل تعریف و آماده‌سازی پروژه در چرخه حیات پروژه‌ها در نظر گرفته نشده و دقیقا به همین دلیل مغایرتهای فراوانی در کنترل استاندارد زمان و هزینه پروژه‏ها و همچنین کنترل ناکافی تغییرات طراحی بوجود می‏آید.
  • 1969: موسسه بین‏المللی مدیریت پروژه به عنوان اولین موسسه رسمی مدیران پروژه تاسیس گردید. یکی از مهمترین دستاوردهای تاسیس این موسسه، تدوین استاندارد جهانی دانش مدیریت پروژه بوده است. ازین پس بود که دگرگونی ها و پیشرفت های حوزه مدیریت پروژه، صورتی منسجم و مدون به خود گرفت.

4- کارکرد مدیریت پروژه

همان‌گونه که در گام های پیشین بیان‌ کردیم،‌ مدیریت‌ پروژه مجموعه ابزارهایی برای برنامه‌ریزی و هدایت پروژه به سوی اهداف موردنظر است. این اهداف بر پایه‌ رضایت‌مندی مشتری و توجه به سه ‌عامل زمان، کیفیت و هزینه استوارند. در نگاه اول ممکن ‌است ابزارها و روش‌های مورد استفاده در مدیریت پروژه زاید،‌ زمان‌بر و هزینه‌زا باشند،‌ اما باید توجه ‌داشت که مدیریت‌ پروژه تنها راهی است که می‌تواند شما را از انجام به‌موقع پروژه مطمئن‌ سازد. مدیریت ‌پروژه راهیست برای استفاده‌ مناسب از انسان، ماشین و پول در راستای اجرای درست و به ‌هنگام یک کار نو،‌ کاری که باید در همان اولین اجرا درست انجام‌ شود.

مدیریت ‌پروژه یا مدیریت بر مبنای پروژه، روش کارایی در مدیریت، برای برخورد با کارهای نو و ایجاد توازن در توجه به محدوده‌ پروژه، هزینه و کیفیت در قالب زمان و در محیطی مملو از ریسک است. هدف از آموزش مدیران پروژه توانمندسازی آنان در برابر مشکلات پروژه و آماده‌سازی آنها برای ورود به فضای جدید و ناشناخته پروژه است. فنون مدیریت ‌پروژه سوالات زیر را پاسخ‌ می‌گویند:

  • چگونه می‌توان کارهای لازم را برای اتمام موفقیت‌آمیز پروژه تعریف ‌کرد؟
  • مدت ‌زمان اجرای پروژه چقدر خواهد بود و چه هزینه‌ای در بر خواهد داشت؟
  • چگونه می‌توان گروه مناسب ‌کاری برای اجرای پروژه ایجاد نمود؟
  • چه مقدار کار و وظایف را بر عهده‌ یک‌ نفر می‌توان‌ گذاشت و چگونه می‌توان از اجرای آن اطمینان‌ یافت؟
  • چگونه می‌توان انگیزه‌ کاری را در بین افراد یک‌ گروه زنده ‌نگه‌ داشت؟
  • چگونه باید با افزایش‌ هزینه‌ها برخورد کرد؟
  • آیا بودجه و هزینه تحت‌ کنترل است؟
  • در چه ‌مواقعی و کجا، پروژه در معرض شکست قرار می‌گیرد؟
  • برای اطمینان از انجام به‌موقع کارها چه‌ باید نمود؟
  • آیا می‌توان تشخیص‌ داد که پروژه واقعا بر روی برنامه حرکت ‌می‌کند یا خیر؟

5- استانداردهای مدیریت

با گسترش حوزه‌ تجاری شرکت‌ها و جهانی‌شدن پروژه‌ها، امروزه استفاده از استانداردها برای همزبانی افراد درگیر در پروژه و اطمینان از اجرای درست کار ضروری است. استانداردها، علاوه ‌بر تبیین کار و تعیین چگونگی اجرای ‌صحیح عملیات، به ‌عنوان مرجعی برای افراد گروه پروژه در اختلافات مطرح ‌است. قوت استانداردها در جامع ‌بودن آنها، سادگی، مقبولیت عام استفاده‌کنندگان و تضمینش برای اجرای درست کار است. با توجه به جهانی‌ شدن شرکت‌های ساخت و تولید و گسترش بازارهای کار، مدیران پروژه بهتر است با استانداردهای مدیریت‌ پروژه آشنا شوند. بهره‌گیری از آنها می‌تواند آنها را در اجرای برنامه‌های پروژه یاری ‌‌نماید. 
موسسات و کشورهای گوناگونی اقدام به تدوین استانداردهای مخصوص خود در زمینه‌ مدیریت‌پروژه کرده‌اند اما در این ‌میان چهار استاندارد دارای اهمیت و مقبولیت بیشتری هستند:

  • PMBOK) Project Management Body Of Knowledge) 
    این همان نام آشنا و معروف است که در انجمن مدیریت ‌پروژه‌ آمریکا (PMI) تدوین ‌شده و استفاده از آن بسیار متداول است. پس ‌از تدوین PMBOK ، موسسه‌ ملی استاندارد آمریکا نیز آن ‌را تایید و به‌ عنوان استاندارد ملی آمریکا در زمینه‌ مدیریت‌ پروژه ثبت ‌کرده ‌است. در این استاندارد دانش مدیریت پروژه در نه ‌بخش بیان ‌شده ‌است. در این میان تفاوت‌های اندکی بین دو نسخه‌ی موسسه‌ی PMI و موسسه‌ی استاندارد وجوددارد. PMBOK‌ نگاهی نظری و ANSI 99-001-2000 نگاهی اجرایی‌تر دارد. PMBOK‌ همانند سایر استانداردها، هر ساله توسط هیات منتخبی از PMI‌ بازبینی ‌می‌شود و در صورت نیاز به تغییر، ویرایش جدیدی از آن به ‌اطلاع اعضاء PMI می‌رسد.
  • APM) Association For Project Management)
    این استاندارد توسط مرکز مطالعات مدیریت پروژه انگلستان (UMIST) و زیر نظر پروفسور موریس تهیه و تدوین شده است. این استاندارد شامل هفت قسمت است که در این هفت قسمت چهل مفهوم کلیدی در زمینه مدیریت پروژه تشریح شده اند.
  • British Standard  -  BS6079
    این استاندارد توسط شرکت British Standard تهیه و تدوین شده است. این استاندارد موردقبول دولت و صنعت انگلستان می‌باشد. در این استاندارد مدیریت پروژه به چهار قسمت تقسیم شده است.
  • JPMF) Japanese Project Management Forum)
    این استاندارد توسط انجمن پیشرفت مهندسی ژاپن (ENAA) تهیه شده است. دیدگاه این استاندارد بر خلاف استانداردهای فوق بر این اساس است که چگونه مدیریت پروژه می‌تواند محرک خلاقیت و ایجاد ارزش تجاری گردد. این استاندارد نیز مدیریت پروژه را به چهار قسمت تقسیم کرده است. 
    استانداردهای دیگری نیز چون استاندارد ISO 1006 تدوین ‌شده‌اند که نه‌ عمومیت استانداردهای بالا را دارند و نه مقبولیت عام آنها را. در انتخاب استاندارد موردنظر لازم است نوع پروژه، محیط اجرا و نظر مشتریان و حامیان پروژه را درنظر گرفت و با مدیرانی که پیش ‌از این پروژه‌ای مشابه را مدیریت ‌کرده‌اند، مشورت‌ نمود.

6- حوزه‌های دانش مدیریت

براساس استاندارد PMBOK، مدیریت نه‌گانه حاکم بر پروژه‌ها عبارتند از:

  1. مدیریت یکپارچگی پروژه: توصیف کننده فرایندهای موردنیاز جهت حصول اطمینان از هماهنگی مناسب عناصر مختلف پروژه و شامل آغاز پروژه، اجرای برنامه و اختتام پروژه می‌باشد.
  2. مدیریت محدوده پروژه: توصیف‌گر فرایندهای لازم برای حصول اطمینان از این امر که پروژه در برگیرنده تمامی فعالیتهای موردنیاز بوده و کار اضافی در آن انجام نمی‌شود، می‌باشد و شامل تصور توسعه پروژه، محدوده توسعه وکنترل، تعریف فعالیتها و کنترل آن می‌گردد.
  3. مدیریت زمان پروژه: توصیف‌گر فرایندهای لازم برای حصول اطمینان از خاتمه به‌ موقع پروژه می‌باشد و شامل تعریف ارتباط فعالیت ها، برآورد مدت زمان فعالیت ها، تهیه برنامه زمانی و کنترل زمانبندی آنهاست.
  4. مدیریت هزینه پروژه‌ها: توصیف‌گر فرایندهای لازم برای حصول اطمینان از اینکه پروژه در چارچوب بودجه مصوب به اتمام خواهد رسید، می‌باشد و شامل برآورد هزینه، بودجه‌بندی و کنترل هزینه می‌گردد.
  5. مدیریت کیفیت پروژه: توصیف‌گر فرایندهای لازم برای حصول اطمینان از تامین ضرورت های موثر در اجرای پروژه بوده و شامل برنامه‌ریزی، تضمین و کنترل کیفیت می‌باشد.
  6. مدیریت تدارکات پروژه: توصیف‌گر فرایندهای موردنیاز برای فراهم کردن کالا و خدمات  لازم‌الوجود در پروژه می‌باشد و شامل برنامه‌ریزی و کنترل تدارکات، مدیریت مدارک تجهیزات، برنامه‌ریزی تقاضا و درخواست، انتخاب منبع، مدیریت و ارزیابی طرفهای قرارداد دست دوم (Subcontractors) آنهاست.
  7. مدیریت منابع انسانی پروژه: توصیف‌گر فرایندی است که بهترین شکل بکارگیری افراد در پروژه را تضمین می‌نماید و شامل تعریف ساختار سازمانی نیروی انسانی پروژه، شیوه‌های جذب نیرو، روش تخصیص نیروها (در ساختار ماتریسی)، تشکیل، سازماندهی و توسعه تیم پروژه می‌باشد.
  8. مدیریت ارتباطات پروژه: توصیف‌گر فرایندهای لازم برای حصول اطمینان از تولید، جمع‌آوری، انتشار و توزیع مناسب و به ‌موقع اطلاعات پروژه بوده و شامل برنامه‌ریزی ارتباطات، مدیریت اطلاعات، کنترل اطلاعات، گزارش کارایی و اختتام رسمی پروژه می‌باشد.
  9. مدیریت ریسک پروژه: توصیف‌گر فرایندی است که با تعیین و تجزیه ‌و تحلیل واکنش مناسب در مقابل درجه ریسک پروژه سر و کار دارد و شامل تعریف ریسک در پروژه، برآورد ریسک، کمی (مقداری) کردن ریسک، اتخاذ واکنش در برابر ریسک و کنترل واکنش در قبال ریسک و پاسخگویی در قبال ریسک می‌باشد.
نویسنده : مهندس امیر : ٩:٤٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱ دی ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

شاخص هایب کلیدی عملکرد فرایند تولید

شاخص های کلیدی عملکرد فرآیند تولید

Key Performance Indicator Of Production Process

مقدمه

فرآیند های اصلی سازمان شامل فعالیت ها و فرآیندهایی هستند که عملیات تولید یا ارائه خدمات را شامل می شوند . به جز این نوع فرآیندها ، فرآیندهای دیگری نیز مانند فرآیندهای مدیریتی و مشتری مدار نیز تعریف شده اند .

در صورتی که این امکان و توانایی را داشته باشید که نحوه و چگونگی مدیریت این فرآیند باعث کارا بودن و اثربخش بودن این فرآیند باشد آن زمان است  که می توان با اطمینان گفت که جهت بقای سازمان در شرایط بحرانی امروز در گام اول و در مراحل بعدی برای توسعه و رشد آن می توان امیدوار بود .

موضوع مورد بحث این مطلب ما پرداختن به فرآیند تولید به عنوان یک فرآیند اصلی و تعریف و ارائه شاخص هایی برای تحت کنترل گرفتن این فرآیند با هدف تعیین وضعیت و شرایط موجود ، شناسایی مشکلات احتمالی و رفع آنها و در صورت امکان طرح ریزی و عملیاتی ساختن برنامه هایی برای بهبود این فرآیند می باشد .

با تعریف شاخص های اندازه گیری عملکرد ، مقدار و میزان اثربخشی و کارایی را می توان محاسبه نموده با در اختیار داشتن داده های حقیقی از محاسبه این شاخص های کلیدی، امکان برنامه ریزی ، اجرا و بازبینی و اقدام اصلاحی به وجود می آید . تنها در این صورت است که برنامه های مدیریت عملکرد و بهبود ، پشتیبان مناسبی به لحاظ اطلاعات موثق پیدا کرده و و نتیجه بخشی آنها افزایش می یابد .

در این مقاله چند شاخص، ارائه می گردد . ضمن آنکه نحوه ی محاسبه آنها را توضیح داده و با ذکر مثال هایی تا حد امکان موضوع را بازکرده و مفاهیم آن را جهت درک صحیح و اجرا تشریح می کنم .

گردآوری اطلاعات

گردآوری اطلاعات صحیح و دقیق اما به عهده ی شما می باشد .در سازمان هایی که گردآوری اطلاعات ، محاسبه شاخص ها و ترسیم نمودارها و تهیه گزارش های گوناگون بخشی از فعالیت های مدیریتی می باشد ، محاسبه این شاخص ها با صرف زمان و انرژی کمتری صورت می گیرد . اما در صورتی که اینچنین نیست ، تقریبا باید از صفر شروع کرده و مکانیزم هایی را برای تهیه اطلاعات صحیح طراحی کرده تا بتوانید شاخص ها را محاسبه کنید .

گردآوری اطلاعات، محاسبه شاخص ها و ترسیم نمودارهای روند آن خلاصه مراحل اولیه کار است ، ضمن آنکه بایستی مبنایی را به عنوان معیار پذیرش تعیین کنید . معیار پذیرش مقداری است برای شاخص که دستیابی به آن نشان دهنده تحقق حد معمولی از میزان دستیابی به اهداف عملکردی می باشد

معیار پذیرش شاخص

جهت تعیین معیار پذیرش به این صورت عمل کنید که حداقل سه دوره ی مقدار شاخص را محاسبه کیند ، میانگین این سه مقدار را محاسبه کرده و آن به عنوان معیار پذیرش قرار دهید . به عنوان مثال اندازه گیری راندمان تولید در ماه های اول ، دوم و سوم این اعداد را به دست داده است . 55 % ، 65 % و 60 % . میانگین این سه مقدار مساوی 60 % می باشد . همچنین می توانید با در نظر گرفتن برخی شرایط مقداری بالاتر را در نظر بگیرید تا جهت رسیدن به معیار پذیرش قدری چالش وجود داشته باشد تا رسیدن به معیار پذیرش به راحتی قابل دستیابی نبوده باشد .در صورتی که مقدار بدست آمده شاخص معیار پذیرش انحراف داشت بایستی علت یا علت های عدم دستیابی به معیار پذیرش را مشخص نموده و دست به طراحی و اجرای اقدامات اصلاحی بزنید تا در دوره بعدی که شاخص را محاسبه می کنید ، معیار پذیرش به دست آید .

هدف معیار پذیرش

چالش بزرگتری می توانید ایجاد کنید و آن اقدام به تعیین هدف برای شاخص می باشد . درحالت عادی برای مالک فرآیند دستیابی به معیار پذیرش نشان دهنده عملکرد مناسب می باشد. روی دیگر سکه یعنی عملکرد مناسب ، برآوردن حداقل های تعیین شده است . در حالیکه با تعیین هدف که مطمئنا بایستی بیشتر و بالاتر از معیار پذیرش باشد، شما انگیزه های لازم برای ایجاد بهبود را به وجود می آورید .

 به عنوان مثال اگر معیار پذیرش شما برای راندمان تولید60% می باشد ، می توانید مقدار 65 % یا 70%  را به عنوان هدف قرار داده و جهت رسیدن به آن برنامه ریزی کنید .

شاخص های کلیدی عملکرد KPI  فرآیند تولید

راندمان

دوباره کاری

ضایعات

سرانه تولید

 

راندمان

این شاخص، یکی از مهم ترین شاخص های فرآیند تولید و حتی کل سازمان می باشدو به طور قطع و یقین می توان آن را یک شاخص کلیدی عملکرد Key Performance Indicator دانست . فرمول پیچیده ای ندارد و حتی می توان گفت که ساده می باشد . مطابق تعریف عمومی راندمان و بازده هر سیستم دیگر در اینجا نیز میزان خروجی یک فرآیند به ورودی آن را راندمان می گوییم اما در عمل ، محاسبه ی این شاخص ساده نبوده و قدری زحمت دارد ، خصوصا در سازمان هایی که چند نوع محصول مختلف را تولید می کنند محاسبه آن اندکی پیچیده می باشد .

نحوه محاسبه راندمان تولید به این صورت است که تولید انجام شده یک محصول را در یک دوره ی زمانی مثلاً یک ماه بر توان تولید در همان دوره تقسیم می کنیم . حاصل ، راندمان تولید می باشد . با ضرب حاصل کسر در عدد100 ، در صد راندمان به دست می آید .

تصور کنید مقدار تولید انجام شده که می تواند بر حسب تعداد و وزن باشد از محصولی مانند موتورخودروی پراید به تعداد 8000 عدد باشد ، توان تولید شرکت نیز 10000 عدد در ماه می باشد . راندمان تولید محصور موتور خودرو در این شرکت 80% می باشد .

مقدار تولید یا خروجی فرآیند، به راحتی از آمار تولید انجام شده بدست می آید . اما برای محاسبه ی شاخص شما نیاز به دانستن توان تولید دارید . توان تولید همان ورودی سیستم می باشد که مفهوم آن توانایی و برآیند ورودی های فرآیند می باشد که شامل نیروی انسانی ، تجهیزات و دستگاه ها و . . می باشد . این توان تولید را ظرفیت بالقوه خط تولید می گوییم. توان تولید یا ظرفیت خط تولید با استفاده از روش های زمان سنجی و ظرفیت سنجی به دست می آید . ضمن آنکه بایستی از اطلاعات فنی مربوط به تجهیزات خط تولید که سازنده ی تجهیزات، آن را در مدارک، درج کرده استفاده نمایید .

هر چقدر مقدار محاسبه شده راندمان به عدد 100 نزدیکتر باشد طبیعتا بهتر خواهد بود و نشانگر آن است که شما از امکانات تولید در اختیار سازمان که شامل تجهیزات و دستگاه های خط تولید ، نیروی انسانی و پرسنل تولید ، ابزار آلات تولیدی ، مواد اولیه و . . . بهتر استفاده کرده اید و از هزینه ی انجام شده برای تأمین منابع بهره ی بهتری گرفته اید .

در صورتی که راندمان تولید در شرکت شما پایین می باشد بایستی بررسی نمایید و مشخص کنید که عواملی که باعث شده اند تا شما نتوانید از ظرفیت ایجاد شده استفاده حداکثری را ببرید چه مواردی می باشند .

با استفاده از روش ها و تکنیک های حل مسئله اقدام نمایید و با محاسبه ی راندمان تولید در دوره های بعد نسبت به سنجش اثربخشی اقدامات طرای شده اطمینان حاصل نمایید .

دوباره کاری / بازکاری  Rework

یکی دیگر از شاخص های خوب و کلیدی عملکرد  فرآیند تولید، شاخص بازکاری می باشد. در ابتدا نیاز به این است که موارد بازکاری را در فرآیندهای خود مشخص کنید . این موارد شامل اقدام هایی مانند تعمیر ، اصلاح و یا انجام دوباره ی فرآیند های ساخت و تولید روی محصولاتی که سالم نبوده و معیوب می باشند اما با انجام برخی فعالیت ها روی اینگونه محصولات ، آنها به شرایط قابل قبولی به لحاظ کیفی رسیده و می توان ادامه فرآیندهای ساخت را روی آنها انجام داد یا اگر محصول نهایی می باشد که آنها را به فروش رساند .

به عنوان مثال از تعداد 8000 موتورخودرویی که تولید شده تعداد800  عدد نیاز به انجام دوباره کاری برخی مراحل تولیدی دارند مثلا موتورها دچار نشتی روغن و آب می باشند ، فیلر زنی به صورت صحیح انجام نشده یا اینکه تورک و گشتاور پیچ ها مناسب نیست و بایستی دوباره تورک گیری شوند .

پس از تعیین مصداق های دوباره ، تعداد و آمار موارد دوباره کاری شده را ثبت کرده و گردآوری نمایید . میزان دوباره کاری کل محصولات را نیز از آمار تک تک محصولات بدست آورید . حاصل تقسیم مقدار کل موارد دوباره کاری بر میزان تولید انجام شده ضرب در عدد 100 ، درصد دوباره کاری را به ما می دهد .

مقدار این شاخص برخلاف شاخص راندمان، هر چه کمتر باشد، بهتر خواهد بود و نشانه خوبی از اجرای صحیح فعالیت های تولیدی را در بار اول می باشد . درجهت مقابل، بالا بودن این شاخص نشان دهنده ی حجم بیشتر انجام نادرست فعالیت های ساخت دربار اول می باشد .

بنا به عواملی چون عدم مهارت اپراتورهای تولید ، خراب بودن یا تنظیم دقیق نبودن دستگاه های خط تولید ، کالیبره نبودن تجهیزات اندازه گیری ، شیوه های نادرست تولید ، مستهلک شدن ابزارآلات تولید مانند قالب ها و جیگ و فیکسچرها ، عدم انجام صحیح فعالیت های بازرسی و آزمون ، شرایط نامساعد محیط کار مانند نبود نور کافی ، مواد اولیه ی نامرغوب و بسیاری عوامل دیگر که بسته به شرایط سازمان شما می تواند متفاوت باشد ، میزان دوباره کاری افزایش می یابد .

در صورت بالا بودن میزان دوباره کاری بایستی نسبت به تعیین عوامل وقوع این مسئله و طرح ریزی اقدامات اصلاحی برای کاهش مقدار شاخص، اقدام نمایید . کاهش هر میزان از دوباره کاری به معنای افزایش همان میزان در راندمان تولید می باشد یعنی شما به جای انجام دوباره مراحل تولیدی برای تعدادی محصول خاص، همان وقت ، منابع و امکانات را صرف اجرای فعالیت های تولیدی برای همان میزان محصولات سالم دیگر می کنید .

ضایعات

درصد ضایعات، شاخصی است بسیار مناسب که نشان دهنده میزان انسجام فعالیت های مدیریتی در سطوح مدیریت ارشد و میانی ، کارشناسی و عملیاتی سازمان می باشد . مقدار این شاخص به طور شفاف و بی پرده به شما می گوید که تا چه حد در طراحی و اجرای فرآیندهای مدیریتی ، پشتیبانی و تولید، موفق عمل کرده اید .

محاسبه ی شاخص به این صورت است که مقدار ضایعات را بر میزان تولید تقسیم کرده و حاصل را در 100 ضرب می کنیم . ضایعات را طبیعتا محصولاتی می دانیم که عیوب و عدم انطباق آنها در حدی است که قابل اصلاح ، تعمیر و بازکاری نمی باشد ، ضمن آنکه محصولات با درجه ی کیفی پایین تر را که مصارف دیگر دارد و با قیمتی کمتر از قیمت محصولات سالم به فروش می رسد را نیز جزء آمار ضایعات محسوب می نماییم .

فعالیت های تحلیل و تعیین علل به وجود آمدن ضایعات ، مشابه علت های به وجود آمدن موارد دوباره کاری می باشد . با این تفاوت که اثر آن عوامل شدیدتر بوده به طوری که محصول با ویژگی های تولید شده که امکان استفاده و فروش آنها از بین رفته است .

مشابه شاخص ضایعات از شاخصی دیگر به نام PPM نیز می توانیم استفاده کنیم . بدین صورت که تعداد محصولات معیوب و دارای عدم انطباق را تقسیم بر تعداد تولید کرده و حاصل را در عدد یک میلیون ضرب می کنیم ، بدین صورت عددی به دست می آید که آن را PPM داخلی می گوییم . یعنی تعداد قطعه ضایعات شده در هر میلیون قطعه part per million . این شاخص ، شاخصی استاندارد است که غیر از پایش نمودار روند آن در داخل سازمان ، قابلیت مقایسه با شرکت های دیگر را نیز در اختیار خواهید داشت ومی توانید عدد PPM داخلی خود را با شرکت های سطح بالا به لحاظ کیفیت و یا با میانگین صنعت خود مقایسه نمایید .

سرانه تولید

یک شاخص خوب و جالب دیگر برای پایش فرآیند تولید ، شاخص سرانه تولید می باشد . این شاخص میزان بهره وری جزئی یکی از عوامل تولید یعنی نیروی انسانی را اندازه گیری کرده و در اختیار ما قرار می دهد . با محاسبه ی این شاخص می توانید دریابید که تا چه حد در به کارگیری کارآمد نیروی انسانی جهت تولید با کمیت بالا ، موفق بوده اید .

نحوه ی محاسبه شاخص به این صورت می باشد که میزان تولید را بر نفرساعت کاری کلیه پرسنل تولیدی تقسیم نمایید . به عنوان مثال اگر تعداد تولید یک محصول در ماه 100000 صدهزار قطعه باشد و مجموع نفر ساعت پرسنل تولید در همان ماه 20000 بیست هزار نفر ساعت باشد حاصل فرمول عدد 5 می باشد . به این معنا که هر نفر ساعت منجر به تولید 5 عدد قطعه می شود . یعنی یک نفر اپراتور در یک ساعت ، 5 عدد قطعه تولید می کند .

ساعت کاری پرسنل شامل ساعات اضافه کار نیز می باشد . زمان های مرخصی ، تأخیر و غیبت نیز باید کسر گردد . همینطور ساعت توقف خط تولید و بیکاری پرسنل نیز از مجموع ساعت کاری باید کم شود یعنی ساعت های کاری خالص تک تک پرسنل تولید بایستی با هم جمع شود .

همانطور که دریافتید هر چقدر عدد حاصل یعنی سرانه تولید ، بزرگتر باشد بهتر خواهد بود . این شاخص به طور خاص نشان دهنده ی سطح عملکرد پرسنل تولید در ساعاتی که بدون مشکل امکان تولید را دارند می باشد  .

بهبود انگیزه ی پرسنل ، طراحی و اجرای سیستم های مناسب و اثربخش تشویق پرسنل می تواند این شاخص را بهبود دهد . یک راه مناسب ، آکورددهی به اپراتورهای تولید در ازای تولید بیشتر می باشد . بدین صورت که اگر اپراتور یا گروهی از اپراتورها از حد مشخصی در یک دوره ی زمانی ، بیشتر تولید کنند ، متناسب با مقدار اضافه تولید ، پاداش و آکورد دریافت نمایند . بدیهی است که قطعات تولید شده بایستی سالم بوده و معیوب و نامنطبق نباشد .

توجه داشته باشید که محاسبه و تحلیل این شاخص در سازمان های مختلف و حتی در یک سازمان با محصولات گوناگون ، شرایط خاص خود را دارد . در بعضی مواقع کاهش یا افزایش این شاخص به علت نیروبری کمتر یا بیشتر یک محصول خاص است . سرعت و حجم تولید محصولات متفاوت نیز ممکن است باعث کاهش یا افزایش این شاخص شوند در حالی که عملکرد نیروی انسانی واحد تولید ثابت مانده است . پس به هنگام تحلیل نزولی یا صعودی بودن نمودار به این مسئه توجه خاص داشته باشید .

عبدی

نویسنده : مهندس امیر : ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ فروردین ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

سوالات متداول در استاندارد بین المللی ISO 9001

پرسش و پاسخ های متداول پیاده سازی

استاندارد بین المللی ISO 9001

1- برای پیاده سازی استاندارد ایزو 9001 و دریافت گواهینامه آن چه باید کرد؟

در صورتی که سازمان خواسته باشد از خدمات مشاور استفاده نماید،لازم نیست بعنوان اولین گام یک مشاور ذیصلاح را ارزیابی و انتخاب نماید.پس از انتخاب مشاور ذیصلاح سازمان قراردادی را با وی منعقد می نماید و پیرو قرارداد منعقد شده مشاور برنامه ریزی برای انجام مراحل زیر را در دستور کار قرار می دهد.یاد آوری می گردد فعالیت های تعیین  شده از جمله خدماتی است که مشاور سیستم مدیریت کیفیت با حمایت مدیریت ارشد سازمان و همکاری کارکنان در تمامی سطوح سازمانی باید ارایه نماید:

1-1- ارزیابی وضعیت موجود

1-2- طراحی و مستندسازی سیستم مدیریت کیفیت.

1-3- بازنگری،تاییدد و تصویب مستندات طراحی شده.

1-4- نظارت بر اجرای مستندات تصویب شده.

1-5- بازنگری و به روز آوری مستندات.

-1-6 برنامه ریزی و اجرای ممیزی داخلی

1-7- رسیدگی به عدم انطباق های مشاهده شده در ممیزی داخلی و اجرای اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه مناسب،

-1-8 ارزیابی و انتخاب شرکت گواهی دهنده (ممیز خارجی)،

-1-9 پیش ممیزی (در صورت نیاز) و انجام اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه مناسب،

1-10- ممیزی نهایی،ثبت سیستم مدیریت کیفیت تایید شده و دریافت گواهینامه ایزو 9001

2- پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت و دریافت گواهینامه چه مدت طول خواهد کشید؟

حداقل شش ماه مدت زمان لازم برای طراحی،مستند سازی،استقرار سیستم،ممیزی و دریافت گواهینامه در سازمان های درخواست کننده برای پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت است.اما ذکر این نکته بسیار ضروری است که طول این مدت زمان در هر سازمان به عوامل گوناگونی بستگی دارد،که مهمترین آنها به شرح زیر بیان شده اند لیکن به آنها محدود نمی گردد:

2-1- اندازه سازمان،

2-2- تنوع محصولات و یا خدمات،

2-3- میزان حمایت مدیر ارشد سازمان،

2-4- نحوه همکاری کارکنان در تمامی سطوح سازمان،

2-5- پیچیدگی فرآیندهای سازمان،

2-6- دولتی یا خصوصی بودن سازمان،

 

 3- هزینه دریافت گواهینامه ایزو 9001چه مقدار است؟

سر فصل هزینه های مرتبط با طراحی و پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت و دریافت گواهینامه ایزو 9001 عبارتند از:

3-1- ارایه خدمات مشاوره

3-2- انجام کالیبراسیون تجهیزات پایش و اندازه گیری

3-3- آموزش های متبط با سیستم مدیریت کیفیت به کارکنان در تمامی سطوح سازمان

3-4- ممیزی خارجی برای ثبت سیستم مدیریت کیفیت و دریافت گواهینامه ایزو 9001

هزینه تمامی سر فصل های برشمرده به همان عواملی که در پاسخ پرسش قبلی اشاره شد بستگی دارد و معمولاً هزینه دقیق پس از کسب اطلاعات لازم سازمان و بررسی وضعیت موجود تعیین می گردد.

4- با توجه به اینکه در بعضی سازمان های ایرانی ایزو 9001 بجای مستندسازی بیشتر سندسازی می شود و پیاده سازی این استاندارد به شیوه درست صورت نمیگیرد.گذشته از مقوله رقابت،چه لزومی دارد سازمان های ایرانی اقدام به کسب گواهینامه ایزو 9001 و تلاش برای حفظ آن نمایند؟

در برخی موارد همین گونه است و بجای مستندسازی،سند سازی صورت می گیرد.البته گواهینامه ایزو برای  رقابت هم خیلی مناسب نیست،چرا که این گواهینامه در داخل کشوراز اعتبار مناسبی برخوردار نیست و در خارج کشور هم که جزو استانداردهای مدیریتی سطح پایین محسوب می گردد.اما در این خصوص نکاتی وجود دارد که نمی توان آنها را از نظر دور داشت.اجازه دهید با ذکر یک مثال این نکات را بیشترتوضیح دهم.

اگر قرار باشد برای پیشبرد کارهایتان از نرم افزارهای کیمپیوتری استفاده کنید آیا نباید کار با این نرم افزارها را یاد اشته باشید و بیشتر از آن،در کار با این نرم افزارها

 از مهارت کافی برخوردار باشید؟

حال فرض کنید شما تصمیم دارید سازمان خوتان را اداره کنید.اولین و مهمترین پرسشی که مطرح می گردد این است که شما چگونه این کار را انجام خواهید داد؟آیا شما به مهارت های لازم مدیریتی نیازی نخواهید داشت و تنها بر مبنای آنکه دانش فنی لازم کسب و کار خود را دارید قادر خواهید بود سازمان را اداره کنید؟

استاندارد ایزو 9001 یک راهنمای خوب برای مدیریت تمام قسمت های تاثیر گذار بر کیفیت در یک سازمان است و برای مدیرانی که از آموزش های کافی مدیریتی بهره نبرده اند نیازمندی هایی را مطرح می نماید.بنابراین بدون توجه به دریافت گواهینامه این استاندار برای رقابت یا هر هدف دیگر اقتصادی،مناسب است که مدیران سازمان های مختلف تولیدی و خدماتی از نیازمندی های مطرح شده در این استاندارد برای افزایش دانش و مهارت های مدیریتی خود بهره ببرند.

5- مزایای پیاده سازی استاندارد ایزو 9001 در سازمان چیست؟

فرض کنید قرار است سازمان خود را به گونه ای سیستماتیک اداره کنید،از کجا شروع خواهید کرد؟چه الزاماتی را مد نظر قرار خواهید داد؟تنها از علم و تجربه خودتان استفاده خواهید کرد و یا با نظر مدیران و کارکنان سازمان نسبت به پیشبرد کارها اقدام خواهید کرد؟وقتی با اختلاف نظری مواجه می شوید چگونه به حل و فصل آن می پردازید و چه استانداردی را مورد قضاوت قرار خواهید داد؟

اگرچه مدیران سازمان های مختلف برای اداره سازمان خود بسته به شرایط موجود و فرهنگ سازمانی حاکم بر آن،نحوه مدیریت خود را انتخاب می کنند لیکن در بسیاری از موارد مدیران می توانند استانداردهایی را مورد استفاده دهند و استاندارد ایزو 9001

 شاید یکی از مناسب ترین این استانداردها برای مدیریت عمومی سازمکان باشد.علاوه بر استاندارد سازی سیستم  مدیریت سازمان بخصوص در رابطه با کیفیت،مزایای دیگری به طور مستقیم و غیر مستقیم از پیاده سازی این استاندارد بدست می آید که در اینجا به مهمترین آنها اشاره شده است:

  • اطمینان بخشی به مشتریان  از اینکه سازمان به نیازها و انتظارات آنها توجه داشته و رسیدگی به شکایات و جلب رضایت مشتریان را بعنوان یک الزام دنبال می نماید.
  • الزام سازمان به بهبود مستمر
  • مستندسازی گردش کار فرآیندها و ایجاد امکان برای مطالعه و بهبود این فرآیندها

6- سازمان ما هم اکنون از سیستم مدیریت کیفیت استفاده می کند ولی بعد از انجام ممیزی مراقبتی از سوی شرکت گواهی دهنده می بایست سیستم را از استاندارد ویرایش 2000 به2008 تغییر دهیم.حالا نمی خواستم درباره ویرایش 2008 مرا راهنمایی نمایید و چگونه می توانم سیستم مدیریت کیفیت را از استاندارد که دارم (2000) به 2008 تغییر دهم.

ارتقاء نیازمندی های سیستم مدیریت کیفیت یک سازمان از ویرایش 2000 استاندارد ایزو 9001 به 2008 بسیار ساده و بی دردسر است چرا که ویرایش جدید استاندارد نسبت به قبلی تغییرات زیادی نداشته است تا جایی که م توان گفت حتی بدون هیچ کار خاصی ممیز شما می توانست در همین بار ممیزی گواهینامه شما را به 2008 ارتقا دهد.

با این حال اگر شما یک نسخه از استاندارد 2008 را در اختیار داشته باشید و به پیوست (ب) این استاندارد مراجعه نمایید با ماهیت تغییرات آن آشنا خواهید شد و به راحتی می توانید تغییر ویرایش را در سیستم مدیریت کیفیت سازمان خود اعمال نمایید.

7- تفاوت دو مفهوم پایش و اندازه گیری چیست؟

استاندارد ایزو 9001 در بند (3-2-8) در خصوص پایش و اندازه گیری فرآیندها این گونه نیازمندی های خود را مطرح می نماید:

سازمان باید روش های مناسب برای پایش و در موارد کاربرد،اندازه گیری فرآیندهای سیستم مدیریت کیفیت را به کار گیرد.این روش ها باید توانایی فرآیندها را برای دستیابی به نتایج طرح ریزی شده نشان دهند.هنگامی که نتایج طرح ریزی شده بدست نمی آیند،اصلاحات و اقدامات اصلاحی باید بر حسب تناسب صورت پذیرد.

یاد آوری:در تعیین روش های مناسب،توصیه می شود سازمان نوع و گستره پایش یا اندازه گیری مناسب هر یک از فرآیندهایش را بر اساس تأثیرات آنها بر انطباق با الزامات محصول و اثر بخشی سیستم مدیریت کیفیت تعیین نماید.

به منظور تفسیر این نیازمندی و مناسب سازی آن برای پیاده سازی در سازمان های خواهان استاندارد ایزو 9001 لازم است قبل از هر چیز دو مفهوم بسیار مهم پایش و اندازه گیری تشریح گردد و لیکن تفسیر این بند استاندارد به آن محدود نمی گردد.الزام استاندارد ایزو 9001 در این قسمت بکارگیری روش های مناسب برای پایش فرآیندهای سیستم مدیریت کیفیت است و در مواردی که کاربرد دارد (به تشخیص سازمان) از اندازه گیری فرآیندها  نیز می توان سود جست.روش های مناسب پایش و اندازه گیری باید توانایی (قابلیت) فرآیندها را برای اهداف از پیش تعیین شده اثبات نماید.

فرض کنید سازمان قصد دارد توانایی فرآیند فروش محصولات و یا خدمات خود را نشان دهد.از این رو به منظور پاسخ به الزام استاندارد ایزو 9001 در ابتدا باید نتایجی را برای فرآیند فروش مشخص نماید.مثلاً رسیدن به حجم فروش یک میلیون قطعه از محصول سازمان طی یک سال می تواند یکی از اهداف از پیش تعیین شده برای فرآیند فروش باشد که این شاخص به راحتی قابل اندازه گیری است.لیکن فرض کنید برای همین فرآیند فروش سازمان قصد داشته باشد توزیع مکانی محصولات فروخته شده طی یک سال را نیز مد نظر قرار دهد.بدین منظور نقشه جغرافیایی کشور را تهیه کرده و شهرهایی را که محصولات سازمان را خریداری کرده اند با استفاده از اشکال هندسی (مثلاً دایره) روی نقشه نمایش می دهد.قطر دایره میزان خرید محصولات را نشان می دهد و مدیر سازمان با یک نگاه به این نقشه در می یابد که توزیع مکانی فروش محصولات سازمانش چگونه بوده است.بدین ترتیب سازمان برای اثبات توانایی فرآیند فروش در پاسخگویی به حوزه جغرافیایی متنوع کشور از ابزار پایش فرآیند استفاده نموده است.

برای شفاف شدن منظور می توان نگاهی به توزیع جغرافیایی بازدید از وب سایت مشاور مدیریت که در شکل زیر نشان داده شده است انداخت.در این شکل میزان بازدید شهرهای مختلف کشور از وب سایت  مدیریت شاخصی است که مورد پایش قرار گرفته است.

حال می توان این گونه نتیجه گرفت که هر گاه سازمان بتواند شاخص های تعیین شده برای اثبات توانایی فرآیندهای خود را با اعداد و ارقام نمایش دهداز ابزاری با عنوان اندازه گیری استفاده کرده است و هر وقت بخواهد توانایی فرآیند را با استفاده از روش های توصیفی و نمایشی به اثبات رساند از ابزار پایش استفاده کرده است.جدول زیر مثال هایی از بکارگیری پایش و اندازه گیری فرآیندها را نشان می دهد.

نام فرآیند

معیار توانایی فرآیند

شاخص توانایی فرآیند

پایش

اندازه گیری

فروش

حجم فروش

یک میلیون قطعه در سال

 

    x  

توزیع مکانی

پراکندگی فروش در کل کشور

x     

 

کنترل کیفیت

رنگ محصول

مناسب بودن

x    

 

اندازه محصول

مطابق استاندارد

 

x    

ارزیابی شرکت کنندگان در جلسه

حضور به موقع در جلسات

راس ساعت اعلام شده

 

x      

 

مشارکت در جلسه

نظر دبیر جلسه

x     

 

 

8- لطفاً تفاوت دو واژه تصدیق (verification) و صحه گذاری (validation) را بیان کنید؟

استاندارد ایزو9001  این دو واژه را بدین صورت تعریف نموده است:

تصدیق

تایید برآورده شدن الزامات مشخص شده از طریق فراهم آوردن شواهد عینی

یاد آوری 1:واژه "تصدیق شده" به منظور مشخص کردن وضعیت آنچه که مورد تصدیق قرار گرفته است،بکار می رود .

یاد آوری 2: تایید می تواند شامل فعالیت های زیر باشد:

-         انجام محاسبات جایگزین،

-         مقایسه مشخصات یک طرح جدید با مشخصات طرح های مشابه که درستی آنها به اثبات رسیده است،

-         انجام تست ها و نشان دادن نتایج و

-         بازنگری مستندات پیش از انتشار.

صحه گذاری

تایید برآورده شدن الزامات برای یک استفاده یا کاربرد مشخص خواسته شده از طریق فراهم آوردن شواهد عینی

یاد آوری 1: واژه "صحه گذاری شده" به منظور مشخص کردن وضعیت آنچه که مورد صحه گذاری واقع شده است،بکار می رود.

یاد آوری 2:شرایط بکار رفته برای صحه گذاری می تواند واقعی یا شبیه سازی شده باشد.

همان گونه که دقت می نمایید مشخص است که تعاریف بیان شده بسیار نزدیک به هم بوده و ظاهراً تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند در حالی که این گونه نیست و لزوم تشخیص تفاوت این دو مفهوم و کاربر هر یک در زمان خود از الزامات یک سیستم مدیریت کیفیت موفق است.اجازه دهید تفاوت دو مفهوم تصدیق و صحه گذاری را با ذکر مثالی روشن نمایم:

مهندس طراح قرار است یک ساختمان یک طبقه معمولی را برای کار فرمای (صاحبکار) خود طراحی نماید.مهندس طراح در اولین گام ابعاد و جهت زمین و سلایق کار فرما  را بعنوان مهمترین الزامات طراحی خود دریافت می نماید و پس از اینکه اتاق ها و دیگر فضاهای  این ساختمان را طراحی  و نفشه های ان را ترسیم کرد،نتایج کار خود را با استانداردهای مورد لزوم تطابق می دهد  وحتی نظر کار فرما را نیز دریافت می نماید (تصدیق طراحی).لیکن کار فرما از مهندس طراح درخواست می نماید  که میزان روشنایی طبیعی دریافت شده توسط هر اتاق،نسبت ابعاد هر فضا،نحوه دسترسی به فضاها و دیگر موارد مورد نیاز را به روشنی به وی نشان دهد تا بتواند طراحی را تایید نماید.مهندس طراح بدین منظور دست بکار شده و با ساخت یک ماکت فیزیکی یا کامپیوتری( بعنوان مثال با استفاده از 3DMax)) به خواسته کار فرما پاسخ می دهد (صحه گذاری طراحی) و تایید طرح را می گیرد و با اینکه کار فرما را به ساختمان مشابه که قبلاً طراحی کرده و ساخته است و آن ساختمان را به وی نشان دهد.

در حالت تصدیق طراحی مهندس طراح،محاسبات و نقشه های خود را با استفاده از تجارب مشابه،استانداردهای مرتبط و طراحی مجدد تایید می نماید و در حالت صحه گذاری مهندس طراحی سعی می کند طرز استفاده یا کاربرد  مورد نظر کارفرما را به نمایش گذاشته و تایید وی را دریافت نماید.

9- سازمان ما دارای گواهینامه ایزو9001 ویرایش 2000می باشد ولی الان تصمیم داریم آن را به ویرایش 2008 ارتقاء دهیم.برای این منظور چکار باید بکنیم؟

همان گونه که مستحضر هستید

 سازمان بین المللی ایزو 9001 را ویرایش نموده است و در حال حاضر نسخه جدید این استاندارد تحت عنوان ایزو 2008:9001 معتبر است.ویرایش سال 2008 استاندارد ایزو 9001 هیچ گونه الزامی افزون بر الزامات ویرایش سال 2000 این استاندارد ندارد و تنها در برخی موارد الزامات استاندارد  از شفافیت بیشتری برخوردار شده است.اکنون اگر تصمیم دارید سیستم مدیریت کیفیت خود را از ویرایش 2000 استاندارد ایزو 9001 به ویرایش 2008 آن ارتقاءدهید کافیست به نکاتی که در این یادداشت آمده است توجه داشته و پیش بینی پاسخ مناسب به پرسش های مطرح شده در این رابطه را داشته باشید:

1- آیا سازمان یک نسخه از ویرایش 2008 استاندارد ایزو 9001 را در اختیار دارد؟

2-آیا سازمان فرآیندهایی را که بر انطباق یا الزامات تاثیر گذار هستند و آنها را بیرون سپاری نموده است تحت کنترل دارد؟نوع و گسترده این نوع کنترل ها باید تعریف شده باشد.

3-آیا نماینده مدیریت یکی از مدیران سازمان است؟

4- آیا کارکنانی که عملکرد آنان بر انطباق با الزامات محصولات تاثیر می گذارند دارای صلاحیت لازم هستند؟

5- آیا خدمات پشتیبانی سازمان سامانه های اطلاعاتی را نیز در بر می گیرد؟

6- آیا شرایط محیط کار مناسب شامل شرایط فیزیکی،محیطی و سایر موارد نظیر سر و صدا،رطوبت،روشنایی یا آب و هوا در سازمان تعریف شده است؟

7- آیا فعالیت های پس از تحویل شامل اقدامات مربوط به دوران ضمانت،خدمات نگهداری و تعمیر،خدمات تکمیلی نظیر بازیافت یا دفع نهایی می باشد؟

8- آیا بازنگری،تصدیق و صحه گذاری طراحی که مقاصد جداگانه ای دارند به صورت جداگانه یا با هر ترکیب دیگری که برای محصول و سازمان مناسب است انجام و ثبت می شوند؟

9- آیا خروجی های طراحی،اطلاعات برای تولید و ارایه خدمات شامل جزییات برای محافظت از محصول را فراهم می سازد؟

10- آیا در تعریف اموال مشتری اطلاعات شخصی مشتری نیز مد نظر قرار گرفته است؟

11-در رابطه با نیاز مندی های کالیبراسیون آیا تایید نرم افزارهای کامپیوتری برای برآورده ساختن کاربر مورد نیاز،نوعا شامل مدیریت پیکره بندی و تصدیق آن جهت حفظ تناسب استفاده می باشد؟

12- آیا پایش برداشت مشتری شامل بدست آوردن ورودی از منابعی مانند،مطالعه رضایت مشتری،داده های مشتری  در مورد کیفیت محصولات تحویل شده،مطالعات دیدگاه مصرف کننده،تحلیل کسب و کار از دست رفته،شکایات،درخواست های مربوطه به ضمانت و گزارش های فروشندگان می باشد؟

13- آیا سازمان در تعیین روش های مناسب،نوع و گستره پایش و اندازه گیری مناسب هر یک از فرآیندهایش را بر اساس تاثیرات آنها بر انطباق با الزامات محصول و اثر بخشی سیستم مدیریت کیفیت تعیین نموده است؟

14- آیا سازمان شواهد انطباق با معیارهای پذیرش محصول را نگهداری می نماید؟

15- آیا سوابق پایش و اندازه گیری محصول مشخص کننده فرد (افراد) صادر کننده مجوز ترخیص محصول می باشد؟

16-  آیا سازمان اثربخشی اقدامات اصلاح و یا پیشگیرانه را بازنگری می نماید؟

10- با سلام و تشکر از زحمات جنابعالی سوالی از محضرتون داشتم و اون اینکه:

1- بند 3-7 که مرتبط با طراحی محصول هست به چه سازمان هایی و با چه ویژگیهایی مصداق پیدا می کند؟

2- آیا در ایزو 9001 الزامی در خصوص کالیبراسیون تجهیزات کنترل فرآیند تولید مثلاً درجات کنترل دما،سرعت و ... وجود دارد یا نه؟دقیقاً کدام بند اشاره به این مهم دارد؟

از اینکه وقت ارزشمند خود را صرف پاسخگویی به اینجانب می نمایید بسیار متشکرم.

1-عنوان درست بند 7-3 طراحی و توسعه است و نه طراحی محصول و از آنجا که استاندارد ایزو 9001 محصول را ماحصل یک فرآیند می داند می توان گفت که بحث طراحی و توسعه هم برای سازمان های تولیدی و هم سازمان های خدماتی کاربرد دارد.

2- طبق تعریف استاندارد ایزو 9001 طراحی یعنی مجموعه ای از فرآیندها که الزامات و یا خواسته ها را به ویژگی های مشخص شده یا به مشخصات یک محصول،فرآیند یا سیستم تبدیل می کند. به عبارت ساده ترسازمانی که مدعی طراحی است باید اثبات نماید که طی فرآیندی مشخص می تواند خواسته های مشتری خور را تبدیل به یک محصول نماید.یعنی غیر از خواسته ها و یا الزامات مشتری هیچ گونه طرح دیگری وجود ندارد و خود سازمان باید محصول را با برداشت درست از الزامات مطرح شده طراحی نماید.اجازه دهید برای روشن شدن بیشتر موضوع مثالی بزنیم.فرض کنید مشتری خواهان چسبی است که دو جنس متفاوت (مانند کاغذ و پارچه) را به هم بچسباند،حال اگر تولید کننده بتواند با دانش فنی خود این برچسب را که فرمول قبلی هم ندارد طراحی نماید می توان گفت که الزام طراحی مورد نظر استاندارد ایزو 9001 را دنبال نموده است.

3- بند 7-6  استاندارد ایزو 9001 به مقوله کالیبراسیون می پردازد.

11- لطفاً تفاوت بین یک روش اجرایی با دستور العمل را بیان نمایید.

قبل از پاسخ به این پرسش باید عرض شود که مشاور مدیریت در دو مقاله متفاوت با عناوین "چگونه یک روش اجرایی بنویسیم" و "چگونه یک دستور العمل کاری بنویسیم" به تفصیل روش تدوین این دو سند مهم و قابل استفاده در سیستم های مدیریت را تشریح نموده است.

لیکن بسیاری از کاربران سیستم های مدیریت به خاطر نداشتن مهارت کافی در نحوه و زمان استفاده از این دو نوع سند همواره با این پرسش روبرو هستند که تفاوت این دو سند با یکدیگر چیست؟بنابراین در این پاسخ هدف این است که تفاوت های مهم و کلیدی از این دو نوع سند تشریح گردد.

هنگامی که مدیریت سازمان خواسته باشد گردش کار یک فرآیند را مدون نماید باید با تدوین یک روش اجرایی به این مهم دست یابد.معمولاً یک فرآیند بین چند بخش سازمانی گردش دارد پس هنگامی که یک روش اجرایی نوشته می شود نحوه گردش کار فعالیت های مختلف و نحوه ارتباط بین قسمت های مختلف و مسئول هر فعالیت را تشریح می نماید.فرض کنید سازمان خواسته باشد نحوه گردش کار فرآیند خرید را مدون نماید.معمولاً یک فرآیند خرید به صدور درخواست خرید از انبار شروع شده و پس از تایید و تصویب درخواست خرید که به ترتیب توسط مدیر مالی و مدیر عامل انجام می شود،درخواست به کارپردازی رسیده و خرید از تامین کننده ذیصلاح و منتخب صورت می گیرد.

اکنون اگر قرار باشد برای تشریح یکی از فعالیت هایی که در این فرآیند مطرح است توضیحات تکمیلی،علاوه بر آنچه در روش اجرایی (خطوط راهنمای فرآیند) آمده است،توضیح داده شود لازم است یک دستور العمل کاری نوشته شود.به عنوان مثال در همین فرآیند خرید فرض کنید قرار باشد نحوه انتخاب تامین کننده ذیصلاح شامل ارزیابی،انتخاب و ارزیابی مجدد شرح داده شود که برای این کار نیازی به تدوین یک روش اجرایی نیست چرا که هیچ گونه گردش کاری مد نظر نمی باشد و کافیست یک دستورالعمل کاری نوشته شود.

بنابراین به طور خلاصه می توان گفت یک روش اجرایی برای تشریح گردش کار یک فرآیند و دستورالعمل کاری برای تشریح جزییات نحوه انجام یک کار خاص مورد استفاده قرار می گیرد.نمونه های زیر کاربردهای یک روش اجرایی با دستورالعمل کاری را نشان می دهد لیکن به آنها محدود نمی گردد:

ردیف

عنوان فعالیت/فرآیند

نوع سند مود نیاز

روش اجرایی

دستور العمل

1

خرید

*

 

2

ارزیابی تامین کننده

 

*

3

برنامه ریزی تولید

*

 

4

راه اندازی یک دستگاه

 

*

5

طرحریزی یک پروژه

*

 

6

طراحی یک مخزن نگهداری مایعات

 

*

7

پذیرش یک بیمار

*

 

8

ضد عفونی محیط اتاق عمل بیمارستان

 

*

9

پذیرایی ازمهمان در یک رستوران

*

 

10

نحوه پختن چلو کباب

 

*

11

برگزاری یک مجلس در مسجد

*

 

12

دم کردن چای برای هیات عزاداری

 

*

         

 

12- وقتی سازمانی گواهینامه ایزو 9001دریافت می کند این گواهینامه تا چه مدت اعتبار دارد؟

گواهینامه ایزو 9001 صادر شده به مدت 3 سال اعتبار دارد و هر شش ماه یک سال یک مرتبه توسط شرکت صادر کننده گواهینامه مورد ممیزی مراقبتی قرار می کیرد.البته پس از اتمام مدت اعتبار گواهینامه،سازمان دارنده گواهینامه ایزو 9001 می تواند با همان گواهی دهنده اولیه یا گواهی دهنده ی دیگری قرارداد خود را تمدید کرده و پس از انجام یک ممیزی کامل مجداداً گواهینامه خود را برای 3 سال دیگر تمدید نماید.

نویسنده : مهندس امیر : ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٥ فروردین ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

برنامه ریزی منابع انسانی

کلمه ERP در اصل مخفف واژگان Enterprise Resource Planning یا سامانه تخصیص منابع سازمان است که طیف وسیعی از فعالیتهای مختلفی را که به بهبود عملکرد سازمان منتهی می شود در بر دارد. ERP توسط برنامه های کاربردی که شامل چندین زیربرنامه کاربردی دیگر است پشتیبانی می شود بطوریکه فعالیتها را در گستره واحدهای عملیاتی سازمان یکپارچه می سازد. این فعالیتها می تواند بازه وسیعی از مدیریت تولید، خرید قطعات، کنترل موجودی انبار، ارسال مواد به واحدهای تولیدی تا ردگیری سفارشات را شامل شود. ERP همچنین می تواند زیر برنامه های کاربردی در زمینه مدیریت مالی و مدیریت منابع انسانی سازمان را هم در بر داشته باشد.

تعریف ERP سیستمی است که دارای اهداف، اجزا و محدوده مشخص و معینی است. در ادامه ERP را بر حسب هر یک از این جنبه ها تعریف می کنیم. هدف ERP – هدف از یک سیستم ERP بهبود و تسریع فرایندهای داخلی کسب و کار سازمان است که برای رسیدن به این منظور عموماً به مهندسی مجدد فرایندهای سازمان نیاز است.

اجزای یک سیستم ERP نرم افزار ERP - هسته اصلی هر سیستم ERP بخش نرم افزار آن است. نرم افزار ERP در عمل بر مبنای زیر برنامه های کاربردی قرار دارد. هر یک از زیر برنامه های کاربردی فعالیتهای عملیاتی بخشی از سازمان را به شکل مکانیزه شبیه سازی می کند. زیر برنامه های معمول نرم افزارهای ERP مدیریت تولید، خرید مواد اولیه، کنترل موجودی انبار،، ارسال مواد به واحدهای تولیدی و ردگیری سفارشات را پوشش می دهد.

فرایندهای کسب و کار کارآمد – فرایندهای کسب و کار سازمان به سه سطح کلی تقسیم بندی می شوند – فرایندهای استراتژیک، کنترلهای مدیریتی و کنترلهای عملیاتی. ERP ها به تدریج به راه حلهای جامعی برای کارآمد کردن فرایندهای سازمان در هر سه سطح مذکور ارتقا یافته اند. بخش عمده ای از موفقیت سیستمهای ERP به یکپارچه کردن فعالیتها در کل سازمان باز می گردد.

کاربران - کاربران سیستمهای ERP می توانند کلیه کاربران سازمان در هر سطحی از هرم سازمانی را شامل شوند.

معمولترین سیستم عامل برای کاربری نرم افزارهای ERP سیستم عامل UNIX می باشد. علاوه بر این Windows NT و Linux دیگر سیستمهای عامل مورد استفاده برای نرم افزارهای ERP اند اما اکثر سیستمهای ERP بزرگ بر مبنای سیستم عامل UNIX قرار دارند. UNIX سیستم عاملی است که در اصل برای استفاده همزمان جندین کاربر طراحی شده و پروتکل ارتباطی TCP/IP را در خود دارد. از دید فنی دلایل زیادی برای توجیه قرارگیری ERP بر روی سیستم عامل UNIX وجود دارد.

محدوده سیستم ERP – محدوده سیستم ERP از محدوده سازمانی که ERP در آن پیاده سازی می شود کوچکتر است. بر عکس ERP ، مرز سیستمهای زنجیره ای تأمین و تجارت الکترونیک از محدوده سازمان فراتر رفته و تا تأمین کنندگان ، شرکا و مشتریان سازمان گسترش می یابد. با این حال، عملاً پیاده سازی بسیاری ا ز سیستمهای ERP مستلزم یکپارچه سازی با سیستمهای اطلاعاتی خارج از محدوده سازمان است.

تاریخچه ERP سیستمهای ERP در اصل تحول یافته سیستمهای برنامه ریزی نیازمندی تولید یا (MRPII) هستند. از منظر کسب و کار سازمان ERP حاصل تلفیق فرایندهای تولید با فرایندهایی است که کلیه ابعاد سازمان را در بر دارند. از منظر تکنولوژیک نیز می توان سیستمهای ERP را تحول یافته سیستمهای قدیمی به معماری سه لایه client-server دانست.

 مدیریت و کنترل موجودی انبار مدیریت و کنترل موجودی انبار ترکیبی است از سیستمها و فرایندهایی که موجودی هر کالا درا نبار را در سطح مناسب و معینی نگه می دارند. فعالیتهای مدیریت انبار شامل تشخیص نیازمندیهای انبار، هدف گذاری، گزینه ها و راهکارهای کسری قطعات، ردگیری مصرف هر یک از قطعات، موازنه انبار و گزارش وضعیت موجودی انبار است.

برنامه ریزی نیازمندی مواد اولیه (MRP) برنامه ریزی نیازمندی تولید یا MRP الگوریتم و زمانبندی مشخصی است که به برای فرایندهای تولیدی با چندین سطح از تولید طراحی شده است. MRP با استفاده اطلاعات ورودی، نیازمندیهای تولید محصولات نهایی مختلف، ساختار سیستم تولید، سطح موجودی فعلی انبار از هر یک از کالاهای تمام شده و میزان lot معین برای هر بار تولید، برنامه ای زمانبندی شده برای عملیات تولید و خرید مواد اولیه ارائه می دهد.

فرآیندهایی که ERP از آن پشتیبانی می کند فرایندهای مدیریتی سازمان را به سه سطح کلی تقسیم بندی کرده است – فرایندهای استراتژیک، کنترلهای مدیریتی و کنترلهای عملیاتی. ERP ها به تدریج به راه حلهای جامعی برای کارآمد کردن فرایندهای سازمان در هر سه سطح مذکور ارتقا یافته اند. بخش عمده ای از موفقیت سیستمهای ERP به یکپارچه کردن فعالیتها در کل سازمان باز می گردد. موفقیت ERP ها در سطوح برنامه ریزی استراتژیک و کنترلهای مدیریتی به تعهد و همکاری مدت مدیریت ارشد سازمان وابسته است.

کمک به کاهش هزینه های عملیاتی نرم افزارهای ERP به منظور یکپارچه سازی فرایندهای کسب و کار در کل سازمان و زیربخشهای آن و از طریق سیستمی اطلاعاتی که کلیه سازمان را در بر دارد، طراحی شده اند. مهمترین مزیت ERP ها بهبود هماهنگی بین بخشهای سازمان و افزایش کارایی فرایندها است. نخستین مزیتی که از ERP در کوتاه مدت و پس از پیاده سازی می توان انتظارد اشت، کاهش هزینه های عملیاتی نظیر کاهش هزینه های کنترل موجودی انبار، کاهش هزینه تولید، کاهش هزینه های بازاریابی و پشتیبانی است.

تسهیل کارهای روزمره مدیریت مزیت دیگری که از پیاده سازی ERP در سازمان می توان انتظار داشت، تسهیل انجام روندهای روزمره مدیریتی است. پیاده سازی ERP با ایجاد backbone قوی از انباره داده ها، دسترسی بهتر و سریعتر به داده ها را برای مدیریت امکانپذیر ساخته و به این ترتیب مدیر می تواند برای تصمیم گیری به سرعت به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی داشته باشد.

پشتیبانی از برنامه ریزی استراتژیک برنامه ریزی استراتژیک مجموعه ای است از فرایندهای مشخصی که برای ارزیابی و تشخیص نیازهای و منابع سازمان، تعیین مشتریان بالقوه، تنظیم اهداف و آرمانها، برنامه ریزی و طراحی استراتژیهای هماهنگ بین بخشهای مخالف با تضمین عملی بودن و موفقیت، اجر می شود. این فرایند همچنین ارتباط منطقی بین استراتژیهای اتخاذ شده با نیازها، دارائیها و نتایج به دست آمده را تعریف کرده و فرایند و نتایج آنرا اندازه گیری و ارزیابی می کند. بخشی از نرم افزاره ای ERP موجود، عملاً برای پشتیبانی از بخش برنامه ریزی منابع فرایند برنامه ریزی استراتژیک طراحی شده اند، اما در عمل این قابلیت به نوعی ضعیفترین ویژگی ERP هاست ودلیل آن هم پیچیدگی و عدم اطمینان بالای برنامه ریزی استراتژیک ونبود یکپارچگی کافی با سیستمهای پشتیبانی تصمیم (DSS) است.

مزایای ERP مزایای سیستمهای برنامه ریزی تخصیص منابع سازمان (ERP) را می توان به شکل زیر خلاصه کرد:

کاهش هزینه های انبار (نگهداری، حمل و نقل . ..) کاهش هزینه سفارشها کاهش هزینه تولید کاهش هزینه عملیات حسابداری و ثبت وقایع مالی کاهش هزینه حمل و نقل کاهش حجم مورد نیاز سرمایه گذاری در تجهیزات و ماشین آلات کاهش حجم مورد نیاز سرمایه گذاری در کارخانه کاهش حجم مورد نیاز سرمایه گذاری برای خرید زمین کاهش هزینه ناشی از توقف خط تولید فرایند تولید منعطف و قابل تغییر کاهش هزینه خطاهای ناشی از هماهنگی ضعیف بین واحدها مختلف سازمان کاهش هزینه ها نهایتاً به افزایش فروش و سهم بازار بیشتر متهی می گردد کاهش زمان تکمیل و نهایی کردن محصول افزایش شفافیت و ردگیری فرایند تولید برای مشتری افزایش قابلیت متناسب سازی برای مشتری و نهایتاً تطبیق بیشتر با نیازهای وی افزایش رضایتمندی مشتری در تمام فرایندهایی که وی با آنها درگیر است، از لحظه سفارش تا دریافت و حمل ونقل محصول

نرم افزار تولید ERP طیف وسیعی از فعالیتهایی است که برای بهبود عملکرد فرایندهای داخلی سازمان به کار می رود. ERP از طرف نرم افزارهای با چند زیرسیستم که فعالیتها را در تمام بخشهای سازمان یکپارچه می کنند، پشتیبانی می شود. این زیرسیستمها شامل برنامه ریزی تولید، خرید قطعات، کنترل موجودی انبار، توزیع قطعات و مواد اولیه و یا ردگیری سفارشها می گردد.

ویژگیهای نرم افزارهای تولید ERP سیستمهای ERP در اصل تحول یافته سیستمهای برنامه ریزی نیازمندی تولید یا (MRP) II هستند. در حال حاضر طراحی و پیاده سازی نرم افزارهای تولید ERP در مرحله جلوتری نسبت به سایر نرم افزارهای ERP قرار دارد. نرم افزارهای تولید ERP داری فرایندهای کاری داخلی هستند که به شکل خاص برای بنگاههاب تولیدی و به منظور مدیریت کل چرخه از سفارش تا محصول نهایی هستند. این چرخه شامل مراحل مختلفی از جمله تأمین مواد اولیه، برنامه ریزی تولید، تولید، بازاریابی، فروش و ثشخیص و ثبت نهایی عملیات فروش. برخی از تأمین کنندگان ERP فرایندهای تولید را به شکل الکترونیکی و real-time به مشتری ارائه می دهند. سازمان می تواند با کارآمد کردن فرایندها و بهینه سازی چرخه سفاش محصول و فرایندهای تولید، استفاده از منابع را به حداکثر رسانده و هزینه را کمینه کند.

نویسنده : مهندس امیر : ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

مبانی مدیریت دانش (Knowledge management)

دانش بشری هر 33 سال دو برابر می شود. در حالیکه ظرفیت فکری انسانها هر 1.5 تا 3 میلیون سال دو برابر می شود. سازمانها نیز از انباشتگی دانش بی بهره نبوده اند به طوری که حجم اطلاعات درسازمانها ولزوم استفاده از آن در تصمیم های سازمانی طی دو دهه اخیر باعث ظهور پدیده ای بنام مدیریت دانش شده است.این امر ضرورت سازمان دهی ، برنامه ریزی وپالایش دانش سازمانی هم چنین مدیریت فراینددسترسی به دانش درست به گونه ای که کارایی واثر بخشی داشته باشد را نشان می دهد.
 در عصر کنونی دانش، سازمانها دریافته اندکه عمر آنها تداوم نخواهد یافت مگر اینکه یک راهبرد برای مدیریت وارزشگذاری دانش سازمانی خود داشته باشند. لذا راهبرد ها وچرخه هایی برای اجرای مدیریت دانش ارائه شده است. با تحولات رخ داده در عرصه جهانی، اکنون توجه مدیران ونظریه پردازان مدیریت بیش از پیش به دارائیهای فکری سازمان معطوف شده است.
 مدیریت دانش به ما کمک می کند تا دانش جدید راانتشار دهیم ،فرا بگیریم واز نو بسازیم.امروزه دانش مهمترین دارایی وبزرگترین مزیت رقابتی بسیاری از سازمانهاست . در عین در سازمانهای بسیار متغیر امروزی بزرگترین وپیچیده ترین مشکل سازمانها جمع آوری وذخیره، باز یافت، جستجو، توزیع وبازیابی دانش است. بهره برداری از دانش ودارائیهای فکری موضوعی است که در حال حاضر مورد توجه دانشمندان می باشد.
 مدیریت دانش مطلب جدیدی نیست، می توان گفت از صدها سال پیش که کشاورزان، صنعتگران، تجارو...روشهای کار خود را به فرزندان وشاگردان خویش آموزش می داده اند مدیریت دانش نیز وجود داشته است.
 در بسیاری از شرکتها دانش مورد استفاده قرار می گیرد اما این استفاده ها کارآمد نیست در واقع این شرکتها ارزش دانش خود را نفهمیده اند.یکی از مدیران اجرایی شرکت «هیولت پاکارد»به نقل از مدیر آزمایشگاههای این شرکت می گوید: « اگر هیولت می دانست که چه چیز هایی را می داند سود دهی اش سه برابر می شد» در سازمان تعیین اینکه چه کسی می داند وچقدر می داند یک کار بسیار وقت گیر وبه نوعی غیر ممکن است.اغلب فرهنگ سازمانی به گونه ای است که افراد را از تسهیم وتوزیع دانسته هایشان منع می کند برای همین وجود سیستم مدیریت دانش که به سازمانها اجازه شناخت ودسترسی به مهارتها وتجارب افراد را بدهد،قابل توجیه می شود.
 تعریف دانش:
 دانش یک فاکتور اساسی است که به سازمانها کمک می کند محصول یا خدمت خلاقانه ای راارائه دهند.دانش تعابیر متفاوتی دارد ولی معنای آن در تجارت(کسب وکار)کمی عملی تر است.
 تا کنون هیچ یک تعریف واحد ومشخصی برای آن ارائه نداده است.داون پورت وپروساک دانش را اینگونه تعریف می کند : «یک ترکیب سیال از تجارب وارزشهای ساختار یافته ، اطلاعات درک شده وبینش (نظریات)کار شناسانه که چارچوبی را برای ارزیابی وهمبستگی اطلاعات وتجارب جدید فراهم می کند».
 دکتر کارلا نماینده مرکز بهره وری وکیفیت آمریکا نیز دانش را اینگونه تعریف می کند:
 «دانش اطلاعاتی است که ارزش دارند».
 برای درک بهتر مدیریت دانش باید به بررسی مفاهیم داده، اطلاعات ودانش وتفاوت وارتباط میان آنها بپردازیم.عبارت داده واطلاعات اغلب به جای دانش بکار می رود که در واقع آنها مفاهیم متفاوتی داشته ودرک تفاوت آنها برای انجام یک کار دانش محور بسیار مهم وحیاتی است.
 رابطه ی میان داده، اطلاعات و دانش بصورت سلسله مراتبی است که با هر مرحله یک سری مفاهیم ارزشی وقابلیت تفسیر و سودمندی به آن تعلق می گیرد. در حقیقت این سه مقوله می تواند در شکل یک زنجیره ارزش درک شوند که همان زنجیره ارزش دانش است.
 داده ها (DATA): مجموعه ای ازحقایق مجزا در مورد رویدادها هستندوشامل اعداد وارقام ،نمودارها وسایر نوشته هایی است که به خودی خود تولید معنی نمی کنند.در واقع داده ها مواد خام مورد نیاز برای تصمیم گیری هستندوبه تنهایی نشاندهنده ربط وبی ربطی واهمیت چیزی نیستند اما برای سازمانها با اهمیت اند چرا که مواد اولیه ضروری برای خلق اطلاعاتند. به طور معمول داده ها اینگونه اند:مفهوم سازی شده، طبقه بندی شده، حساب شده، اصلاح شده، فشرده و...

 اطلاعات(INFORMATION)  : اطلاعات داده های خلاصه ای هستند که گروه بندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی شده اند تا بتوانند معنی دار شوند. پیتر دراکر می گوید :         " اطلاعات داده های مربوط و هدفدار هستند ". داده ها، زمانی به اطلاعات تبدیل می شوند که ارائه دهنده ی آنها معنی و مفهومی خاص به آنها ببخشد. با افزودن ارزش به داده ها، در واقع آنها را به اطلاعات تبدیل می کنیم.

 دانش (KNOWLEDGE) : دانش رسوب تفکرات در ذهن انسان است و همان اطلاعاتی هستند که جنبه ی علمی و کاربردی پیدا کرده باشند. دانش ترکیبی منعطف و قابل تبدیل از تجارب، ارزش ها، اطلاعات معنی دار و بینش های متخصصان است که چارچوبی برای ارزیابی و انسجام اطلاعات و تجارب جدید ارائه می دهد.

 انواع دانش سازمانی:

 دانش را می توان به دو نوع دانش صریح و ضمنی تقسیم کرد:

 الف) دانش صریح (explicit) : دانش صریح دانشی مستدل ومنطقی است .به عبارت دیگر دانش صریح مجموعه ای از خط مشی ها، رویه ها، نرم افزارها، مستدات، دستور العمل ها، گزارشها، طراحی هاواهداف هر سازمان است.دانش صزیح می تواند به صورت کلمات واعداد بیان شودوهمچنین به شکل داده فرمول علمی شرح جزئیات کتابچه ی راهنما در اختیار دیگران قرار گیرد.این نوع دانش به سهولت می تواند بطور رسمی وسیستماتیک بین افراد منتقل شود.در غرب این نوع مورد توجه است.

 ب) دانش ضمنی (tacit) : معمولا در حیطه دانش شخصی وشناختی وتجربی قرار می گیرد وممکن است فردی یا سازمانی باشدکه به سختی می توان آنرا به شکل خاصی در آورد وبه سختی بین افراد به اشتراک گذاشته می شود.بصیرتهای ذهنی دریافتهای مستقیم وگمانها، ارزشهاوفرهنگ در این طبقه از دانش قرار می گیرند.بسیاری از ژاپنی ها اصل دانش را ضمنی می دانند، دانشی که به سادگی قابل رویت و بیان کردن نیست.

 تعریف مدیریت دانش:
 به زبان ساده مدیریت دانش سازمان دادن برای دانستن است.
 مدیریت دانش طیف وسیعی از فعا لیتهاست که برای مدیریت،مبادله،خلق ،یا ارتقای سرمایه های فکری در یک سازمان بکار می رود ،توافق جمعی در مورد اینکه مدیریت دانش چیست وجود ندارد. تعاریف زیادی برای مدیریت دانش منتشر شده است.
 از نظر سیمن (1999) مدیریت دانش طراحی هوشمندانه از فرایند ها ، ابزار، ساختار و غیره با قصد افزایش، نوسازی، اشتراک یا بهبود استفاده از دانش است که در هر کدام از سه عنصر سرمایه فکری یعنی ساختاری, انسانی و اجتماعی نمایان میشود.
 از نظر سی نت(2004) راه حل تعریف مدیریت دانش آن است که آنچه را مدیریت دانش در آن نمی گنجد حذف کنید.
 مدیریت دانش فرایندی است که به سازمانها کمک می کند تا اطلاعات و مهارتهای مهم را که بعنوان حافظه ی سازمانی محسوب می شود و بطور معمول بصورت سازماندهی نشده وجود دارند شناسایی، انتخاب، سازماندهی ومنتشر نمایند.این امر سازمان را برای حل مسائل، یادگیری، برنامه ریزی، راهبردی و تصمیم گیریهای پویا بصورت کارا و مؤثرقادر می سازد. مدیریت دانش بر شناسایی دانش و ارائه ی آن تأکید می ورزد به روشی که بتواند بصورت رسمی به اشتراک گذارده شود و در نتیجه دوباره مورد استفاده قرار گیرد.
 تاریخچه و علل پیدایش مدیریت دا نش :
 واتسون در کتاب خود (2002)به سه مرحله ی مشخص در تمدن بشری و چهارمین مرحله ای که اخیراًًمطرح شده است،اشاره می کند که عبارتند از عصر کشاورزی، عصر صنعت و عصر اطلاعات که در اواخر قرن بیستم آغاز شد. وی پیش بینی کرده بود که قرن بیست و یکم شاهد توسعه ی جوامع بر مبنای ایده ها و خلاقیت باشد.
 نخستین بار در سال 1986 کارل ویگ در کتاب خود از مدیریت دانش نام برد، اما قبل از وی پیتر دراکر، تافلر و سایرین نیز بطور ضمنی ظهور این پدیده را بشارت داده بودند. بطور خلاصه چهار عامل عمده در بوجود آمدن این پدیده عبارتند از:
 1) دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی که سرمایه های یک سازمان اساساً سرمایه های قابل لمس و ملی بودند (امکانات تولید،ماشین و حتی نیروی کار ارزان) به سمت سازمانهایی که دارایی اصلی آنها غیر قابل لمس بوده و با دانش، خبرگی وتوانایی برای خلاق سازی کارکنان آنها گره خورده است.
 2) افزایش فوق ا لعاده حجم اطلاعات، ذخیره ی الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات بطورکلی ارزش دانش را افزوده است؛ زیرا فقط از طریق دانش است که این اطلاعات ارزش (بالایی) پیدا می کنند. چراکه به عمل نزدیکتر است.
 3) تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگیهای جمعیت شناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده است.
 4) تخصصی تر شدن فعا لیتها نیز ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی بواسطه انتقال یا اخراج کارکنان را به همراه داشته باشد.
 با توجه به مطا لب فوق،در عمل اهداف مدیریت دانش را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
 ایجاد انباره دانش، ارتقای داراییهای دانشی، بهینه سازی فضای دانشی و مدیریت دانش به عنوان یک دارایی.
 به عبارت دیگر هدف مدیریت دانش بکار گرفتن سرمایه ها ی فکری یک سازما ن بمنظور تحقق بخشیدن به  رسالت و ماموریت های سازمان است .
 ضرورت مدیریت دانش:
 مدیریت دانش برای بسیاری از سازمانها عامل اصلی توانایی برای بقا در محیط جهانی است. بنا بر این مدیریت دانش به عنوان یک مؤلفه ی اساسی کسب و کار دیده می شود که توانایی مجهز کردن سازمان را با فرصتها دارد و نیز سازمان را در مقابل چا لشهای بازاریابی جدید، مدیریت می کند و به شرکتها کمک میکند که همواره سبقت جو باقی بمانند (از طریق افزایش آگاهی آنها از استراتژیها، محصولات و بهترین کارکردهای رقبایشان).
 مدیریت دانش مجموعه ای از فرایندها برای فهم و بکارگیری منبع استراتژیک دانش در سازمان است و رویکردی است ساختار یافته که رویه هایی را برای شناسایی، ارزیابی، سازماندهی، ذخیره و بکارگیری دانش به منظور تأمین نیازها و اهداف سازمان بر قرار می سازد و موجب بهبود محصولات، فرایندها، تکنولوژیها و خدمات و نحوه ی پاسخگویی به نیازهای مشتریان می شود.
 امروزه سازمانها در یافته اند که برای انجام موثر کارهایشان نیازمند یکپارچه نمودن هر دو شکل دانش هستند واین در واقع همان هدف مدیریت دانش است.

 فرایند تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح (مدلSECI) :

 در مدیریت دانش تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح از اهمیت ویژه ای برخوردار است ،

 داونپورت تأکید می کند که سازمانها به شدت به یک فرایند مفصل ورمزی از دانش ضمنی که به دانش صریح تبدیل شود نیاز دارند.چرا که مدیران اطلاعات را نه تنها از سیستم های فناوری اطلاعات، بلکه از طریق کانالهای دیگری هم کسب می کنند .مدیران دو سوم از اطلاعاتشان را از مکالمات رودر رو یا تلفنی بدست می آورند و یک سوم باقیمانمده اطلاعات را از پوشه هایی که بیشتر از بیرون سازمان وارد می شود و به هیچ وجه داخل سیستم کامپیوتری سازمان نمی شود، بدست می آورند.

 در این مدل دانش،از طریق تعامل بین دانش نهفته و صریح ایجاد میشود.نوناکو تعامل این دو نوع دانش را فرایند تغییر و تبدیل دانش می نامد. قابل ذکر است که در این مدل فرایند تبادل بین دانش صریح وضمنی به صورت دایره ای نیست بلکه به شکل مارپیچ است، بدین معنی که تکرار چرخش ها مقیاس مارپیچ را بزرگتر کرده و این بمعنای تکامل بیشتر دانش سازمانی است.

 تعامل این دو نوع دانش از چهار فرایند حاصل میشود که عبارتند از:

 جامعه پذیری (Socialization) :

 جامعه پذیری هنگامی اتفاق می افتد که دانش نهفته در ذهن خود را به دانش نهفته در ذهن دیگری منتقل کنیم.

 اصطلاح اجتماعی کردن تاکید می کند که دانش ضمنی بواسطه ی فعا لیتهای مشترک مانند با هم بودن و در یک محیط زندگی کردن انتقال می یابد نه از طریق دستورا لعملهای مکتوب یا شفاهی.

 در جامعه پذیری رابطه ای نزدیک میان دو فرد بوجود می آید که ضمن آن,دانش نهفته در اذهان آن دوبه یکدیگر افزوده می شود و دانش نهفته ی غنی تری از طریق مشارکت ذهنی در آنها بوجود می آید.تعالیم استاد شاگردی و شرکت در سمینارها یا کنفرانسها و تشکیل تیمهای کاری نمونه هایی از آن است.

 به دانشی که از طریق تبادل دو دانش نهفته حاصل میشود دانش همدلی نیز می گویند.

 بیرونی سازی (Externalization):

 بیرونی سازی بیان دانش ضمنی و انتقال آن به شکلهای قابل درک برای دیگران است.به اصطلاح افراد مرزهای درونی و بیرونی خود راگسترش می دهند.

 از این نوع دانش تحت عنوان دانش مفهومی نیز یاد شده است که نمونه های آن شامل نوشتن یک مقا له یا مستند سازی تجربیات مدیران و یا کارکنان می باشد.

 ترکیب (Combination) :

 ترکیب شامل تبدیل دانش صریح به شکلهای پیچیده تری از این نوع دانش است.

 در این فرایند فنون علمی پایگاههای اطلاعاتی و بانکهای آماری که در زمره ی دانش های صریح قرار دارند توسعه می یابند.

 در عمل مرحله ی ترکیب بر سه فرایند استوار است:

 - گرفتن و ادغام کردن دانش صریح جدید شامل گردآوری دانش بیرونی سازی شده و ترکیب آن.  

 - انتشار دانش صریح بر اساس فرایند انتقال این شکل دانش بطور مستقیم بوسیله ی ارائه ها و جلسات است.

 - ویرایش یا فرایندی کردن دانش صریح که قابلیت استفاده از آن را باالا می برد ماننداسناد و مدارکی از قبیل طرحها و گزارشات و اطلاعات بازار.

 درونی سازی (Internalization) :

 درونی سازی حاصل تبدیل دانش صریح به دانش نهفته است.در اینجا افراد با خلاقیتهای ذهنی خود از نظریات صریح آموخته شده دانش های جدید ایجاد می کنند که گر چه به آسانی قابل انتقال به دیگران نیست اما در عملکردهای آنها آنها منعکس می شود.

 در درونی سازی لازم است فرد دانش مربوط به خود را درون دانش سازمانی تشخیص دهند و همچنین خودش را در یک کل گسترده تر دریابد.

نویسنده : مهندس امیر : ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

الگوریتم مورچگان توسعه یافته برای حل مسئله فروشنده دوره گرد با time windows:

 

مقاله زیر به همراه فایل ترجمه و فایل ارائه پاورپوینت به آرشیو مقالات سایت و وبلاگ گروه مهندسی صنایع  ie313  به همت مهندس امیر اضافه گردید .

A modified ant colony system for solving the travelling salesman
problem with time windows
Chi-Bin Chenga, Chun-Pin Maob
Received 11 September 2006; accepted 29 November 2006

الگوریتم مورچگان توسعه یافته برای حل مسئله فروشنده دوره گرد

در صورت نیاز به  فایل ترجمه مقاله ، درخواست خود را به  آدرس ایمیل ie313.com@gmail.com بفرستید.

نویسنده : مهندس امیر : ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

معماری سرویس گرا Service Oriented Architecture

معماری سرویس گرا (SOA) روشی جدید و در حال تکامل برای ساخت برنامه های توزیع شده با   Distributed Application است. سرویس ها اجزای توزیع شده با رابط های تعریف شده و مشخص هستند که پیغام های XMIL را پردازش وتبادل می کنند. با رویکرد سرویس گرا می توان راه حل های را ارائه داد که به مرز دامنه های سازمان، شرکت یا دپارتمان محدود نیستند. با استفاده از SOA می توان در شرکتی که دارای سیستم ها و برنامه های کاربردی مختلف روی پلتفرم های متفاوت است، یک راه حل یک پارچه سازی با استقلال زیاد(loosly coupled) ساخت که جریان یکنواخت و ناهماهنگ کار را تضمین کند.

هر کس که از سایت های تجارت الکترونیکی به صورت آنلاین خرید کرده باشد، با مفهوم سرویس ها آشنا است. وقتی که سفارش تان را دادید، باید اطلاعات کارت اعتباری تان را ارایه کنید که به طور معمول توسط یک فراهم کننده سرویس ثانویه، تایید و شارژ می شود. وقتی که سفارش پذیرفته شد، شرکت سفارش گیرنده با یک شرکت فراهم کننده سرویس حمل ونقل فراهم می کند و در نهایت کالای شما تحویلتان می شود. نیاز به معماری سرویس گرا از جنبه ای دیگر نیز به نحوه بارزی در برنامه های کاربردیeCommerce مشهود است. اگر مثلا جزء(componet) مربوط به پرداخت با کارت اعتباری offline و یا غیر فعال باشد،‌قرار نیست که فرایند فروش متوقف شود. بلکه سفارش ها بایستی پذیرفته شوند وعملیات پرداخت به وقت دیگری موکول شود.
مثل سایر معماری های توزیع شده،‌
SOA ساخت برنامه های کاربردی با استفاده اجزایی که در domainهای جدا از هم را قرار دارند را ممکن می سازد . SOA از سرویس های وب به عنوان نقاط ورود برنامه کاربردی استفاده می کند که از لحاظ مفهومی معادل همان اجزای proxy و stub در سیستم های توزیع شده سنتی مبتنی بر اجزاء هستند . با این تفاوت که در این جا ارتباط بین سرویس وب و استفاده کننده خیلی آزاداترانه ومستقل تر (loosely coupled) است .به علاوه SOA به خاطر در بر داشتن فاکتورهایی که اهمیت حیاتی در تجارت دارند ، نیز منحصر به فرد است . فاکتورهایی نظیر: قابلیت اطمینان سرویس،‌ جامعیت پیام ، یکسانی تراکنش و امنیت پیام . در امور تجاری واقعی نمی توان روی سرویس هایی که یک درخواست را فقط به خاطر این که بتوانند بفهمند،‌ پردازش می کنند حساب کرد . در امور تجاری به قطعیت و اطمینان بیشتری نیاز است. واضح است که سیستم های مختلف ممکن است بعضی اوقات غیر فعال باشند و یا پاسخگویی آن ها در دفعات مختلف متفاوت باشد . با وجود این هیچکدام از این موارد نباید برای کنار گذاشتن یاعدم پاسخ به یک درخواست باشند.
علاوه بر آن نباید دلیلی برای کنار گذاشتن یا عدم پاسخ به یک درخواست باشند واضح است که سیستم های مختلف ممکن است بعضی اوقات غیر فعال باشند و یا پاسخگویی آن ها در دفعات مختلف ، متفاوت باشد. با وجود این ،‌هیچ کدام ازاین موارد نباید دلیلی برای کنار گذاشتن یا عدم پاسخ به یک درخواست باشند. علاوه بر آن نباید هیچ ابهامی در نحوه فراخوانی یک سرویس وجود داشه باشد. اگر سیستمی توانایی های خود را در قالب سرویسی روی وب ارائه کند. در آن صورت نحوه فراخوانی آن سرویس باید به طور واضح مستند سازی و اعلام شود . بسیاری از مسائل دسترس پذیری و مقیاس پذیری برنامه های کاربردی امروزی در
SOA حل شده است که احتمال نقض آن در هر مر حله ای از جریان کار بسیار زیاد است.در SOA فرض بر این است که خطا وجود دارد و می تواند بیفتد ، بنابراین استراتژی هایی برای مثال اگر یک سرویس نتواند یک پیغام را در مرحله اول بپذیرد . این معماری طوری طراحی شده است که مجددا پیام را بفرستد . واگر یک سرویس به طور کامل قابل دسترس نباشد، (که هرگز نباید در یک سیستم SOA پایدار انفاق بیفتد ) آن وقت معماری طوری طراحی شده است که روی دادن خطاهایی که ممنجر به قطع کامل در خواست سرویس می شود،‌امکان پذیر نباشد. SOA قابلیت اطمینان را افزایش می دهد، چون خطاهای موقت در بخشی از جریان کار نمی توانند کل فرایند تجاری را از کار بیاندازند .
به بیان کلی،‌
SOA فرایندی تکامل یافته را ارائه می نماید و ازاین نظر می تواند ان را بلوغ سریس های وب و تکنولوژی های یکپارچه سازی به حساب آورد . در SOA به این امر توجه شده است که سیستم های با اهمیت حیاتی که بر مبنای تکنولوی های توزیع شده ساخته می شوند. باید تضمین های خاصی را تامین نمایند . در این گونه سیستم ها باید این اطمینان وجود داشته باشد که در خواست های سرویس به طور صحیح مسیر دهی و هدایت می شوند، در زمان مناسب به آن ها پاسخ داده می شود، و این سرویس ها به طور واضح و دقیق سیاست های ارتباطی و رابط های خود را اعلام می کنند.

سرویس ها چیستند ؟
بسیاری از ما آنقدر با تکنولوژی های سرویس های وب آشنا هستیم که اغلب در باره این که خود سرویس ها واقعا چه هستند، فکر نمی کنیم. در ادامه سه تعریف می آوریم که در کنار یکدیگر ماهیت یک سرویس راشرح می دهند:
1- سرویس ها اجزاء مستقلی هستند که پیغام های
XML با ساختار مشخص و خوش تعریف(Well-defined) را پردازش می کنند.
2- سرویس ها دارای رابط های خوش تعریف هستند که به وسیله یک سند مبتنی بر
XML که سند Web Service Description Language (WSDL) خوانده می شود، به این سند گاهی قرارداد WSDL نیز گفته می شود. محتویات این سند،‌عملیات (متدهایی) که توسط سرویس ارائه می شود را شرح می دهد. از جمله اطلاعات مربوط به انواع داده، اطلاعات نحوه اتصال به سرویس، جهت یافتن و ارتباط با عملیات سرویس وب.
3- سرویس ها دارای نقاط انتهایی(
Endpoint) هستند که استفاده کنندگان از و سایر سرویس ها می توانند بر اساس آدرس سرویس (معمولا URL ) به آن ها متصل شوند. این همان چیزی است که ارتباط(جفت شدن) آزادانه خوانده می شود.

مشخصه های سرویس های وب و
WS-IBasic Profile
برنامه های کاربردی
SOA نیاز به پشتیبانی و امکانات زیر ساختی زیادی دارند. از جمله امکانات ارسال و دریافت مختلفی ، زیر ساخت امنیتی و پشتیبانی برای پیام رسانی مطمئن. شرکت های مختلفی، از جمله IBM و مایکروسافت،‌برای ارائه مشخصه های استانداردی که دامنه گسترده تکنولوژی های زیر ساخت SOA را پوشش دهد، با یکدیگر همکاری می کنند.
متاسفانه مشخصه های سرویس های وب در محیطی ارایه می شوند و توسعه می یابند که شرکت های دخیل در آن بیشتر رقیب هستند تا شریک. رقابت های میان شرکت ها باعث می شود که نتواند بر سر استانداردهای صحیح و مناسب به توافق برسند. اغلب،‌گروههای مختلف شرکت ها، برای موارد یکسان ، استاندارهای متفاوتی را دنبال می کنند . سازمان های غیر انتفاعی مثل
OASIS گرد همایی هایی برای همکاری در ارایه و توسعه استانداردها و مشخصه های سرویس های وب برگزار می کنند.


معرفی
WS-IBasic Profile
سازمان(
WS-I)Web Services Interoperability یک هدف اصلی دارد و آن را ارائه مشخصه های استانداردی است که سرویس های وب بتوانند با استفاده از آن روی پلتفرم های مختلف با هم تعامل داشته باشند. به بیان دیگر، هدف این سازمان این است که سرویس های وب بتوانند با هم کار کنند،‌بدون توجه به این که تحت چه سکوی کاری عمل می کنند و یا با استفاده از چه ابزارهایی ایجاد شده اند . این مشخصه های سرویس های وب زمینه های گسترده ای را پوشش می دهند، از پروتکل های نقل و انتقال داده تا امنیت که مجموعه آن ها تحت عنوان پروفایل پایه WS-I جمع آوری شده اند.
مشخصه های سرویس های وب به طور عمده در گروههای زیر دسته بندی می شوند:
نقل و انتقال (
Tranport )
این گروه از مشخصه ها، پروتکل های ارتباطی برای انتقال داده های خام بین سرویس های وب را تعریف می کنند و پروتکل های
HTTP، HTTPS و SMTP را شامل می شوند.

پیغام رسانی (
Messaging)
این گروه از مشخصه ها تعیین می کنند که پیغام های
XMIL که سرویس های وب تبادل می کنند. چه فرمتی باید داشته باشند. این گروه مشخصه های SOAP برای نحوه رمز گذاری پیغام و مشخصه های XMIL و XSD برای کلمات کلیدی پیغام (vocablury) . را شامل می شود. مشخصه های آدرس دهی سرویس های وب نیز در این گروه قرار دارد . این مشخصه ها اطلاعا ت مقصد پیغام را از پروتکل نقل و انتقال داده ها، مستقل می سازد . برای مثال می توان با استفاده از مشخصه های آدرس دهی سرویس های وب، چندین مقصد برای یک پیغام XMIL تعریف کرد.

تشریح (
Description)
این گروه شامل مشخصه هایی برای تشریح و توضیح یک سرویس وب است . مشخصه های اصلی این گروه
WSDL ( برای قرارداد سرویس ) و XSD ( برای تعریف شماهای نوع داده) هستند. این گروه همچنین مشخصه سیاست گذاری سرویس وب) WS-Policy )را شامل می شود که سیاست گذاری هایی که یک سرویس وب به هنگام ارتباط با یک سرویس گیرنده( کلاینت) اعمال می کند و تشریح می کند. برای مثال یک سرویس ممکن است شرایط خاصی برای فراخوانی عملیاتش داشته باشد. مشخصه WS-Policy به سرویس وب این امکان می دهد که به سرویس گیرنده های احتمالی بگوید برای اجرای یک درخواست سرویس موفق باید از چجه قوانینی تبعیت کنند. نهایتا،‌ در این گروه مشخصه UDDI برای یافتن ( description) سرویس های وب گنجانده شد ه است.

ضمانت های سرویس (
Service Assurances)
سرویس های وب نباید فقط به سادگی پیغام های
XMIL را رد و بدل کنند. این سرویس ها باید تضمینی برای سرویس گیرنده داشته باشند که اولا پیغام به نحوی ایمن منتقل خواهد شد، ثانیا این که سرویس گیرنده باید حتما پاسخی دریافت کند، حتی اگر در نقطه ای از جریان کار، نقصی پیش آمده باشد. این گروه از مشخصه ها شامل مشخصه امنیت سرویس وب ( برای تضمین رسیدن پیغام ها) مشخصه پیغام رسانی مطمئن سرویس وب ( برای تضمین رسیدن پیغام ها در شبکه های ناپایدار و بدون قابلیت اطمینان) و تعداد زیادی از مشخصه های مربوط به تراکنش است.

ترکیب سرویس (
Service Composition)
مجموعه گسترده مشخصه های
WS-I Basic Profile را نمی توان به طور کامل در هر سرویس وب پیاده کرد. به همین خاطر، توسعه دهندگان باید مشخصه هایی که برای یک سرویس خاص مهم و مناسب هستند را انتخاب و در آن سرویس پیاده کنند. برای تامین این هدف،‌ سرویس ها دارای ویژگی ترکیب سرویس هستند . که به توسعه دهندگان اجازه می دهد مشخصه های مختلف را برای هر سرویس انتخاب کنند و آن ها را در سند WSDL گرد آوری و ثبت کنند.
در ادامه بحث ،تعدادی از مهمترین مشخصه های سرویس های وب و اهداف آن را بیان می کنیم:
WS-Seccurity (امنیت سرویس وب ): مشخصه ای جامع که مجموعه ای از تکنولوژی های متداول امنیتی را تحت پوشش دارد، از جمله امضاهای دیجیتال و رمز گذاری مبتنی بر نشانه های امنیتی،شامل گواهی های X.509
WS-Policy (سیاستگذاری سرویس وب ): به سرویس های وب امکان می دهد نیازها، ترجیحات(‌preferences ) و توانایی های خود را براساس مجموعه ای از فاکتورها بیان و مستند سازی می کند کنند. البته تمرکز بیشتر با فاکتورهای امنیتی است . برای مثال سیاستگذاری یک سرویس وب می تواند شامل نیازهای امنیتی آن، نظیر رمز گذاری و امضای دیجیتال بر اساس یک گواهی X.509 باشد.
WS-Adressing (آدرس دهی سرویس وب): نقاط انتهایی سرویس را در یک پیغام مشخص می کندو امکان update شدن این نقاط انتهایی را در مواردی که پیغام بین دو یا چند سرویس منتقل می شود، فراهم می سازد. این مشخصه به طور گسترده در حال جایگزینی مشخصه قدیمی تر WS-Routing (مسیر دهی سرویس وب )است.
WS-Messaging (پیغام رسانی سرویس وب): امکان پشتیبانی از سایر پروتکل های کانال ارتباطی، نظیر TCP ، را در کنار HTTP برای سرویس وب فراهم می سازد. این مشخصه ساخت و توسعه نرم افزارهای پیغام رسانی، از جمله برنامه های کاربردی غیر همزمان که با استفاده از SOAP روی HTTP ارتباط برقرار می کنند، را تسهیل می کند.
WS-Secure Conversation(مکالمه ایمن سرویس وب): با استفاده از نشانه های امنیتی (Security tokens) ارتباطات مورد اعتماد برای جلسات کاری فراهم می کند.
WS-Reliable Messaging (پیغام رسانی مطمئن سرویس وب): مکانیسم هایی برای تضمین اطمینان از رسیدن پیغام،حتی در صورتی که یک یا چند سرویس در زنجیره سرویس ها قابل دسترس نباشند ، را فراهم می سازد. این مشخصه شامل روش هایی برای اعلام رسیدن پیغام است، به طوری که فرستنده بتواند بفهمد که آیا گیرنده در دریافت پیغام موفق بوده است یا نه.
با معرفی و ثبت مشخصه های جدید و بهبود مشخصه های قبلی ، مشخصه های سرویس های وب دائما در حال تکامل هستند. البته، مجموعه مشخصه های پایه ای که در مقاله بیان شد، احتمالا برای مدتی به عنوان زیر بنای اصلی مشخصه های سرویس های وب باقی خواهند ماند،‌ چرا که این مشخصه ها نیازهای اصلی و بنیادی برنامه های کاربردی سرویس گرا را پوشش می دهند.

معرفی .
NET Web Services Enhancements 2.0 for
Web Services Enhancements (WSE) 2.0 مجموعه ای از ابزارهای مدیریت شده تحت .NET را جهت پیاده سازی مشخصه های سرویس های وب برای توسعه دهندگان فراهم آورده است. WSE جهت فراهم آوردن پشتیبانی بیشتر زیرساختی، فراتر از آنچه که در حال حاضر به وسیله چهارچوب کاری دات نت تامین می شود،‌برای راه حل ها ی SOA ارایه شده است. به کمک WSE همچنین زیر ساخت پردازشی برای میزبانی سرویس های وبی که WS-Specification را پیاده سازس می کنند، فراهم می آورد. برای مثال، WSE به شما امکان می دهد که به آسانی سرویس های وبی بسازید که رمز گذاری و امضاهای دیجیتال را روی درخواست ها و پاسخ های سرویس وب اعمال می کنند. در نهایت،‌WSE یک ابزار بهره وری است که برای هدایت توسعه دهندگان دات نت به سمت نسخه آینده Indigo طراحی شده است .Indigo از محصولات آینده مایکروسافت است که پشتیبانی یک پارچه برای برنامه های کاربردی پیغام رسانی و سرویس گرا را هم فراهم می آورد.
WSE یک محصول در حال تکامل است و در حال حاضر تمام مشخصه های سرویس های وب را پشتیبانی نمی کند، ولی بسیاری از مشخصه های مهم نظیر WS-Seccurity و WS-Policyپشتیبانی می نماید . به خاطر داشته باشید که SOA تحت تاثیر مجموعه ای از استانداردها و مشخصه های فنی است که خودشان در حال تغییر هستند . نگارش های WSE برای هماهنگی با نسخه های جدید این استانداردها و تکنولوژی ها باید چرخه انتشار انعطاف پذیری داشته باشند. به همین خاطر مایکروسافت تصمیم گرفته است که چرخه انتشار WSE از چرخه انتشار نگارش های .NET Framework جدا کند،‌تا بتواند انتشار نگارش های این محصول را با انعطاف پذیری بیشتری برنامه ریزی کند.

خلاصه
در این مقاله مفاهیم اصلی معماری سرویس گرا (
SOA) برای برنامه های کاربردی توزیع شده مبتنی بر تکنولوژی سرویس های وب ،‌معرفی شدند. در این مقاله بیان کردیم که یک سرویس ،‌در رابطه با SOA در واقع چه چیزی است و جنبه های مهم و اصلی معماری SOA را مرور نمودیم. همچنین به طور مختصر WS-I Basic Profile و WS-Specificationو Web Services Enhancementsمعرفی شدند.

نویسنده : مهندس امیر : ۸:۳٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

سرمایه گذاری

اولویت بندی گزینه های سرمایه گذاری با بکارگیری تکنیکTOPSIS   فازی  با معیارهای اقتصادی

در این تحقیق ما با تکیه بر مفاهیم کلی تصمیم­ گیری چند معیاره، به ارائه یک مدل TOPSIS فازی برای اولویت­ ندی گزینه ­های بالقوه سرمایه­ گذاری پرداخته­ ایم. به جهت ابهام ذاتی موجود در محاسبه معیارهای اقتصادی و غیر اقتصادی در ارزیابی پروژه­ ها یا طرح­های سرمایه­ گذاری، از رویکرد فازی برای انجام محاسبات مربوطه بهره گرفته شده است. معیارهای مشخص شده برای تصمیم­ گیری شامل دو معیار اقتصادی خالص یکنواخت سالیانه، سرمایه اولیه مورد نیاز مربوط به طرح­ها و دو معیار غیر اقتصادی ریسک سرمایه گذاری و سطح دانش تخصصی در زمینه سرمایه­ گذاری مربوطه می­گردند که همگی به صورت اعداد فازی بیان می­ شوند. نهایتاً با حل یک مثال عددی جهت تشریح مدل معرفی شده، چگونگی به‌ کارگیری تکنیک پیشنهادی نشان داده شده است.

نویسنده : مهندس امیر : ٩:٠٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

← صفحه بعد