مهندسي صنايع - مهندس امير

صنعت و دانشگاه

بیشتر از یک سال هست که نه توی وبلاگ مطلبی مینویسم و نه سایت به روز می شود ، دلیلش سادست دوری صنعت و دانشگاه !

آنقدر درگیر کار شدم که دیگه حتی وقت ندارم به زندگی روزانه برسم !!

بزودی سعی میکنم تجربیات کاری خودم رو به همراه مطالب و مقالات تئوریک مهندسی صنایع براتون در وبلاگ و همچنین سایت قرار بدم .

پ . ن : شرکت ما ( کارخانه ای واقع در کیلومتر 45 جاده خاوران) سعی دارد مجددا دو کاراموز از اهالی شرق تهران  (مهندس صنایع یا مهندس کامپیوتر) که مسلط به excel , access  می باشند را جذب نماید . در صورت تمایل رزومه خود را به همراه یک شماره تماس به ایمیل زیر ارسال نمایید.

ie313.com@gmail.com


استخدام و پذیرش کارآموز

به تعدادی کارآموز دانشجوی مهندسی صنایع و مهندسی کامپیوتر ( و یا رشته‌های مرتبط ) مسلط به نرم افزارهای excel , access در کارخانه ای واقع در کیلومتر 45 جاده خاوران نیازمندیم.

داوطلبان درخواست خود را به همراه رزومه خود به ایمیل ie313.com@gmail.com ارسال نمایند .

به همراه سرویس رفت و برگشت به تهران ، ورامین ، پاکدشت

 

 


مسابقه تعریف مهندسی صنایع

سئوال : به نظر شما بهترین تعریف درباره مهندسی صنایع که توانایی های مختلف این رشته را بهتر معرفی نماید، چیست؟

 

هدف از این مسابقه تعریف رشته مهندسی صنایع و فعالیت مهندسان صنایع به منظور آشنایی سایر افراد، از توانایی های موجود در بین دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته می باشد.

این مسابقه محدودیتی ندارد و تمامی دانش آموختگان و دانشجویان صنایع از هر یک از دانشگاههای سراسر کشور امکان شرکت در آن را دارند.

 

قابل ذکر است که تمامی تعاریف ارسال شده برای این وبلاگ به صورت کامل در وب سایت گروه مشاوره مباشرفر  به نام فرد ارسال کننده ثبت خواهد شد و سرانجام در یکی از نشریات معتبر داخلی چاپ خواهد شد. برای پنج تعریف برتر  ارسال شده که توسط بازدید کنندگان انتخاب شده اند، امکان بازدید رایگان از برج میلاد به همراه ارائه چندین جلد کتاب نفیس فراهم می گردد.

 

خواهشمند است تعاریف خود را به صورت زیر در وبلاگ مهندسی صنایع واحد تهران شمال ثبت فرمایید.

 

نام و نام خانوادگی: ...

تعریف مهندسی صنایع: ...

تحصیلات: .... ( مهندس صنایع/ پست سازمانی، دانشجوی صنایع/ دانشگاه)

 

با تشکر


کلام بزرگان

If you go to work on your goals

Your goals will go to work on you

If you go to work on your plan,

Your plan will go to work on you

Whatever good things we build end up

building us


تولید انعطاف پذیر 2

مزیت‌ رقابتی‌ تولید انعطاف‌پذیر


‌یکی‌ از ارزشهای‌ محیطی‌ در صحنه‌ رقابت‌ بین‌المللی، توانایی‌ خلق‌ مزیت‌ نسبی‌ و مزیت‌ رقابتی‌ در محیط‌ پویا و پرتحول‌ صنعت‌ امروزی‌ است. در این‌ رابطه‌ استفاده‌ از سیستم‌های‌ بهبودیافته‌ و منعطف‌ در محصولات‌ و فرآیند تولید مورد تاکید بوده‌ و برای‌ نائل‌شدن‌ بدان‌ توجه‌ مستمر به‌ کیفیت‌ و نیازهای‌ مشتریان‌ اجتناب‌ناپذیر است. بنابراین‌ برای‌ اینکه‌ سازمانها و به‌خصوص‌ شرکتهای‌ صنعتی‌ بتوانند به‌ محیط‌ پویا و پیچیده‌ خود پاسخ‌ بدهند، باید قادر باشند که‌ این‌ ارزشهای‌ محیطی‌ را وارد سازمان‌ کنند و با فراگیرکردن‌ اجرای‌ مستمر، آن‌ را به‌صورت‌ یک‌ پیش‌ فرض‌ اساسی‌ و ارزش‌ درون‌ سازمانی‌ درآورند. به‌عبارتی‌ بهبود و نوآوری‌ و ایجاد انعطاف‌ در تولید که‌ نوعی‌ تغییر استراتژیک‌ در یک‌ سازمان‌ است‌ را به‌عنوان‌ یک‌ ارزش‌ حیاتی‌ به‌صورت‌ نهادی‌ درآورند.

‌در گذشته‌ تکنولوژی‌ و دانش‌ فنی‌ در مورد طراحی‌ و تولید دو عامل‌ اصلی‌ در تعیین‌ توانایی‌ رقابت‌ شرکتها به‌حساب‌ می‌آمدند. اما امروزه‌ نقش‌ تکنولوژی‌ ضعیف‌ گردیده‌ و موفقیت‌ به‌ معیارهای‌ اثربخشی‌ هزینه، نظیر کاهش‌ هزینه‌ امکانات، به‌روزکردن‌ تجهیزات‌ و نگهداری‌ نیروی‌ کار قوی‌ بستگی‌ دارد. توانایی‌ در تغییر و انجام‌ تولیدات‌ متنوع، سود قابل‌ توجهی‌ را برای‌ تولیدکنندگان‌ به‌همراه‌ خواهد داشت. شرکتهایی که‌ تکنولوژی‌ تولید انعطاف‌پذیر را به‌ تکنولوژی‌ ساخت‌ سنتی‌ ترجیح‌ می‌دهند، بهتر و سریع‌تر می‌توانند در برابر تغییرات‌ بازار عکس‌العمل‌ نشان‌ دهند. در جلب‌ رضایت‌ مشتریان‌ موفق‌تر هستند و بدین‌ترتیب‌ از درصد بالای‌ سود برخوردار خواهند شد. تحقیقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ اتخاذ سیاستهای‌ درست‌ و به‌کارگیری‌ اصولی‌ تکنولوژی، تعیین‌کننده‌ توان‌ رقابتی‌ یک‌ سازمان‌ در آینده‌ است. سیاستی‌ که‌ مبتنی‌ بر تکنولوژی‌ تولید انعطاف‌پذیر باشد سازمان‌ را قادر می‌سازد تا بهترین‌ موفقیت‌ را در عرصه‌ مبارزه‌ای‌ که‌ پیش‌رو دارد برای‌ خود فراهم‌ کند. تولید انعطاف‌پذیر، سیاست‌ نسبتاً‌ جدیدی‌ است‌ که‌ توسط‌ شرکتهای‌ موفق‌ برای‌ توسعه‌ و افزایش‌ رقابت‌ در بازار رقابتی‌ به‌کار گرفته‌ می‌شود. یک‌ شرکت‌ با به‌کارگیری‌ تولید انعطاف‌پذیر این‌ امکان‌ را فراهم‌ می‌کند که‌ انواع‌ متنوعی‌ از محصولات‌ را متناسب‌ با نیاز مشتریان‌ تولید کند. خانم‌ وود (WOOD) تولید انعطاف‌پذیر را چنین‌ تعریف‌ کرده‌ است:

‌« دستیابی‌ به‌ تسهیلات‌ کلی‌ که‌ نیازهای‌ بازار در حال‌ تغییر را، در حداقل‌ زمان‌ ممکن‌ از تاریخ‌ ارائه‌ سفارش‌ تا مرحله‌ فروش‌ کالا با به‌کارگیری‌ سرمایه‌ کم‌ برآورده‌ سازد. »

‌تولید انعطاف‌پذیر به‌ شرکتها این‌ امکان‌ را می‌دهد که‌ مراحل‌ تولید بین‌ تولید محصولات‌ متعدد را تغییر دهد. و به‌طور سریع‌ و موثر پاسخگوی‌ نیازهای‌ مشتریان‌ باشد. هرچند که‌ به‌کارگیری‌ این‌ روش‌ در برخی‌ از صنایع‌ امکان‌پذیر نیست‌ ولی‌ عمده‌ شرکتهای‌ موفق‌ از جمله‌ صنایع‌ اتومبیل‌سازی‌ نسبت‌ به‌ اجرای‌ آن‌ اقدام‌ کرده‌اند.

 ‌برای‌ مثال‌ سازندگان‌ اتومبیل‌ در آمریکا و ژاپن‌ که‌ تغییر خط‌ تولید براساس‌ تولید انعطاف‌پذیر را دنبال‌ می‌کنند، آنها را قادر کرده‌ است‌ که‌ طرح‌ها و خطوط‌ تولید را به‌سرعت‌ و با هزینه‌های‌ بسیار کم‌ و در کمترین‌ زمان‌ تغییر دهند، کیفیت‌ تولیدات‌ خود را افزایش‌ و هزینه‌های‌ تولید را کاهش‌ دهند. و آن‌ را با سلیقه‌های‌ مشتریان‌ سازش‌ دهند، تا بدین‌ترتیب‌ رضایت‌ آنان‌ را جلب‌ کنند. مثلاً‌ شرکت‌ تویوتا درصدد است‌ که‌ مدلهای‌ جدیدی‌ را به‌ خواست‌ و انتخاب‌ خود مشتری‌ از قبیل‌ نوع‌ رنگ‌ و سایر خصوصیات‌ در عرض‌ سه‌ روز تحویل‌ دهد. شرکت‌ فورد نیز در زمینه‌ تغییر خط‌ تولید و به‌کارگیری‌ شیوه‌های‌ انعطاف‌پذیر و تجارب‌ ژاپنی‌ها در میان‌ شرکتهای‌ آمریکایی‌ پیشرو به‌شمار می‌رود. فورد برنامه‌ تغییرات‌ و دگرگونی‌ در ابزار و امکانات‌ تولیدی‌ خود را در سراسر جهان‌ به‌اجرا گذاشت. در این‌ زمینه‌ 28 میلیارد دلار صرف‌ به‌کارگیری‌ اتوماسیون‌ در تولید شد. تعداد کارگران‌ شرکت‌ فورد در سراسر جهان‌ از 506 هزارو 500 نفر به‌ 390 هزار کاهش‌ یافت. در یک‌ دوره‌ 9 ساله‌ تعداد روباتها در کارخانه‌های‌ فورد واقع‌ در آمریکای‌ شمالی‌ از 326 به‌ 1300 روبات‌ افزایش‌ یافت‌ و از این‌ طریق‌ 80 هزار کارگر ساعتی‌ و 16 هزار کارگر حقوق‌بگیر جای‌ خود را به‌ ماشین‌ها دادند. تعداد کارگران‌ ساعتی‌ به‌میزان‌ 47 درصد کاهش‌ یافت‌ و بهره‌وری‌ تا حد 57 درصد افزایش‌ پیدا کرد.

‌در استراتژی‌های‌ جدید، مدیران‌ نیاز به‌ طرز تفکر و اندیشه‌ نوینی‌ دارند و باید به‌ این‌ مسئله‌ آگاه‌ باشند، که‌ وقتی‌ استراتژی‌ سازمان‌ مبتنی‌ بر تولید انعطاف‌پذیر گردید. اداره‌ آن‌ به‌طرز تفکر جدیدی‌ نیاز دارد. اساساً‌ اتخاذ این‌ نوع‌ استراتژی‌ تاثیر عمیقی‌ بر کلیه‌ ابعاد و زیرسیستم‌های‌ سازمان‌ می‌گذارد. از آنجایی‌ که‌ تولیدکنندگانی‌ که‌ تولید انعطاف‌پذیر را دنبال‌ می‌کنند در یک‌ محیط‌ پویا و رقابتی‌ عمل‌ می‌کنند، مدیران‌ باید روشهای‌ خلاقی‌ را برای‌ مدیریت‌ و هدایت‌ و کنترل‌ وظایف‌ گوناگون‌ اتخاذ کنند. تا بتوانند همگام‌ با تغییر و تحول‌ محیط‌ بیرونی‌ سازمان، محیط‌ درونی‌ سازمان‌ را با محیط‌ بیرونی‌ تطبیق‌ دهند و نسبت‌ به‌ نیازهای‌ متغیر محیط‌ بیرونی‌ و درونی‌ واکنش‌ کامل‌ نشان‌ دهند.

‌تولید انعطاف‌پذیر می‌تواند تاثیر مهمی‌ روی‌ این‌ مسئله‌ که‌ چگونه‌ باید سازمان‌ اداره‌ شود، داشته‌ باشد. شرکتهایی‌ که‌ سیستم‌های‌ تولید انعطاف‌پذیر را به‌کار می‌گیرند باید همکاری‌ و هماهنگی‌ وسیعی‌ را بین‌ واحدهای‌ مختلف‌ سازمان‌ ایجاد کنند، به‌طوری‌ که‌ همه‌ واحدها در مورد محصولاتی‌ که‌ تولید می‌شود و هم‌چنین‌ در مورد هریک‌ از ابعاد محصول‌ و تغییرات‌ لازم‌ در آن‌ اطلاعات‌ کامل‌ در اختیار داشته‌ باشند. در ساختار سازمانی‌ اینگونه‌ شرکتها به‌همراه‌ هر فروشنده‌ یک‌ مهندس‌ اجرایی‌ به‌کار گرفته‌ می‌شود. این‌ تعداد در مورد شرکتهایی‌ که‌ تولید آنان‌ براساس‌ روش‌ انبوه‌ است‌ به‌ازای‌ هر 16 نفر یک‌ مهندس‌ اجرایی‌ می‌باشد. این‌ امر باعث‌ می‌شود که‌ مهندسان‌ و فروشندگان‌ دست‌ در دست‌ هم‌ و به‌ همکاری‌ و همدلی‌ نسبت‌ به‌ تامین‌ نیازهای‌ مشتریان‌ تلاش‌ کنند.

‌کارگران‌ خط‌ تولید در این‌ کارخانه‌ به‌صورت‌ گروهی‌ کار می‌کنند ویک‌ سیستم‌ اطلاع‌رسانی‌ ساده‌ اما گسترده‌ وجود دارد که‌ به‌ هر کس‌ این‌ امکان‌ را می‌دهد تا سریعاً‌ به‌ مشکلات‌ پاسخ‌ دهد و بتواند وضعیت‌ کلی‌ کارخانه‌ را درک‌ کند.

‌در کارخانه‌ نابی‌ همه‌ اطلاعات‌ از قبیل‌ اهداف‌ روزانه‌ تولید، خودروهایی‌ که‌ تا آن‌ وقت‌ روز تولید شده‌اند، خرابی‌ تجهیزات، کسری‌ کارکنان، نیاز به‌ اضافه‌کاری‌ و غیره‌ روی‌ تابلوهای‌ آن‌دُن‌ (ANDON) (نمایش‌ گرهای‌ الکترونیکی) نمایش‌ داده‌ می‌شوند، این‌ تابلوها از هر سکوی‌ کار قابل‌ رویت‌ است. بدین‌ صورت‌ هر زمان‌ در هر کجای‌ کارخانه‌ که‌ مشکلی‌ روی‌ می‌دهد، هر کارگری‌ که‌ بداند می‌تواند کمک‌ کند.

‌در واقع‌ قلب‌ کارخانه‌ نابی، همانا گروه‌ کار پویا است. ایجاد چنین‌ گروههای‌ کار آسانی‌ نیست. نخست‌ به‌ کارگران‌ گستره‌ متنوعی‌ از مهارتها را آموزش‌ می‌دهند. شغلها در گروهها، کاری‌ چنان‌ طراحی‌ شده‌ که‌ وظایف‌ میان‌ کارگران‌ گردشی‌ است‌ و کارگران‌ براساس‌ آن‌ می‌توانند جای‌ خالی‌ یکدیگر را پر کنند. کارگران‌ در شرکت‌ نابی‌ دارای‌ مهارتهای‌ متعددی‌ هستند از جمله‌ تعمیر ابزارآلات‌ ساده، کنترل‌ کیفیت، تمیزکاری، سفارش‌ مواد مورد نیاز، بنابراین‌ آنها تشویق‌ می‌شوند تا فعالانه‌ فکر کنند، به‌طوری‌ که‌ پیش‌ از جدی‌شدن‌ مشکلات، راه‌حلهایی‌ برای‌ آنها بیندیشند.

‌طی‌ مطالعات‌ صورت‌ گرفته‌ کارخانجاتی‌ که‌ تولید انعطاف‌پذیر را عمل‌ کرده‌اند آشکارا مشخص‌ شده‌ است‌ که‌ کارگران‌ تنها زمانی‌ به‌ تولید انعطاف‌پذیر پاسخ‌ می‌دهند. که‌ نوعی‌ حس‌ تعهد دو جانبه‌ موجود باشد.


تولید انعطاف پذیر

در پایان‌ قرن‌ بیستم‌ تولید انعطاف‌پذیر جای‌ خود را به‌ تولید انبوه‌ داده‌ است.
در عصر کنونی‌ با تغییر شیوه‌های‌ تولید، چهره‌ زندگی‌ دگوگون‌ خواهد شد.
تولید انعطاف‌پذیر فلسفه‌ای‌ متفاوت‌ دارد که‌ در آن‌ رابطه‌ بین‌ قیمت، تعداد، کیفیت‌ و سود برقرار می‌گردد که‌ با تفکرات‌ گذشته‌ متفاوت‌ است.
گفته‌ می‌شود مشکل‌ کمبود زمین‌ یکی‌ از دلایل‌ شکل‌گیری‌ سیستم‌ تولید انعطاف‌پذیر است.
توانایی‌ خلق‌ مزیت‌ نسبی‌ و رقابتی‌ در محیط‌ پویا و پرتحول‌ صنعت‌ امروزی‌ یک‌ ارزش‌ است.
تولید انعطاف‌پذیر سیاست‌ نسبتاً‌ جدیدی‌ است‌ که‌ توسط‌ شرکتهای‌ موفق‌ برای‌ توسعه‌ و افزایش‌ رقابت‌ به‌کار گرفته‌ می‌شود.
بااستفاده‌ از تولید انعطاف‌پذیر می‌توان‌ انواع‌ محصولات‌ متناسب‌ با نیاز مشتری‌ را تولید کرد.
کارگران‌ تنها زمانی‌ به‌ تولید انعطاف‌پذیر پاسخ‌ می‌دهند که‌ نوعی‌ حس‌ تعهد دوجانبه‌ موجود باشد.
 ‌این‌ نکته‌ قابل‌ انکار نیست‌ که‌ در هیچ‌ قرنی‌ حجم‌ تغییرات‌ و سرعت‌ تحول‌ در تمام‌ زمینه‌های‌ اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، و هنری‌ به‌شدت‌ این‌ قرن‌ نبوده‌ است.
 ‌در واقع‌ می‌توان‌ گفت‌ قرن‌ 20 قرنی‌ است‌ گسترده‌ بین‌ دوانقلاب، انقلابی‌ در آغاز قرن‌ و انقلابی‌ در پایان‌ آن.
 ‌انقلاب‌ آغازین‌ همانا ظهور تولید انبوه‌ و پایان‌گرفتن‌ تولید دستی‌ است‌ و انقلاب‌ پایانی‌ ظهور تولید انعطاف‌پذیر و خاتمه‌یافتن‌ عصر تولید انبوه‌ است. اکنون‌ جهان‌ در عصری‌ جدید به‌ سرمی‌برد، عصری‌ که‌ در آن‌ دگرگونی‌ شیوه‌های‌ تولید محصولات‌ و ساخته‌های‌ بشر چهره‌ زندگی‌ را یکسره‌ دگرگون‌ خواهد کرد.
 ‌هنری‌ فورد و آلفرداسلون‌ مدیر جنرال‌موتورز معتقدند تولیدات‌ صنعتی‌ راه‌ را برای‌ ورود به‌ عصر تولید انبوه‌ هموار ساخت‌ و آی‌ جی‌ تویودا و تاای‌ چی‌او هنو در شرکت‌ تویوتا پیشگام‌ تولید انعطاف‌پذیر شدند.
 ‌این‌ مقاله‌ به‌دنبال‌ آن‌ است‌ که‌ بیان‌ کند تولید انعطاف‌پذیر و کارکرد آن‌ چیست‌ و چگونه‌ می‌توان‌ آن‌ را به‌ تمام‌ گوشه‌ و کنار جهان‌ برد، به‌گونه‌ای‌ که‌ همگان‌ از آن‌ منتفع‌ شوند. تولید انعطاف‌پذیر چیست؟ شاید بهترین‌ راه‌ برای‌ تبیین‌ این‌ سیستم‌ مقایسه‌ آن‌ با تولید دستی‌ و تولید انبوه‌ است.
 ‌یک‌ تولیدگر دستی‌ از کارگران‌ بسیار ماهر و ابزارهای‌ ساده‌ اما انعطاف‌پذیر استفاده‌ می‌کند تا دقیقاً‌ آنچه‌ را که‌ مشتری‌ می‌خواهد بسازد. در مجموع‌ مشخصات‌ تولید دستی‌ از این‌ قرار است:
 وجود نیروی‌ کاری‌ که‌ در طراحی، ماشین‌ کاری‌ و اندازه‌کردن‌ مهارت‌ داشته‌ باشد؛
 وجود سازماندهی‌ غیرمتمرکز؛
 به‌ کارگیری‌ ماشین‌آلات‌ چند منظوره؛
حجم‌ بسیار پایین‌ تولید.

‌تولیدگر انبوه‌ در طراحی‌ محصولات‌ از متخصصان‌ استفاده‌ می‌کند اما این‌ محصولات‌ توسط‌ کارگران‌ نیمه ‌ماهر و ماهر ساخته‌ می‌شود. این‌ محصولات‌ در حجم‌ بسیار تولید می‌شود. در این‌ سیستم‌ تولیدگر به ‌منظور افزایش‌ کارایی‌ و کاهش‌ قیمت‌ از ایجاد هرنوع‌ نوآوری‌ جلوگیری‌ می‌کند و این‌ امر به ‌دلیل‌ وجود روشهای‌ کاری‌ یکسان، محیط‌ کاری‌ را برای‌ کارکنان‌ ملال‌آور و فاقد روح‌ می‌گرداند.
‌در مقابل‌ تولید انعطاف‌پذیر مزایای‌ تولید دستی‌ و تولید انبوه‌ را با یکدیگر تلفیق‌ کرده‌ و از قیمت‌ بالای‌ اولی‌ و انعطاف ‌ناپذیری‌ دومی‌ اجتناب‌ می‌کند. بنابراین‌ تولیدگر انعطاف‌پذیر برای‌ تولید محصولات‌ بسیار متنوع، افرادی‌ را از همه‌ سطوح‌ سازمانی‌ و با مهارتهای‌ مختلف‌ گردآورده‌ و به‌صورت‌ گروهی‌ به‌ کار می‌گیرد، و نیز از ماشین‌آلاتی‌ استفاده‌ می‌کند که‌ هم‌ به‌ طور فزاینده‌ خودکار هستند و هم‌ بسیار انعطاف‌ پذیر. در تولید انعطاف‌ پذیر در مقایسه‌ با تولید انبوه، همه‌ چیز را به ‌میزان‌ کمتر مورد استفاده‌ قرار می‌دهند. یعنی‌ نیروی‌ انسانی‌ موجود، فضای‌ لازم‌ برای‌ تولید، سرمایه‌ای‌ که‌ صرف‌ ابزارآلات‌ می‌شود. نیروی‌ مهندسی‌ لازم‌ برای‌ به‌ وجودآوردن‌ محصول‌ جدید و زمان‌ مورد نیاز برای‌ ساخت‌ محصول‌ جدید، همه‌ و همه‌ را به ‌مراتب‌ تقلیل‌ می‌دهد. همچنین‌ میزان‌ موجودی‌ مورد نیاز به‌ مقدار قابل ملاحظه ای ‌ کمتر می‌شود.
 ‌اساساً‌ تولید انعطاف‌پذیر فلسفه‌ای‌ متفاوت‌ دارد که‌ در آن‌ رابطه‌ای‌ بین‌ قیمت، تعداد، کیفیت، سود برقرار می‌گردد، که‌ با تفکرات‌ گذشته‌ متفاوت‌ است. طبق‌ نظر مدیران‌ سنتی‌ رابطه‌ زیر بین‌ سود، مقدار قیمت‌ و هزینه‌ وجود دارد:


R سود، P قیمت‌ ،C هزینه‌ ،Q تعداد
R = Q (P-C)


 ‌به‌نظر مدیران، تعداد محصولات‌ فروخته‌ شده، قیمت‌ فروش‌ و هزینه‌ سه‌ عاملی‌ هستند که‌ به‌طور مستقل‌ می‌توان‌ آنها را کنترل‌ کرد. در سیستم‌ تولید انبوه، مدیران‌ می‌خواستند با بالابردن‌ حجم‌ تولید، هزینه‌ها را کاهش‌ دهند. روش‌ تولید انعطاف‌پذیر، تفکر دیگری‌ است؛ برخلاف‌ تفکر تولید انبوه‌ که‌ محصول‌ با کیفیت‌ را گرانتر می‌داند، تولید انعطاف‌پذیر بر این‌ اساس‌ کار می‌کنند که‌ محصول‌ با کیفیت، لزوماً‌ با هزینه‌های‌ بالا تولید نمی‌شود.
 ‌در یک‌ تحقیق‌ کلارک‌ و فوجی‌ موتو در مورد شیوه‌ های‌ تولید انبوه‌ و انعطاف‌ پذیر به‌ چهار تفاوت‌ اصلی‌ بین‌ این‌ دو شیوه‌ تولید رسیدند. این‌ چهار تفاوت‌ عبارتند از: 1 - تفاوت‌ در شیوه‌ رهبری‌ 2 - کار گروهی‌ 3 - ارتباط‌ با دیگران‌ 4 - تکوین‌ همزمان.
در این‌ چهار مورد است‌ که‌ اعمال‌ شیوه‌های‌ انعطاف‌پذیر به‌کار سرعت‌ می‌بخشد و از میزان‌ نیروی‌ کار می‌کاهد.
O رهبری‌: تولیدکنندگان‌ انعطاف‌پذیر بدون‌ استثنا از نوعی‌ رهبری‌ به‌ نام‌ شوسا(SHUSA) که‌ تویوتا پیشگام‌ آن‌ بود، استفاده‌ می‌کنند. شوسا به‌معنی‌ کارفرما است. او رهبر گروهی‌ است‌ که‌ وظیفه‌اش‌ طراحی‌ و مهندسی‌ محصول‌ جدید و آماده ‌کردن‌ برای‌ تولید است. در بهترین‌ شرکتها مقام‌ شوسا دارای‌ قدرت‌ بسیاری‌ است‌ و چه‌ بسا این‌ مقام‌ بیشترین‌ انگیزه‌ را ایجاد می‌کند و کارمندان‌ در پی‌ موقعیتی‌ هستند که‌ آنها را به‌ این‌ مقام‌ نزدیک‌ کند.
O کار گروهی: با بررسی‌ دومین‌ عنصر توسط‌ کلارک‌ و فوجی‌ موتو، یعنی‌ گروه‌ کاری‌ منسجم، مشکل‌ رهبری‌ آشکارتر شد. چنانکه‌ گفته‌ شد، شوسا گروه‌ کوچکی‌ را برای‌ اجرای‌ پروژه‌ تکوین‌ محصول، گرد می‌آورد. اعضای‌ این‌ گروه‌ همه‌ از بخشهای‌ اجرایی‌ شرکت‌ هستند، نظیر بخشهای‌ ارزیابی‌ بازار، طراحی‌ محصول، طراحی‌ صنعتی، تکنولوژی‌ پیشرفته، طراحی‌ تفصیلی، مهندسی‌ تولید و عملیات‌ کارخانه، البته‌ افراد گروه‌ پیوند خود را با بخشهای‌ اجرایی‌ مربوطه‌ حفظ‌ می‌کنند. ولی‌ در طول‌ برنامه‌ آنها مشخصاً‌ تحت‌ فرمان‌ شوسا هستند. اینکه‌ آنها چگونه‌ در گروه‌ عمل‌ کنند، امری‌ که‌ قضاوتش‌ با شوسا است، انتصاب‌ بعدی‌ آنها را تعیین‌ می‌کند که‌ ممکن‌ است‌ در گروه‌ تکوین‌ دیگری‌ باشد.
O ارتباط‌ با یکدیگر: مسئله‌ دانش‌ مشترک‌ اعضای‌ سازمان‌ را با مشخصه‌ دیگری‌ از تولید انعطاف‌پذیر یعنی‌ ارتباط‌ با یکدیگر آشنا می‌کند. در این‌ سازمانها اعضای‌ گروه‌ رسماً‌ متعهد می‌شوند که‌ دقیقاً‌ کاری‌ را انجام‌ دهند که‌ همه‌ اعضای‌ گروه‌ بر سر آن‌ به‌ توافق‌ رسیده‌اند.
O تکوین‌ همزمان: با توجه‌ به‌ سه‌ مورد قبلی، به‌علت‌ تماس‌ مستقیم‌ و رو در رویی‌ افراد با یکدیگر، مراحل‌ کار به‌طور همزمان‌ و به‌ موازات‌ همدیگر انجام‌ می‌گیرد مثلاً‌ در شرکتهای‌ خودرو که‌ استراتژی‌ انعطاف‌پذیر را اعمال‌ می‌کنند تولید قالب‌ را همزمان‌ با طراحی‌ آغاز می‌کنند و...
 ‌در پی‌ تحقیق‌ دیگری‌ که‌ توسط‌ رابرت‌ و تامپسون‌ انجام‌ گرفته‌ است، آنها بر این‌ اعتقاد هستند که‌ اولین‌ گام‌ برای‌ تبدیل‌شدن‌ به‌ سازمان‌ انعطاف‌پذیر شناسایی‌ اتلاف‌ است. از دید تایچی‌ دراوهنو پایه‌گذار روش‌JIT ، اتلاف‌ چیزی‌ است‌ که‌ باعث‌ ایجاد ارزش‌ در محصول‌ یا خدمت‌ نمی‌شود. ارزش‌ چیزی‌ است‌ که‌ به‌ یک‌ مشتری‌ آگاه‌ انگیزه‌ می‌دهد تا برای‌ محصول‌ پول‌ بپردازد. بدین‌ترتیب‌ هر چیزی‌ که‌ در فرایند وجود دارد و جلو ایجاد محصول‌ کامل‌ با زمان‌ تحویل‌ مناسب‌ را می‌گیرد. اتلاف‌ محسوب‌ می‌شود.
‌ ‌در استراتژی‌ تولید انعطاف‌پذیر با شناسایی‌ عوامل‌ اتلاف، مجموعه‌ای‌ از اهداف‌ بدون‌ اتلاف‌ را شناسایی‌ کرده‌ و برای‌ دستیابی‌ به‌ آنها برنامه‌ریزی‌ می‌شود. این‌ عوامل‌ عبارتند از:
َ‌ مشتری‌گرایی‌ (نارضایتی‌ مشتری‌ صفر)؛
َ‌ رهبری‌ (ناهماهنگی‌ صفر)؛
َ‌ سازماندهی‌ انعطاف‌پذیر (کاغذ بازی‌ صفر)؛
َ‌ مشارکت‌ (نارضایتی‌ صفر)؛
َ‌ معماری‌ اطلاعات‌ (اطلاعات‌ بی‌فایده‌ صفر)؛
َ‌ فرهنگ‌ بهبود (خلاقیت‌ از دست‌رفته‌ صفر)؛
َ‌ تولید انعطاف‌پذیر (کارهای‌ بدون‌ ارزش‌ افزوده‌ صفر)؛
َ‌ مدیریت‌ تجهیزات‌ انعطاف‌پذیر (خرابی‌ و نقص‌ صفر)؛
َ‌ مهندسی‌ انعطاف‌پذیر (فرصت‌ از دست‌ رفته‌ صفر).
 ‌در نهایت‌ استفاده‌ از نمودار رادار می‌تواند وضعیت‌ سازمانی‌ را ازلحاظ‌ دوری‌ یا نزدیکی‌ نسبت‌ به‌ هدف‌ اصلی، یعنی‌ سیستم‌ انعطاف‌پذیر بازگو کند. در مقیاس‌ موردنظر، عدد 5 بدترین‌ وضعیت‌ (حالت‌ تولید انبوه) را نشان‌ می‌دهد. نهایتاً‌ وقتی‌ به‌ هدف‌ اصلی‌ نزدیک‌ می‌شود که‌ چندضلعی‌ در سطح‌ یک‌ قرار گیرد.
 ‌اساساً‌ پیشگام‌ تولید انعطاف‌پذیر شرکت‌ تویوتا در ژاپن‌ است. بنابه‌گفته‌ نویسنده‌ کتاب‌ «ماشینی‌ که‌ جهان‌ را دگرگون‌ کرد.» شرکت‌ تویوتا به‌ یک‌ سیستم‌ تولیدی‌ نیاز داشت‌ که‌ موجودی‌ اقلام‌ فراوان‌ نداشته‌ باشد. در سال‌ 1950 تولید سالانه‌ تویوتا به‌میزان‌ 2هزار و 685 دستگاه‌ خودرو بود. این‌ در حالی‌ بود که‌ شرکت‌ فورد تنها در یک‌ کارخانه‌اش‌ هرروز تعداد 7 هزار دستگاه‌ خودرو تولید می‌کرد.
 ‌برای‌ افزایش‌ میزان‌ تولید در شرکت‌ تویوتا، فرایند تولید به‌ یک‌ دگرگونی‌ ژرف‌ نیاز داشت. این‌ دگرگونی‌ از طریق‌ شتابان‌ کردن‌ آهنگ‌ تولید ایجاد نشد. بلکه‌ باتوجه‌ به‌ مجموعه‌ای‌ از اقدامات‌ فنی‌ محقق‌ گردید. زیرا برای‌ ژاپنی‌ها امکان‌ ایجاد کارخانه‌های‌ گسترده‌ و پهناور وجود نداشت. چرا که‌ آنها با مشکل‌ کمبود زمین‌ روبرو بودند و شاید این‌ یکی‌ از دلایل‌ شکل‌گیری‌ سیستم‌ تولید انعطاف‌پذیر بود. این‌ حقیقت‌ را تای‌ چی‌ او کانو سرمهندس‌ تویوتا در سال‌ 1950 هنگام‌ بازدیدش‌ از کارخانه‌ فورد واقع‌ در دیترویت‌ عیان‌ کرد. اما این‌ مهندس‌ زیرک‌ ژاپنی‌ به‌خوبی‌ آگاه‌ بود که‌ با بهبود فرایند تولید آنها قادرند از گستردگی‌ واحدهای‌ تولید تا حد چشم‌گیری‌ جلوگیری‌ کنند. در این‌ مورد نویسنده‌ کتاب‌ «ماشینی‌ که‌ جهان‌ را دگرگون‌ کرد» اعتقاد دارد، حتی‌ در دهه‌ 90 نیز کارخانه‌های‌ خودروسازی‌ شیوه‌های‌ سنتی‌ تولید انبوه‌ را به‌کار می‌گیرند. بنابراین‌ 20 درصد از فضا و وسعت‌ کارخانه‌ و 25 درصد از نیروی‌ کار صرف‌ شده‌ به‌علت‌ غلط‌ بودن‌ شیوه‌های‌ تولید به‌هدر می‌رود.

 

 

 

دکتر  سلیمان ایران زاده


مقاله تئوری صف

Comparison of customer balking and reneging behavior to queueing theory predictions: An experimental study

 

Amit I. Pazgal, Sonja Radas

Computers & Operations Research 35 (2008) 2537 2548

 

مقایسه رفتار امتناع از ورود به سیستم و انصراف پس از ورود مشتریان در پیش­بینی­های تئوری صف : یک مطالعه تجربی

 

چکیده

در این مقاله، تصمیم­گیری مشتریان در سیستم­های صف مورد مطالعه قرار گرفته است. می­توانند وارد سیستم شده و به صف اضافه شوند و یا از ورود امتناع ورزیده و در زمانی دیگر به سیستم مراجعه نمایند. مشتریانی که به سیستم وارد می­شوند نیز می­توانند از ادامه ایستادن در صف انصراف داده، پیش از دریافت خدمت سیستم را ترک نموده و در زمانی دیگر به سیستم مراجعه نمایند. در اینجا هدف تعیین این مهم است که آیا مشتریان از الگوهای بدست آمده توسط تئوری صف تبعیت می­کنند یا اینکه مواردی چون هزینه­های روانشناسی و مشاهدات زمانی، نتایج این الگوها را از بین می­برد. مثال برنامه­نویسی شده­ای که در آن مشتریان با مشوق­ها و جریمه­های مالی برای تصمیم اتخاذیشان مواجه­اند، با توجه به دو فاکتور تجربی داده­ی زمان و اطلاعات مربوط به متوسط زمان انتظار در سیستم، در دو سطح وجود یا عدم وجود، مورد بررسی واقع شده است. وقوع انصراف پس از ورود بسیار نادر است، لیکن اکثر مراجعان از قاعده­ی ثابتی برای امتناع از ورود به سیستم پیروی می­کنند. آنها در صورتی که مشاهده کنند طول صف از یک مقدار بحرانی بیشتر است از ورود به سیستم امتناع ورزیده و ترجیح می­دهند در زمان دیگری مراجعه نمایند. البته زمانی که غیریکنواختی موجود در تخمین زمان انتظار، توسط مشتریان مورد توجه قرار می­گیرد، مقدار بحرانی بزرگتر از حالتی خواهد بود که تخمین مربوطه، یکسان در نظر گرفته می­شود. مقادیر بحرانی بزرگ، ممکن است بر اثر مغایرت ریسک یا تخمین بیش از اندازه هزینه تغییر وضعیت محاسبه شوند. نتایج تجربه اول بوسیله ارائه تجربه­ای دیگر با پارامترهای متفاوت مورد تأیید واقع می­شوند. اطلاعات (در مورد پارامترهای مسأله)، تصمیم­گیری را برای اغلب مشتریان، توسط افزایش دقت در تخمین زمان انتظار، بهبود می­بخشند. در مجموع، اطلاعات، به مشتریانی که زمان انتظار را کمتر یا بیشتر از میزان واقعی تخمین می­زنند، کمک می­کند تا به­درستی، صف را ترک، یا در صف باقی بمانند.

 

برای دانلود صفحه اول مقاله اینجا کلیک کنید

برای دانلود اصل مقاله و متن کامل ترجمه آن 

 به آدرس ie313.com@gmail.com  ایمیل بزنید

.


ریسک مالی شاخص‌سازی و اندازه‌گیری


چکیده

تصمیم‌گیریهای مالی یکی از مهمترین حوزه‌های رقابتی شرکتها به منظور تامین بهینه منابع مالی برای بقا در محیط متلاطم تجاری است. در این تحقیق‌ با توجه به اهمیت موضوع سعی بر آن بوده است تا با شناسایی مهمترین ابعاد ریسک با تمرکز بر ریسک مالی، بتوان به نحو بهینه با روش صرف تئوریک مدلی برای اندازه‌گیری ریسک مالی طراحی کرد. در این راستا، مدل طبقه‌بندی ریسک مالی و شاخصهای اندازه‌گیری آن، نتیجه‌ای است که از تحقیق حاضر استخراج می‌شود.


مقدمه

 رقابت در محیط تجاری مستلزم توانمندی‌ شرکتهای تجاری برای جذب بهینه منابع محدود محیطی اعم از مشتری، نیروی انسانی شایسته و منابع بهینه مالی است. مصرف بهینه این منابع، دومین عاملی است که از نقش موثری در کسب مزیت رقابتی برای شرکتها برخوردار است. در این راستا، با وجود تمام برنامه‌ریزیها و دقت‌نظرهایی که توسط کارشناسان و متخصصان شرکتها در این زمینه صورت می‌گیرد، اماهنوز برخی عوامل خارج از کنترل شرکتها وجود دارد که با درجات مختلفی از احتمال، امکان دست نیافتن شرکتها به هریک از اهداف عملیاتی را می‌تواند افزایش دهد. در این راستا،‌ احتمال عدم دسترسی به اهداف از پیش تعیین شده،‌ تحت عنوان ریسک مطرح است. بر مبنای اهدافی که تحت تاثیر ریسک قرار می‌گیرد و همچنین از نظر عوامل موثر بر احتمال دستیابی به هدف، ریسک حاکم بر شرکتها را به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌کنند. از آن جمله می‌توان به ریسک مالی، ریسک تجاری، ریسک سیستماتیک، و... اشاره کرد. در این مقاله سعی بر این است تا ابتدا، طبقه‌بندی اولیه‌ای از انواع ریسک تجاری حاصل، و سپس ابعاد ریسک مالی به طور مشروح مورد بررسی قرار گیرد . در مرحله بعد سعی بر آن است تا شاخصهای لازم برای اندازه‌گیری ریسک مالی شناسایی و معرفی شود.

....

برای دانلود کل مقاله اینجا کلیک کنید.

 


پنج نیروی پورتر

پروفسور مایکل پورتر یکی از مدرسین اقتصاد دردانشگاه هاروارد واز برجسته ترین نظریه پردازان اقتصاد درجهان است یکی از مهمترین نظریات وی بنام پنج نیروی پورتر مشهور است که چکیده آن در صفحات بعد ارائه شده است . این نظریه پیرامون میزان  جذابیت سرمایه گذاری در یک رشته بحث کرده و رابطه آنرا با پنج آیتم مرتبط تشریح میکند و سرانجام راهکارهای غلبه بر هریک از آن پنج نیرو را توضیح میدهد. پروفسور مایکل پورتر یکی از مدرسین اقتصاد دردانشگاه هاروارد واز برجسته ترین نظریه پردازان اقتصاد درجهان است که درزمینه های استراتژی رقابت، رقابت بین المللی، رابطه بین رقابت واجتماع ورابطه بین رقابت ومحیط کاری تحقیق میکند .وی تاکنون 16 کتاب وبیش از 75 مقاله دررابطه با استراتژی رقابت (1980)مزایای رقابت(1985)و...نوشته است وهم اکنون نیز به فعالیت خود در رابطه با تدوین خط مشی اقتصادی ایالات متحده ادامه داده وهدایت مطالعات پایه اقتصادی بسیاری از کشورها را نیز بعهده دارد.

پرفسور پورتر تاکنون جوایز متعددی را در زمینه اقتصاد بخود اختصاص داده است وی در سال 1969 لیسانس هوا و فضا و مهندسی مکانیک را از دانشگاه پرینستون و در سال 1973فوق لیسانس MBA و دکترای اقتصاد بازرگانی را ازدانشگاه هاروارد گرفته است .

از ویژگیهای مقالات وتحقیقات پرفسور پورتر آنست که نتیجه تحقیقات وی دارای حصر منطقی است یعنی نظرات وی به حدی جامع میباشد که پس از سالها نمیتوان آنها را افزایش یا کاهش داد.

یکی از مهمترین نظریات وی بنام پنج نیروی پورتر مشهور است که چکیده آن در صفحات بعد ارائه شده است . این نظریه پیرامون میزان جذابیت سرمایه گذاری در یک رشته بحث کرده و رابطه آنرا با پنج آیتم مرتبط تشریح میکند و سرانجام راهکارهای غلبه بر هریک از آن پنج نیرو را توضیح میدهد.

روش خنثی کردن پنج نیروی پورتر 
 

نیرو روش خنثی سازی
ورود رقبای جدید ایجاد موانع :یک کار برجسته اقتصادی انجام دهید(ارزان کردن محصول)،بازدارندگی مداوم،تغییر طراحی بمنظور کاهش هزینه
رقابت یک چیز   متمایز تولید کنید ،هدایت قیمت گذاری در بازار را بدست بگیرید، محصولات متفاوت تولید کنید ،با دیگر تولید کنندگان مشارکت کنید
جایگزینی محصولات جدید جذابیت محصول را نسبت به جایگزین بالا ببرید ،سرویس بهتری بدهید، قابلیتهای جانبی محصول را افزایش دهید
خریداران بدنبال بازارهای جدید بگردید، محصولات متفاوت تولید کنید ،با خریداران شریک شوید
تامین کنندگان تعداد تامین کنندگان Sole (منحصربفرد) را کاهش دهید ،با تامین کنندگان مشارکت کنید ) commitment Long term ) منابع جدید بیابید

منبع : http://www.iran-ie.com/article154.html


استراتژی شرکت و تصمیم بودجه ریزی سرمایه‌ای


مقدمه
 
دهه 1983-1974 از بدترین دوره های اقتصادی در ایالات متحده بود به طوری که در این دهه ایالات متحده کاملاً در رکود قرار داشت، جالب اینجاست که در این دوران 13 شرکت بزرگ آمریکایی که ستاره های پول سازی بودند بالاترین بازدهی دوران حیات خود را کسب کردند و به طور میانگین حداقل بازدهی ROE برابر 20% را داشتند. وضعیت ایالات متحده در این دهه به گونه ای بود که اگر در ابتدای سال 1974 یک دلار سرمایه گذاری می کردی، در پایان 1984 به 19/6 دلار می رسید.
هیچ کدام از این شرکتها در این دهه بازدهی کمتر از 15% را نداشتند. بهترین این شرکتها، شرکت American Home Production بود که در این مدت بازدهی بالغ بر 5/29% کسب کرد و در طول 30 سال نیز بازدهی آن از 20% کمتر نبود.
حال سوال این است که این نوع شرکتها چه شرکتهایی بودند؟ آیا از نوع شرکتهای High Tech بودند و یا اینکه شرکتهای خوشبخت نفتی بودند؟ خیر این شرکتها معمولاً محصولات کاملاً ‌کم ارزش را تولید می کردند. به غیر از IBM و دو شرکت دارویی بقیه شرکتها، شرکتهای تولید محصولات کم ارزش بودند. به عنوان مثال IBM هم با بازدهی 5/20% در رده یازدهم در بین این سیزده شرکت بوده و حتی از شرکتهای فلزی و شیمیایی هم بازدهی کمتری را داشت.
توانایی قابل توجه این شرکتها در به دست آوردن این بازدهی چیزی بیشتر از شانس یا خبرگی در تجزیه وتحلیل مالی بود. این شرکتها به دنبال کسب NPV مثبت و نرخ بازدهی بیشتر از نرخ بازده مورد توقع بودند. بنابراین در بسیاری از بودجه بندی های سرمایه ای مبنا تخمین و تنزیل جریان نقدی آینده است.
انتخاب پروژه ها با NPV مثبت برابر انتخاب اوراق بهادار زیر ارزش و کمتر از ارزش واقعی در تحلیل فاندامنتال می باشد.


برای دریافت کل مقاله اینجا را کلیک کنید .