مهندسي صنايع - مهندس امير

مبانی مدیریت دانش (Knowledge management)

دانش بشری هر 33 سال دو برابر می شود. در حالیکه ظرفیت فکری انسانها هر 1.5 تا 3 میلیون سال دو برابر می شود. سازمانها نیز از انباشتگی دانش بی بهره نبوده اند به طوری که حجم اطلاعات درسازمانها ولزوم استفاده از آن در تصمیم های سازمانی طی دو دهه اخیر باعث ظهور پدیده ای بنام مدیریت دانش شده است.این امر ضرورت سازمان دهی ، برنامه ریزی وپالایش دانش سازمانی هم چنین مدیریت فراینددسترسی به دانش درست به گونه ای که کارایی واثر بخشی داشته باشد را نشان می دهد.
 در عصر کنونی دانش، سازمانها دریافته اندکه عمر آنها تداوم نخواهد یافت مگر اینکه یک راهبرد برای مدیریت وارزشگذاری دانش سازمانی خود داشته باشند. لذا راهبرد ها وچرخه هایی برای اجرای مدیریت دانش ارائه شده است. با تحولات رخ داده در عرصه جهانی، اکنون توجه مدیران ونظریه پردازان مدیریت بیش از پیش به دارائیهای فکری سازمان معطوف شده است.
 مدیریت دانش به ما کمک می کند تا دانش جدید راانتشار دهیم ،فرا بگیریم واز نو بسازیم.امروزه دانش مهمترین دارایی وبزرگترین مزیت رقابتی بسیاری از سازمانهاست . در عین در سازمانهای بسیار متغیر امروزی بزرگترین وپیچیده ترین مشکل سازمانها جمع آوری وذخیره، باز یافت، جستجو، توزیع وبازیابی دانش است. بهره برداری از دانش ودارائیهای فکری موضوعی است که در حال حاضر مورد توجه دانشمندان می باشد.
 مدیریت دانش مطلب جدیدی نیست، می توان گفت از صدها سال پیش که کشاورزان، صنعتگران، تجارو...روشهای کار خود را به فرزندان وشاگردان خویش آموزش می داده اند مدیریت دانش نیز وجود داشته است.
 در بسیاری از شرکتها دانش مورد استفاده قرار می گیرد اما این استفاده ها کارآمد نیست در واقع این شرکتها ارزش دانش خود را نفهمیده اند.یکی از مدیران اجرایی شرکت «هیولت پاکارد»به نقل از مدیر آزمایشگاههای این شرکت می گوید: « اگر هیولت می دانست که چه چیز هایی را می داند سود دهی اش سه برابر می شد» در سازمان تعیین اینکه چه کسی می داند وچقدر می داند یک کار بسیار وقت گیر وبه نوعی غیر ممکن است.اغلب فرهنگ سازمانی به گونه ای است که افراد را از تسهیم وتوزیع دانسته هایشان منع می کند برای همین وجود سیستم مدیریت دانش که به سازمانها اجازه شناخت ودسترسی به مهارتها وتجارب افراد را بدهد،قابل توجیه می شود.
 تعریف دانش:
 دانش یک فاکتور اساسی است که به سازمانها کمک می کند محصول یا خدمت خلاقانه ای راارائه دهند.دانش تعابیر متفاوتی دارد ولی معنای آن در تجارت(کسب وکار)کمی عملی تر است.
 تا کنون هیچ یک تعریف واحد ومشخصی برای آن ارائه نداده است.داون پورت وپروساک دانش را اینگونه تعریف می کند : «یک ترکیب سیال از تجارب وارزشهای ساختار یافته ، اطلاعات درک شده وبینش (نظریات)کار شناسانه که چارچوبی را برای ارزیابی وهمبستگی اطلاعات وتجارب جدید فراهم می کند».
 دکتر کارلا نماینده مرکز بهره وری وکیفیت آمریکا نیز دانش را اینگونه تعریف می کند:
 «دانش اطلاعاتی است که ارزش دارند».
 برای درک بهتر مدیریت دانش باید به بررسی مفاهیم داده، اطلاعات ودانش وتفاوت وارتباط میان آنها بپردازیم.عبارت داده واطلاعات اغلب به جای دانش بکار می رود که در واقع آنها مفاهیم متفاوتی داشته ودرک تفاوت آنها برای انجام یک کار دانش محور بسیار مهم وحیاتی است.
 رابطه ی میان داده، اطلاعات و دانش بصورت سلسله مراتبی است که با هر مرحله یک سری مفاهیم ارزشی وقابلیت تفسیر و سودمندی به آن تعلق می گیرد. در حقیقت این سه مقوله می تواند در شکل یک زنجیره ارزش درک شوند که همان زنجیره ارزش دانش است.
 داده ها (DATA): مجموعه ای ازحقایق مجزا در مورد رویدادها هستندوشامل اعداد وارقام ،نمودارها وسایر نوشته هایی است که به خودی خود تولید معنی نمی کنند.در واقع داده ها مواد خام مورد نیاز برای تصمیم گیری هستندوبه تنهایی نشاندهنده ربط وبی ربطی واهمیت چیزی نیستند اما برای سازمانها با اهمیت اند چرا که مواد اولیه ضروری برای خلق اطلاعاتند. به طور معمول داده ها اینگونه اند:مفهوم سازی شده، طبقه بندی شده، حساب شده، اصلاح شده، فشرده و...

 اطلاعات(INFORMATION)  : اطلاعات داده های خلاصه ای هستند که گروه بندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی شده اند تا بتوانند معنی دار شوند. پیتر دراکر می گوید :         " اطلاعات داده های مربوط و هدفدار هستند ". داده ها، زمانی به اطلاعات تبدیل می شوند که ارائه دهنده ی آنها معنی و مفهومی خاص به آنها ببخشد. با افزودن ارزش به داده ها، در واقع آنها را به اطلاعات تبدیل می کنیم.

 دانش (KNOWLEDGE) : دانش رسوب تفکرات در ذهن انسان است و همان اطلاعاتی هستند که جنبه ی علمی و کاربردی پیدا کرده باشند. دانش ترکیبی منعطف و قابل تبدیل از تجارب، ارزش ها، اطلاعات معنی دار و بینش های متخصصان است که چارچوبی برای ارزیابی و انسجام اطلاعات و تجارب جدید ارائه می دهد.

 انواع دانش سازمانی:

 دانش را می توان به دو نوع دانش صریح و ضمنی تقسیم کرد:

 الف) دانش صریح (explicit) : دانش صریح دانشی مستدل ومنطقی است .به عبارت دیگر دانش صریح مجموعه ای از خط مشی ها، رویه ها، نرم افزارها، مستدات، دستور العمل ها، گزارشها، طراحی هاواهداف هر سازمان است.دانش صزیح می تواند به صورت کلمات واعداد بیان شودوهمچنین به شکل داده فرمول علمی شرح جزئیات کتابچه ی راهنما در اختیار دیگران قرار گیرد.این نوع دانش به سهولت می تواند بطور رسمی وسیستماتیک بین افراد منتقل شود.در غرب این نوع مورد توجه است.

 ب) دانش ضمنی (tacit) : معمولا در حیطه دانش شخصی وشناختی وتجربی قرار می گیرد وممکن است فردی یا سازمانی باشدکه به سختی می توان آنرا به شکل خاصی در آورد وبه سختی بین افراد به اشتراک گذاشته می شود.بصیرتهای ذهنی دریافتهای مستقیم وگمانها، ارزشهاوفرهنگ در این طبقه از دانش قرار می گیرند.بسیاری از ژاپنی ها اصل دانش را ضمنی می دانند، دانشی که به سادگی قابل رویت و بیان کردن نیست.

 تعریف مدیریت دانش:
 به زبان ساده مدیریت دانش سازمان دادن برای دانستن است.
 مدیریت دانش طیف وسیعی از فعا لیتهاست که برای مدیریت،مبادله،خلق ،یا ارتقای سرمایه های فکری در یک سازمان بکار می رود ،توافق جمعی در مورد اینکه مدیریت دانش چیست وجود ندارد. تعاریف زیادی برای مدیریت دانش منتشر شده است.
 از نظر سیمن (1999) مدیریت دانش طراحی هوشمندانه از فرایند ها ، ابزار، ساختار و غیره با قصد افزایش، نوسازی، اشتراک یا بهبود استفاده از دانش است که در هر کدام از سه عنصر سرمایه فکری یعنی ساختاری, انسانی و اجتماعی نمایان میشود.
 از نظر سی نت(2004) راه حل تعریف مدیریت دانش آن است که آنچه را مدیریت دانش در آن نمی گنجد حذف کنید.
 مدیریت دانش فرایندی است که به سازمانها کمک می کند تا اطلاعات و مهارتهای مهم را که بعنوان حافظه ی سازمانی محسوب می شود و بطور معمول بصورت سازماندهی نشده وجود دارند شناسایی، انتخاب، سازماندهی ومنتشر نمایند.این امر سازمان را برای حل مسائل، یادگیری، برنامه ریزی، راهبردی و تصمیم گیریهای پویا بصورت کارا و مؤثرقادر می سازد. مدیریت دانش بر شناسایی دانش و ارائه ی آن تأکید می ورزد به روشی که بتواند بصورت رسمی به اشتراک گذارده شود و در نتیجه دوباره مورد استفاده قرار گیرد.
 تاریخچه و علل پیدایش مدیریت دا نش :
 واتسون در کتاب خود (2002)به سه مرحله ی مشخص در تمدن بشری و چهارمین مرحله ای که اخیراًًمطرح شده است،اشاره می کند که عبارتند از عصر کشاورزی، عصر صنعت و عصر اطلاعات که در اواخر قرن بیستم آغاز شد. وی پیش بینی کرده بود که قرن بیست و یکم شاهد توسعه ی جوامع بر مبنای ایده ها و خلاقیت باشد.
 نخستین بار در سال 1986 کارل ویگ در کتاب خود از مدیریت دانش نام برد، اما قبل از وی پیتر دراکر، تافلر و سایرین نیز بطور ضمنی ظهور این پدیده را بشارت داده بودند. بطور خلاصه چهار عامل عمده در بوجود آمدن این پدیده عبارتند از:
 1) دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی که سرمایه های یک سازمان اساساً سرمایه های قابل لمس و ملی بودند (امکانات تولید،ماشین و حتی نیروی کار ارزان) به سمت سازمانهایی که دارایی اصلی آنها غیر قابل لمس بوده و با دانش، خبرگی وتوانایی برای خلاق سازی کارکنان آنها گره خورده است.
 2) افزایش فوق ا لعاده حجم اطلاعات، ذخیره ی الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات بطورکلی ارزش دانش را افزوده است؛ زیرا فقط از طریق دانش است که این اطلاعات ارزش (بالایی) پیدا می کنند. چراکه به عمل نزدیکتر است.
 3) تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگیهای جمعیت شناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده است.
 4) تخصصی تر شدن فعا لیتها نیز ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی بواسطه انتقال یا اخراج کارکنان را به همراه داشته باشد.
 با توجه به مطا لب فوق،در عمل اهداف مدیریت دانش را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
 ایجاد انباره دانش، ارتقای داراییهای دانشی، بهینه سازی فضای دانشی و مدیریت دانش به عنوان یک دارایی.
 به عبارت دیگر هدف مدیریت دانش بکار گرفتن سرمایه ها ی فکری یک سازما ن بمنظور تحقق بخشیدن به  رسالت و ماموریت های سازمان است .
 ضرورت مدیریت دانش:
 مدیریت دانش برای بسیاری از سازمانها عامل اصلی توانایی برای بقا در محیط جهانی است. بنا بر این مدیریت دانش به عنوان یک مؤلفه ی اساسی کسب و کار دیده می شود که توانایی مجهز کردن سازمان را با فرصتها دارد و نیز سازمان را در مقابل چا لشهای بازاریابی جدید، مدیریت می کند و به شرکتها کمک میکند که همواره سبقت جو باقی بمانند (از طریق افزایش آگاهی آنها از استراتژیها، محصولات و بهترین کارکردهای رقبایشان).
 مدیریت دانش مجموعه ای از فرایندها برای فهم و بکارگیری منبع استراتژیک دانش در سازمان است و رویکردی است ساختار یافته که رویه هایی را برای شناسایی، ارزیابی، سازماندهی، ذخیره و بکارگیری دانش به منظور تأمین نیازها و اهداف سازمان بر قرار می سازد و موجب بهبود محصولات، فرایندها، تکنولوژیها و خدمات و نحوه ی پاسخگویی به نیازهای مشتریان می شود.
 امروزه سازمانها در یافته اند که برای انجام موثر کارهایشان نیازمند یکپارچه نمودن هر دو شکل دانش هستند واین در واقع همان هدف مدیریت دانش است.

 فرایند تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح (مدلSECI) :

 در مدیریت دانش تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح از اهمیت ویژه ای برخوردار است ،

 داونپورت تأکید می کند که سازمانها به شدت به یک فرایند مفصل ورمزی از دانش ضمنی که به دانش صریح تبدیل شود نیاز دارند.چرا که مدیران اطلاعات را نه تنها از سیستم های فناوری اطلاعات، بلکه از طریق کانالهای دیگری هم کسب می کنند .مدیران دو سوم از اطلاعاتشان را از مکالمات رودر رو یا تلفنی بدست می آورند و یک سوم باقیمانمده اطلاعات را از پوشه هایی که بیشتر از بیرون سازمان وارد می شود و به هیچ وجه داخل سیستم کامپیوتری سازمان نمی شود، بدست می آورند.

 در این مدل دانش،از طریق تعامل بین دانش نهفته و صریح ایجاد میشود.نوناکو تعامل این دو نوع دانش را فرایند تغییر و تبدیل دانش می نامد. قابل ذکر است که در این مدل فرایند تبادل بین دانش صریح وضمنی به صورت دایره ای نیست بلکه به شکل مارپیچ است، بدین معنی که تکرار چرخش ها مقیاس مارپیچ را بزرگتر کرده و این بمعنای تکامل بیشتر دانش سازمانی است.

 تعامل این دو نوع دانش از چهار فرایند حاصل میشود که عبارتند از:

 جامعه پذیری (Socialization) :

 جامعه پذیری هنگامی اتفاق می افتد که دانش نهفته در ذهن خود را به دانش نهفته در ذهن دیگری منتقل کنیم.

 اصطلاح اجتماعی کردن تاکید می کند که دانش ضمنی بواسطه ی فعا لیتهای مشترک مانند با هم بودن و در یک محیط زندگی کردن انتقال می یابد نه از طریق دستورا لعملهای مکتوب یا شفاهی.

 در جامعه پذیری رابطه ای نزدیک میان دو فرد بوجود می آید که ضمن آن,دانش نهفته در اذهان آن دوبه یکدیگر افزوده می شود و دانش نهفته ی غنی تری از طریق مشارکت ذهنی در آنها بوجود می آید.تعالیم استاد شاگردی و شرکت در سمینارها یا کنفرانسها و تشکیل تیمهای کاری نمونه هایی از آن است.

 به دانشی که از طریق تبادل دو دانش نهفته حاصل میشود دانش همدلی نیز می گویند.

 بیرونی سازی (Externalization):

 بیرونی سازی بیان دانش ضمنی و انتقال آن به شکلهای قابل درک برای دیگران است.به اصطلاح افراد مرزهای درونی و بیرونی خود راگسترش می دهند.

 از این نوع دانش تحت عنوان دانش مفهومی نیز یاد شده است که نمونه های آن شامل نوشتن یک مقا له یا مستند سازی تجربیات مدیران و یا کارکنان می باشد.

 ترکیب (Combination) :

 ترکیب شامل تبدیل دانش صریح به شکلهای پیچیده تری از این نوع دانش است.

 در این فرایند فنون علمی پایگاههای اطلاعاتی و بانکهای آماری که در زمره ی دانش های صریح قرار دارند توسعه می یابند.

 در عمل مرحله ی ترکیب بر سه فرایند استوار است:

 - گرفتن و ادغام کردن دانش صریح جدید شامل گردآوری دانش بیرونی سازی شده و ترکیب آن.  

 - انتشار دانش صریح بر اساس فرایند انتقال این شکل دانش بطور مستقیم بوسیله ی ارائه ها و جلسات است.

 - ویرایش یا فرایندی کردن دانش صریح که قابلیت استفاده از آن را باالا می برد ماننداسناد و مدارکی از قبیل طرحها و گزارشات و اطلاعات بازار.

 درونی سازی (Internalization) :

 درونی سازی حاصل تبدیل دانش صریح به دانش نهفته است.در اینجا افراد با خلاقیتهای ذهنی خود از نظریات صریح آموخته شده دانش های جدید ایجاد می کنند که گر چه به آسانی قابل انتقال به دیگران نیست اما در عملکردهای آنها آنها منعکس می شود.

 در درونی سازی لازم است فرد دانش مربوط به خود را درون دانش سازمانی تشخیص دهند و همچنین خودش را در یک کل گسترده تر دریابد.


الگوریتم مورچگان توسعه یافته برای حل مسئله فروشنده دوره گرد با time windows:

 

مقاله زیر به همراه فایل ترجمه و فایل ارائه پاورپوینت به آرشیو مقالات سایت و وبلاگ گروه مهندسی صنایع  ie313  به همت مهندس امیر اضافه گردید .

A modified ant colony system for solving the travelling salesman
problem with time windows
Chi-Bin Chenga, Chun-Pin Maob
Received 11 September 2006; accepted 29 November 2006

الگوریتم مورچگان توسعه یافته برای حل مسئله فروشنده دوره گرد

در صورت نیاز به  فایل ترجمه مقاله ، درخواست خود را به  آدرس ایمیل ie313.com@gmail.com بفرستید.


معماری سرویس گرا Service Oriented Architecture

معماری سرویس گرا (SOA) روشی جدید و در حال تکامل برای ساخت برنامه های توزیع شده با   Distributed Application است. سرویس ها اجزای توزیع شده با رابط های تعریف شده و مشخص هستند که پیغام های XMIL را پردازش وتبادل می کنند. با رویکرد سرویس گرا می توان راه حل های را ارائه داد که به مرز دامنه های سازمان، شرکت یا دپارتمان محدود نیستند. با استفاده از SOA می توان در شرکتی که دارای سیستم ها و برنامه های کاربردی مختلف روی پلتفرم های متفاوت است، یک راه حل یک پارچه سازی با استقلال زیاد(loosly coupled) ساخت که جریان یکنواخت و ناهماهنگ کار را تضمین کند.

هر کس که از سایت های تجارت الکترونیکی به صورت آنلاین خرید کرده باشد، با مفهوم سرویس ها آشنا است. وقتی که سفارش تان را دادید، باید اطلاعات کارت اعتباری تان را ارایه کنید که به طور معمول توسط یک فراهم کننده سرویس ثانویه، تایید و شارژ می شود. وقتی که سفارش پذیرفته شد، شرکت سفارش گیرنده با یک شرکت فراهم کننده سرویس حمل ونقل فراهم می کند و در نهایت کالای شما تحویلتان می شود. نیاز به معماری سرویس گرا از جنبه ای دیگر نیز به نحوه بارزی در برنامه های کاربردیeCommerce مشهود است. اگر مثلا جزء(componet) مربوط به پرداخت با کارت اعتباری offline و یا غیر فعال باشد،‌قرار نیست که فرایند فروش متوقف شود. بلکه سفارش ها بایستی پذیرفته شوند وعملیات پرداخت به وقت دیگری موکول شود.
مثل سایر معماری های توزیع شده،‌
SOA ساخت برنامه های کاربردی با استفاده اجزایی که در domainهای جدا از هم را قرار دارند را ممکن می سازد . SOA از سرویس های وب به عنوان نقاط ورود برنامه کاربردی استفاده می کند که از لحاظ مفهومی معادل همان اجزای proxy و stub در سیستم های توزیع شده سنتی مبتنی بر اجزاء هستند . با این تفاوت که در این جا ارتباط بین سرویس وب و استفاده کننده خیلی آزاداترانه ومستقل تر (loosely coupled) است .به علاوه SOA به خاطر در بر داشتن فاکتورهایی که اهمیت حیاتی در تجارت دارند ، نیز منحصر به فرد است . فاکتورهایی نظیر: قابلیت اطمینان سرویس،‌ جامعیت پیام ، یکسانی تراکنش و امنیت پیام . در امور تجاری واقعی نمی توان روی سرویس هایی که یک درخواست را فقط به خاطر این که بتوانند بفهمند،‌ پردازش می کنند حساب کرد . در امور تجاری به قطعیت و اطمینان بیشتری نیاز است. واضح است که سیستم های مختلف ممکن است بعضی اوقات غیر فعال باشند و یا پاسخگویی آن ها در دفعات مختلف متفاوت باشد . با وجود این هیچکدام از این موارد نباید برای کنار گذاشتن یاعدم پاسخ به یک درخواست باشند.
علاوه بر آن نباید دلیلی برای کنار گذاشتن یا عدم پاسخ به یک درخواست باشند واضح است که سیستم های مختلف ممکن است بعضی اوقات غیر فعال باشند و یا پاسخگویی آن ها در دفعات مختلف ، متفاوت باشد. با وجود این ،‌هیچ کدام ازاین موارد نباید دلیلی برای کنار گذاشتن یا عدم پاسخ به یک درخواست باشند. علاوه بر آن نباید هیچ ابهامی در نحوه فراخوانی یک سرویس وجود داشه باشد. اگر سیستمی توانایی های خود را در قالب سرویسی روی وب ارائه کند. در آن صورت نحوه فراخوانی آن سرویس باید به طور واضح مستند سازی و اعلام شود . بسیاری از مسائل دسترس پذیری و مقیاس پذیری برنامه های کاربردی امروزی در
SOA حل شده است که احتمال نقض آن در هر مر حله ای از جریان کار بسیار زیاد است.در SOA فرض بر این است که خطا وجود دارد و می تواند بیفتد ، بنابراین استراتژی هایی برای مثال اگر یک سرویس نتواند یک پیغام را در مرحله اول بپذیرد . این معماری طوری طراحی شده است که مجددا پیام را بفرستد . واگر یک سرویس به طور کامل قابل دسترس نباشد، (که هرگز نباید در یک سیستم SOA پایدار انفاق بیفتد ) آن وقت معماری طوری طراحی شده است که روی دادن خطاهایی که ممنجر به قطع کامل در خواست سرویس می شود،‌امکان پذیر نباشد. SOA قابلیت اطمینان را افزایش می دهد، چون خطاهای موقت در بخشی از جریان کار نمی توانند کل فرایند تجاری را از کار بیاندازند .
به بیان کلی،‌
SOA فرایندی تکامل یافته را ارائه می نماید و ازاین نظر می تواند ان را بلوغ سریس های وب و تکنولوژی های یکپارچه سازی به حساب آورد . در SOA به این امر توجه شده است که سیستم های با اهمیت حیاتی که بر مبنای تکنولوی های توزیع شده ساخته می شوند. باید تضمین های خاصی را تامین نمایند . در این گونه سیستم ها باید این اطمینان وجود داشته باشد که در خواست های سرویس به طور صحیح مسیر دهی و هدایت می شوند، در زمان مناسب به آن ها پاسخ داده می شود، و این سرویس ها به طور واضح و دقیق سیاست های ارتباطی و رابط های خود را اعلام می کنند.

سرویس ها چیستند ؟
بسیاری از ما آنقدر با تکنولوژی های سرویس های وب آشنا هستیم که اغلب در باره این که خود سرویس ها واقعا چه هستند، فکر نمی کنیم. در ادامه سه تعریف می آوریم که در کنار یکدیگر ماهیت یک سرویس راشرح می دهند:
1- سرویس ها اجزاء مستقلی هستند که پیغام های
XML با ساختار مشخص و خوش تعریف(Well-defined) را پردازش می کنند.
2- سرویس ها دارای رابط های خوش تعریف هستند که به وسیله یک سند مبتنی بر
XML که سند Web Service Description Language (WSDL) خوانده می شود، به این سند گاهی قرارداد WSDL نیز گفته می شود. محتویات این سند،‌عملیات (متدهایی) که توسط سرویس ارائه می شود را شرح می دهد. از جمله اطلاعات مربوط به انواع داده، اطلاعات نحوه اتصال به سرویس، جهت یافتن و ارتباط با عملیات سرویس وب.
3- سرویس ها دارای نقاط انتهایی(
Endpoint) هستند که استفاده کنندگان از و سایر سرویس ها می توانند بر اساس آدرس سرویس (معمولا URL ) به آن ها متصل شوند. این همان چیزی است که ارتباط(جفت شدن) آزادانه خوانده می شود.

مشخصه های سرویس های وب و
WS-IBasic Profile
برنامه های کاربردی
SOA نیاز به پشتیبانی و امکانات زیر ساختی زیادی دارند. از جمله امکانات ارسال و دریافت مختلفی ، زیر ساخت امنیتی و پشتیبانی برای پیام رسانی مطمئن. شرکت های مختلفی، از جمله IBM و مایکروسافت،‌برای ارائه مشخصه های استانداردی که دامنه گسترده تکنولوژی های زیر ساخت SOA را پوشش دهد، با یکدیگر همکاری می کنند.
متاسفانه مشخصه های سرویس های وب در محیطی ارایه می شوند و توسعه می یابند که شرکت های دخیل در آن بیشتر رقیب هستند تا شریک. رقابت های میان شرکت ها باعث می شود که نتواند بر سر استانداردهای صحیح و مناسب به توافق برسند. اغلب،‌گروههای مختلف شرکت ها، برای موارد یکسان ، استاندارهای متفاوتی را دنبال می کنند . سازمان های غیر انتفاعی مثل
OASIS گرد همایی هایی برای همکاری در ارایه و توسعه استانداردها و مشخصه های سرویس های وب برگزار می کنند.


معرفی
WS-IBasic Profile
سازمان(
WS-I)Web Services Interoperability یک هدف اصلی دارد و آن را ارائه مشخصه های استانداردی است که سرویس های وب بتوانند با استفاده از آن روی پلتفرم های مختلف با هم تعامل داشته باشند. به بیان دیگر، هدف این سازمان این است که سرویس های وب بتوانند با هم کار کنند،‌بدون توجه به این که تحت چه سکوی کاری عمل می کنند و یا با استفاده از چه ابزارهایی ایجاد شده اند . این مشخصه های سرویس های وب زمینه های گسترده ای را پوشش می دهند، از پروتکل های نقل و انتقال داده تا امنیت که مجموعه آن ها تحت عنوان پروفایل پایه WS-I جمع آوری شده اند.
مشخصه های سرویس های وب به طور عمده در گروههای زیر دسته بندی می شوند:
نقل و انتقال (
Tranport )
این گروه از مشخصه ها، پروتکل های ارتباطی برای انتقال داده های خام بین سرویس های وب را تعریف می کنند و پروتکل های
HTTP، HTTPS و SMTP را شامل می شوند.

پیغام رسانی (
Messaging)
این گروه از مشخصه ها تعیین می کنند که پیغام های
XMIL که سرویس های وب تبادل می کنند. چه فرمتی باید داشته باشند. این گروه مشخصه های SOAP برای نحوه رمز گذاری پیغام و مشخصه های XMIL و XSD برای کلمات کلیدی پیغام (vocablury) . را شامل می شود. مشخصه های آدرس دهی سرویس های وب نیز در این گروه قرار دارد . این مشخصه ها اطلاعا ت مقصد پیغام را از پروتکل نقل و انتقال داده ها، مستقل می سازد . برای مثال می توان با استفاده از مشخصه های آدرس دهی سرویس های وب، چندین مقصد برای یک پیغام XMIL تعریف کرد.

تشریح (
Description)
این گروه شامل مشخصه هایی برای تشریح و توضیح یک سرویس وب است . مشخصه های اصلی این گروه
WSDL ( برای قرارداد سرویس ) و XSD ( برای تعریف شماهای نوع داده) هستند. این گروه همچنین مشخصه سیاست گذاری سرویس وب) WS-Policy )را شامل می شود که سیاست گذاری هایی که یک سرویس وب به هنگام ارتباط با یک سرویس گیرنده( کلاینت) اعمال می کند و تشریح می کند. برای مثال یک سرویس ممکن است شرایط خاصی برای فراخوانی عملیاتش داشته باشد. مشخصه WS-Policy به سرویس وب این امکان می دهد که به سرویس گیرنده های احتمالی بگوید برای اجرای یک درخواست سرویس موفق باید از چجه قوانینی تبعیت کنند. نهایتا،‌ در این گروه مشخصه UDDI برای یافتن ( description) سرویس های وب گنجانده شد ه است.

ضمانت های سرویس (
Service Assurances)
سرویس های وب نباید فقط به سادگی پیغام های
XMIL را رد و بدل کنند. این سرویس ها باید تضمینی برای سرویس گیرنده داشته باشند که اولا پیغام به نحوی ایمن منتقل خواهد شد، ثانیا این که سرویس گیرنده باید حتما پاسخی دریافت کند، حتی اگر در نقطه ای از جریان کار، نقصی پیش آمده باشد. این گروه از مشخصه ها شامل مشخصه امنیت سرویس وب ( برای تضمین رسیدن پیغام ها) مشخصه پیغام رسانی مطمئن سرویس وب ( برای تضمین رسیدن پیغام ها در شبکه های ناپایدار و بدون قابلیت اطمینان) و تعداد زیادی از مشخصه های مربوط به تراکنش است.

ترکیب سرویس (
Service Composition)
مجموعه گسترده مشخصه های
WS-I Basic Profile را نمی توان به طور کامل در هر سرویس وب پیاده کرد. به همین خاطر، توسعه دهندگان باید مشخصه هایی که برای یک سرویس خاص مهم و مناسب هستند را انتخاب و در آن سرویس پیاده کنند. برای تامین این هدف،‌ سرویس ها دارای ویژگی ترکیب سرویس هستند . که به توسعه دهندگان اجازه می دهد مشخصه های مختلف را برای هر سرویس انتخاب کنند و آن ها را در سند WSDL گرد آوری و ثبت کنند.
در ادامه بحث ،تعدادی از مهمترین مشخصه های سرویس های وب و اهداف آن را بیان می کنیم:
WS-Seccurity (امنیت سرویس وب ): مشخصه ای جامع که مجموعه ای از تکنولوژی های متداول امنیتی را تحت پوشش دارد، از جمله امضاهای دیجیتال و رمز گذاری مبتنی بر نشانه های امنیتی،شامل گواهی های X.509
WS-Policy (سیاستگذاری سرویس وب ): به سرویس های وب امکان می دهد نیازها، ترجیحات(‌preferences ) و توانایی های خود را براساس مجموعه ای از فاکتورها بیان و مستند سازی می کند کنند. البته تمرکز بیشتر با فاکتورهای امنیتی است . برای مثال سیاستگذاری یک سرویس وب می تواند شامل نیازهای امنیتی آن، نظیر رمز گذاری و امضای دیجیتال بر اساس یک گواهی X.509 باشد.
WS-Adressing (آدرس دهی سرویس وب): نقاط انتهایی سرویس را در یک پیغام مشخص می کندو امکان update شدن این نقاط انتهایی را در مواردی که پیغام بین دو یا چند سرویس منتقل می شود، فراهم می سازد. این مشخصه به طور گسترده در حال جایگزینی مشخصه قدیمی تر WS-Routing (مسیر دهی سرویس وب )است.
WS-Messaging (پیغام رسانی سرویس وب): امکان پشتیبانی از سایر پروتکل های کانال ارتباطی، نظیر TCP ، را در کنار HTTP برای سرویس وب فراهم می سازد. این مشخصه ساخت و توسعه نرم افزارهای پیغام رسانی، از جمله برنامه های کاربردی غیر همزمان که با استفاده از SOAP روی HTTP ارتباط برقرار می کنند، را تسهیل می کند.
WS-Secure Conversation(مکالمه ایمن سرویس وب): با استفاده از نشانه های امنیتی (Security tokens) ارتباطات مورد اعتماد برای جلسات کاری فراهم می کند.
WS-Reliable Messaging (پیغام رسانی مطمئن سرویس وب): مکانیسم هایی برای تضمین اطمینان از رسیدن پیغام،حتی در صورتی که یک یا چند سرویس در زنجیره سرویس ها قابل دسترس نباشند ، را فراهم می سازد. این مشخصه شامل روش هایی برای اعلام رسیدن پیغام است، به طوری که فرستنده بتواند بفهمد که آیا گیرنده در دریافت پیغام موفق بوده است یا نه.
با معرفی و ثبت مشخصه های جدید و بهبود مشخصه های قبلی ، مشخصه های سرویس های وب دائما در حال تکامل هستند. البته، مجموعه مشخصه های پایه ای که در مقاله بیان شد، احتمالا برای مدتی به عنوان زیر بنای اصلی مشخصه های سرویس های وب باقی خواهند ماند،‌ چرا که این مشخصه ها نیازهای اصلی و بنیادی برنامه های کاربردی سرویس گرا را پوشش می دهند.

معرفی .
NET Web Services Enhancements 2.0 for
Web Services Enhancements (WSE) 2.0 مجموعه ای از ابزارهای مدیریت شده تحت .NET را جهت پیاده سازی مشخصه های سرویس های وب برای توسعه دهندگان فراهم آورده است. WSE جهت فراهم آوردن پشتیبانی بیشتر زیرساختی، فراتر از آنچه که در حال حاضر به وسیله چهارچوب کاری دات نت تامین می شود،‌برای راه حل ها ی SOA ارایه شده است. به کمک WSE همچنین زیر ساخت پردازشی برای میزبانی سرویس های وبی که WS-Specification را پیاده سازس می کنند، فراهم می آورد. برای مثال، WSE به شما امکان می دهد که به آسانی سرویس های وبی بسازید که رمز گذاری و امضاهای دیجیتال را روی درخواست ها و پاسخ های سرویس وب اعمال می کنند. در نهایت،‌WSE یک ابزار بهره وری است که برای هدایت توسعه دهندگان دات نت به سمت نسخه آینده Indigo طراحی شده است .Indigo از محصولات آینده مایکروسافت است که پشتیبانی یک پارچه برای برنامه های کاربردی پیغام رسانی و سرویس گرا را هم فراهم می آورد.
WSE یک محصول در حال تکامل است و در حال حاضر تمام مشخصه های سرویس های وب را پشتیبانی نمی کند، ولی بسیاری از مشخصه های مهم نظیر WS-Seccurity و WS-Policyپشتیبانی می نماید . به خاطر داشته باشید که SOA تحت تاثیر مجموعه ای از استانداردها و مشخصه های فنی است که خودشان در حال تغییر هستند . نگارش های WSE برای هماهنگی با نسخه های جدید این استانداردها و تکنولوژی ها باید چرخه انتشار انعطاف پذیری داشته باشند. به همین خاطر مایکروسافت تصمیم گرفته است که چرخه انتشار WSE از چرخه انتشار نگارش های .NET Framework جدا کند،‌تا بتواند انتشار نگارش های این محصول را با انعطاف پذیری بیشتری برنامه ریزی کند.

خلاصه
در این مقاله مفاهیم اصلی معماری سرویس گرا (
SOA) برای برنامه های کاربردی توزیع شده مبتنی بر تکنولوژی سرویس های وب ،‌معرفی شدند. در این مقاله بیان کردیم که یک سرویس ،‌در رابطه با SOA در واقع چه چیزی است و جنبه های مهم و اصلی معماری SOA را مرور نمودیم. همچنین به طور مختصر WS-I Basic Profile و WS-Specificationو Web Services Enhancementsمعرفی شدند.


سرمایه گذاری

اولویت بندی گزینه های سرمایه گذاری با بکارگیری تکنیکTOPSIS   فازی  با معیارهای اقتصادی

در این تحقیق ما با تکیه بر مفاهیم کلی تصمیم­ گیری چند معیاره، به ارائه یک مدل TOPSIS فازی برای اولویت­ ندی گزینه ­های بالقوه سرمایه­ گذاری پرداخته­ ایم. به جهت ابهام ذاتی موجود در محاسبه معیارهای اقتصادی و غیر اقتصادی در ارزیابی پروژه­ ها یا طرح­های سرمایه­ گذاری، از رویکرد فازی برای انجام محاسبات مربوطه بهره گرفته شده است. معیارهای مشخص شده برای تصمیم­ گیری شامل دو معیار اقتصادی خالص یکنواخت سالیانه، سرمایه اولیه مورد نیاز مربوط به طرح­ها و دو معیار غیر اقتصادی ریسک سرمایه گذاری و سطح دانش تخصصی در زمینه سرمایه­ گذاری مربوطه می­گردند که همگی به صورت اعداد فازی بیان می­ شوند. نهایتاً با حل یک مثال عددی جهت تشریح مدل معرفی شده، چگونگی به‌ کارگیری تکنیک پیشنهادی نشان داده شده است.


مدیریت رفتار در سازمان

ارتباط:

انسان در هر محلی که برای هدفی کوچک یا بزرگ در حال کار کردن است با مردم در ارتباط است.همکاران،مدیران،ارباب رجوع و ... که نوع برخورد با مردم انجام موفقیت آمیز کار را تحت تاثیر قرار می دهد.به طور مکرر دیده اید که رفتار شما یا دیگری اثری معکوس در اجرای هرچه بهتر کار داشته یا کمک موثری برای انجام آن کار بوده است.محدود کردن خود در محل کار الزاماً به معنی انجام دقیق کار نیست یا خوردن یک فنجان چای با همکارتان و صحبت در مورد یک موضوع نا مربوط الزاماً هدر دادن وقت یا به نوعی کار بیهوده نیست.برای مثال اگر دو همکار حین انجام کار در مورد رشته تحصیلی هم صحبت می کنند شاید این کار به ظاهر تمرکز نکردن بر کار اصلی است اما شما با این کار فضای مطلقاً کاری را به فضایی راحت تبدیل می کنید که از کار کردن در آن به زودی خسته نمی شوید.

ایجاد ارتباط:

یکی از کارهای مهم ایجاد ارتباط با افرادی است که در کارمان به آنها احتیاج داریم زیرا این یک امر طبیعی است. همه، وقت بیشتری صرف دوستانشان می کنند تا دشمنانشان یا کسانی که رابطه ای با آنها ندارند. وقتی شما برای کاری از کسی درخواست می کنید ، اگر شخص با شما ارتباط کاری موثر نداشته باشدشما انگیزه ای چندان برای انجام کار ندارید و ترجیح می دهید در زمان مناسب به آن کار رسیدگی کنید. در عوض تصور کنید زمانی را که شما با همه رابطه خوبی دارید و هنگام مراجعه به آنها احساس خوبی دارند و از اینکه کار شما به سرعت انجام شود خوشحال می شوند و افتخار می کنند.

راه های ارتباط موثر:

چند نکته که از نظر روانی به شدت در همکارانتان تاثیر خواهد گذاشت:

در محل کار گشاده رو باشید تا از آمدن شما خوشحال شوند نه اینکه آمدن شما را برابر با زحمت بدانند.

از کارهای دیگران هرچند کوچک تشکر کنید.

اگر کسی از قسمت های کاری دیگر پیش شما آمد از او استقبال کنید و در حین کار خوشحالی خود را از آمدن وی نشان دهید مواظب باشید آمدن او باعث وقفه در کارتان نشود به هر حال مسئولیت هایی دارید که باید در ضرب العجل تعیین شده به انجام رسانید.

یکی از چیز هایی که باعث انگیزه در افراد می شود این است که از روش کاریشان سوال کنید و خود را علاقه مند نشان دهید و از شیوه کاریشان تعریف کنید.

هیچ گاه کار کسی را بی ارزش یا کم ارزش تلقی نکنید. همه کار ها هرچند کوچک جزئی از کار شما هستند و نبود آنها باعث ایجاد اختلال می شود. با اینکار مسئول کار یا بی انگیزه می شود یا در انجام آن دقت نمی کند.

گفتن مشکلات کاری کار بدی نیست بلکه نگفتن آن کار را با مشکل روبرو می کند و کسی نمی داند انجام نشدن آن به خاطر مشکل است نه کم کاری شما!!

خیلی مودبانه نه بگویید . انجام کارهایی که از عهده آن بر نمی آیید لطف نیست، گرفتن وقت دیگران است. اگر می توانید راه حل دیگری پیشنهاد کنید.

در هر گروهی که هستید افراد جدید را به گروه معرفی کنید تا فرد احساس نکند حضور او در جمع بی ارزش است.

مدیریت رفتار و برخورد:

خودتان را به جای دیگران فرض کنید چه توقعی از آنان دارید وقتی در چنین شرایطی باشید از آنجایی شروع کنید که آنها هستند.البته این کار کمی سخت به نظر می رسد و برای این کار شما باید با گروه های مختلف برخورد کرده باشید تا تشخیص دهید که اولاً آنها از شما چه می خواهند ثانیاً شما چطو رفتار کنید که نتیجه مطلوب را بدست آورید.

توضیح این نکته مهم است که این کار یک نوع عوام فریبی نیست. مطمئناً شما هم دوست دارید همانطور که شما می خواهید با شما برخورد شود.برای مثال وقتی مدیر سازمان از شما بخواهد کاری را انجام دهید خواه نا خواه شما مجبور به انجام آن هستید اما این هنر مدیر است که چگونه از شما بخواهد که شما با انگیزه کار کنید یا بدون توجه به نتیجه رفع تکلیف کنید.

شناخت منشا رفتارها:

اگر وجود انسان را یک کره زمین فرض کنیم که دارای چهار بخش می باشد.پوسته ، گوشته، هسته خارجی وهسته داخلی.

هسته داخلی:نشاانگر ارزش های درونی ماست که از کودکی آموخته ایم. آموخته هایی که ممکن است از گفتار یا رفتار دیگران ویا آموزش مستقیم باشد .این بخش را نمی توان تغییر داد و حتی ممکن است آن را نشناسیم .

هسته خارجی:نشانگر نگرش‌های ماست.یعنی چگونگی تفکر ما نسبت به یک موضوع خاص.مثلا شما از فوتبال را دوست دارپد یا از اینکه در تصمیم گیری عاجز باشید بیزارید.

گوشته :نشانگر احساسات ماست که به شدت تحت تأثیر نگرش‌های ماست در هر شرایطی با توجه به نگرشمان احساساتمان را بروز می دهیم..وقتی شما موسیقی ‍پاب را دوست دارید از شنیدن آن لذت می برید.

پوسته :آخرین بخش از وجود ماست که همان رفتار ماست.رفتار بسیار تغییر پذیر است.برای ارتباط با دیگران باید مدیریت رفتار را در خود تقویت کنیم. قرار نیست هر انسانی در برخورد با یک اتفاق دقیقاً یک طور عمل کند.چون رفتار تحت تأثیر شرایط روحی، رابطه ، موقعیت و ...می باشد. باید توجه کرد عکس‌العمل دیگران درقبال رفتار شماست نه منظور شما. چون رفتار شما همان برخورد با دیگران است که مسلماً دارای عکس‌العمل خواهد بود.

یکی از چیزهایی که در رفتار ما اثر می‌گذاردو گاهی اوقات باعث عدم تصمیم گیری معقولانه میشود پیش داوری هاست و این بر می‌گردد به نگرش(هسته خارجی) ما نسبت به شخص مقابل.

مثال:شخصی از قبل باعث آزار شما شده است.وقتی با شما صحبت می‌کند شما معقولانه گوش نمی‌دهید بلکه مغرضانه گوش می دهیدو از پیش تصمیم خود را نسبت به او گرفته اید.

در ابراز احساسات خود تندروی نکنید زیرا ممکن است در دراز مدت ارتباط خود را ازدست بدهید در ضمن از پنهان کردن احساسات هم خودداری کنید که باعث ناراحتی خود شما می‌شود در صورتی که شخص مقابل هم از چیزی خبر ندارد.

 سه گام اصلی در ارتباط:

گام اول:موقعیت را کاملاً تشخیص دهید

گام دوم: نگاه کنید....به افرادی که می‌خواهند با ایما و اشاره چیزی به شما بگویند توجه کنید.

گام  سوم: بدون تعصب و پیش داوری به حرف دیگران گوش دهید.

 بااین سه گام شما خود را در شرایط دیگران قرار داده‌اید و احساس آن‌ها را درک می کنید.حال می‌توانید به گونه‌ای نظر خود را بیان کنید که شخص مقابل پذیرای آن باشد. در هر شرایطی به خصوص زمانی که میخواهید بیشنهاد مقابل را رد کنید به گونه‌ای بر خورد کنید که به شخص مقابل بفهمانید احساساتش نادیده گرفته نشده است.

 چند نکته مفید:

 هنگام درخواست:

1.صریح باشید.

2.علت درخواست را توضیح دهید.(اگر لازم است)

3.عواقب عدم اجرای درخواست رابیان کنید.

4.سعی کنید مختصر درخواست دهید.

5.آماده رد درخواست باشید.

 برای رد کردن درخواست:

1.نشان دادن همدلی

2.<خیر> را ساده و واضح بگویید..

3.زیادی عذر خواهی نکنید.

4.اگر در توانتان هست بیشنهاد بهتری بدهید.

"منبع : کتاب "مدیریت کار و زمان " نوشته دبرا الکوک ،ترجمه آقای دکتر بهروز دری دانشیار دانشگاه شهید بهشتی و آقای دکتر اکبر میر حسینی استاد دانشگاه تربیت مدرس"

این مطلب رو دوست خوبم مهندس دهقانی گردآوری کرده است. ضمن تشکر از ایشان چند نکته به ذهنم میرسه که همینجا خلاصه وار براتون یادداشت میکنم :

  1. همیشه مرز بین صراحت و توهین از دیدگاه دو نفر، متفاوته !
  2. هیچ کس نمی تواند از دید دیگری به یک موضوع نگاه کند .  اگر خودتان را جای دیگری قرار دادید  باید همه جوانب را در نظر بگیرید.
  3. همیشه بین پیش داوری و پیش بینی تفاوت قائل شوید.
  4. رفتارتان را بر اساس منطق پایه ریزی کنید . ولی گاهی احساسی بودن، رابطه ها را به شدت توسعه میدهد.
  5. اگر قلب را بدست آورید، می توانید به راحتی بر پایین دست های خودتان مدیریت کنید و از بالادست های خودتان درخواست کنید. با این حال ابراز علاقه به تنهایی انگیزه ای ایجاد نمی کند به قول اریش فروم هنر عشق و مهرورزیدن را نیز باید آموخت.

مکان یابی - Facility Location

چکیده

در سالهای اخیر مطالعات مکان ‌یابی به عنوان یکی از عناصر کلیدی در موفقیت و بقای مراکز صنعتی مطرح شده است. مطالعات مکان ‌یابی (Facility Location) هم در سطح ملی و هم در سطح بین المللی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در این میان شناخت هدفها و روشهای حل مسایل مکان ‌یابی ، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در این مقاله ضمن بیان اهمیت مطالعات مکان‌یابی پیش از احداث واحد صنعتی ، انواع مسایل مکان‌یابی و هدفهای مطرح در مطالعات مکان‌یابی مورد بررسی قرار می گیرد. سپس عوامل عمده خطا در مطالعات مکان‌یابی برای مقابله با ریسک این نوع مسایل ارائه می‌شود.

مقدمه
مکان‌یابی یکی از شاخه های مهندسی صنایع است که توجه به آن سبب کاهش هزینه‌ها و موفقیت واحدهای صنعتی می شود. مکان یابی مراکز (مکان‌یابی ساختمانها و مراکز) را انتخاب مکان برای یک یا چند مرکز، با در نظر گرفتن سایر مراکز و محدودیت‌های موجود می‌دانند به‌گونه‌ای ‌که هدف ویژه‌ای بهینه شود. این هدف می‌تواند هزینه حمل و نقل، ارائه خدمات عادلانه به مشتریان، در دست گرفتن بزرگترین بازار و غیره باشد. انجام مطالعات مکان‌ یابی نیازمند تخصص‌هایی از جمله: تحقیق در عملیات، روشهای تصمیم‌گیری، جغرافیا (زمین شناسی و آب و هوا)، اقتصاد مهندسی ، علوم کامپیوتر ، ریاضی ، بازاریابی ، طراحی شهر و ... است.

ضرورت انجام مطالعات مکان‌یابی

تعیین محل کارخانه یکی از کلیدی‌ترین گامهای تأسیس کارخانه است چرا که نتایج این تصمیم در درازمدت ظاهر شده و اثرات بسزایی از بعد اقتصادی ، محیط زیست ، مسایل اجتماعی و ... دارد. یکی از جنبه‌های تاثیرهای درون سازمانی، تاثیر مستقیم آن در سود‌دهی کارخانه خواهد بود و از بّعد برون سازمانی، ساخت کارخانه­های بزرگ در یک منطقه می‌تواند شرایط مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، محیط زیست و غیره را تحت تاثیر خود قرار دهد. تعیین محل کارخانه از نظر اقتصادی نقش مهمی در میزان سرمایه گذاری اولیه به هنگام تاسیس کارخانه دارد. همچنین هنگام بهره برداری طرح، این تصمیم گیری، تاثیر کلیدی در قیمت تمام شده کالا/خدمت دارد.(منبع شماره‌1)
احداث
یک یا چند واحد صنعتی در مکانهای بهینه و در بهترین وضعیت ممکن، نه تنها گردش مواد و خدمات به مشتریان را بهبود می‌بخشد، بلکه کارخانه را در یک وضعیت مطلوب قرار می‌دهد. تصمیمهای مرتبط با انتخاب و فراگیری ویژگیهای مکان‌یابی یک مرکز، می‌تواند اثر بزرگی بر توانایی کسب و حفظ مزیت رقابتی باشد (Choo & Mazzrol, 2003). در بررسی مشاغل زود بازده مشخص شده است که بیش از پنجاه درصد آنها در سال اول و حدود سی درصد آنها پس از دو سال ورشکسته می‌شوند و به شغل دیگری رو می‌آورند. با اینکه در آغاز راه‌اندازی این مشاغل، تمام جوانب ارایه خدمات بررسی می‌شود ولی بی‌توجهی به مساله مهم مکان سبب می‌شود تا واحد تولیدی به سوددهی موردنظر نرسد و از رسیدن به هدف خود باز ‌ماند (Melaniphy, 1999).
انجام مطالعات مکان‌یابی درست و مناسب، علاوه بر تاثیر اقتصادی بر عملکرد واحد صنعتی، اثرات اجتماعی، محیط زیستی، فرهنگی و اقتصادی در منطقه محل احداث خود خواهد داشت. در ضمن ویژگیهای منطقه ای نیز به عنوان عوامل کلیدی موثر در تعیین محل در مسایل مکان ‌یابی محسوب می‌شوند.

اهداف مسایل مکان‌یابی

مسایل مکان یابی، هدفهای مختلفی را دربردارند. هدفها در شناسایی و اولویت‌بندی معیارهای تصمیم‌گیری در یک مساله مکان‌یابی و زیر معیارهای آنها، اهمیت و نقش مهمی دارند. در یک تقسیم‌بندی (Drenzer, 1995)، هدفهای مسایل مکان‌یابی با رویکرد برنامه ریزی ریاضی و برحسب انواع تابع هدف، به سه دسته تقسیم شده‌اند:

1. اهداف کششی (Pull): این هدفها اشاره به نزدیکی هر چه بیشتر محل استقرار کارخانه به مشتریان و کمتر کردن مسافت دارند که شامل قدیمی ترین مسایل مکان‌یابی می شوند. در واقع مسایلی که تابع هدف آنها به‌صورت کمینه‌سازی است، هدفهای کششی دارند.

2. اهداف فشاری (Push): این هدفها مسایل مکان‌یابی مراکز نامطلوب را در بر می گیرند و از اوایل دهه 1970 بوجود آمدند. هدف در این مسایل، حداکثر کردن فاصله مراکز جدید از مراکز موجود است. مدل هایی که برای این نوع هدفها ارائه شدند بعدها به مدلهای مکان یابی مضر(Noxious Location Models) معروف شدند. مثال برای این هدفها، یافتن مکان مناسب برای دفن زباله است که در آن، یکی از هدفها بیشینه کردن فاصله این مکان از مناطق مسکونی است.

3. اهداف متعادل (Balancing): هدفهایی هستند که تلاش در متعادل ساختن مسافت بین مراکز و مشتریان دارند. این هدفها پیوسته ترین نوع هدفها هستند و هدف اصلی آنها دستیابی به برابری است. این هدفها بیشتر در تصمیم گیری های عمومی کاربرد دارند؛ جایی که هدف برقراری عدالت بین افراد است. مانند متعادل کردن حجم کاری مراکز پلیس که سبب متعادل شدن ارایه خدمات به متقاضیان می‌شود.

انواع مسایل مکان‌یابی

مسایل مکان‌یابی دارای تنوع بسیار زیادی هستند ؛ از این رو برای سهولت در بیان، این مسایل را به راههای مختلفی دسته‌بندی کرده اند، اما به طور کلی مسایل تحلیل مکان در یکی از دسته‌های زیر قرار می‌گیرند:

1. مساله P-Median (مساله وبر): این قبیل مسایل برای مکان‌یابی P مرکز، در P مکان انجام می‌شود و یک معیار هزینه‌ای را مینیمم می کند. اگر 1=P باشد مساله 1-MP خواهدبود. هزینه ممکن است بر حسب زمان، پول، تعداد سفر، مسافت کل یا هر مقیاس دیگری بیان شود. به علت اینکه در این‌گونه مسایل، هدف حداقل‌کردن هزینه کل است، با نام مسایل حداقل مجموع (Mini Sum) یا مساله وبر نیز مطرح می‌شوند.

2. مساله P-Center : این مسایل برای تعیین مکان P مرکز به منظور حداقل‌کردن حداکثر فاصله هر مرکز، تا نقطه تقاضایی که برای خدمت‌دادن به آن نقطه مورد تقاضا تعیین شده است، استفاده می‌شوند. در واقع این‌گونه مسایل برای استقرار خدمات اورژانس مانند آتش‌نشانی، خدمات آمبولانس و مراکز پلیس در جامعه مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این مسایل تعداد مراکز از پیش مشخص است. این مسایل به دو دسته تقسیم می‌شوند. P-Center محدب که مساله را به مجموعه‌ای از مکان‌های کاندید برای استقرار مراکز محدود می‌کنند و P-Center مطلق که در آن مراکز می‌توانند در هر جایی از مکان مستقر شوند.

3. مساله مکان ‌یابی مراکز با ظرفیت نامحدود (UFLP): این مسایل در دسته مسایل حداقل مجموع قرار می‌گیرند اما در این مسایل هزینه، هزینه ثابت را نیز شامل می‌شود و هزینه ثابت به مکانی بستگی دارد که مرکز در آن قرار می‌گیرد. تعداد مراکزی که باید استقرار یابند از پیش مشخص‌شده نیست، اما به‌گونه‌ای معین می‌شوند که هزینه را کمینه کنند. به علت اینکه در این‌گونه مسایل ظرفیت هر مرکز نامحدود در نظر گرفته می‌شود، تخصیص یک تقاضا به بیش از یک نقطه تامین، هرگز سودبخش نخواهد بود.

4. مساله مکان ‌یابی مراکز با ظرفیت محدود (UFLP): این مسایل شبیه به مسایل UFLP هستند فقط در این مسایل ظرفیت هر کدام از مراکز محدود است. ممکن است در این مورد جواب بهینه به گونه‌ای باشد که یک مشتری به بیش از یک منبع تأمین، ارجاع داده شود. در واقع ممکن است پس از تخصیص مشتری به یک مرکز، پس از برآوردن بخشی از تقاضای مشتری، ظرفیت مرکز به پایان برسد و برای برآوردن باقی‌مانده تقاضای مشتری مجبور به اختصاص آن به دیگر مراکز که هزینه بیشتری نیز دربر دارند، شویم. البته گاهی ممکن است با وجود اینکه اختصاص یک مشتری به یک مرکز ویژه کمترین هزینه را در بردارد، به دلیل اینکه ظرفیت آن مرکز توسط مشتریان دیگر پر شده است، مجبور به اختصاص کل تقاضای آن مشتری به مراکز دیگر شویم.

5. مسایل تخصیص نمایی : مساله‌ای را بیان می‌کند که n مرکز مانند n ماشین که بین آنها جریان برقرار است به‌گونه‌ای در n مکان قرار داده شوند تا هزینه کل مینیمم شود. اگر چهار ماشین داشته باشیم که بخواهیم مستقر کنیم، چهار ترکیب ممکن وجود خواهد داشت. برای مساله بیست ماشین، بیست جواب ممکن وجود دارد که در حدود 1018*2 ارزیابی نیاز خواهد داشت که این کار حتی برای کامپیوترهای پرسرعت امروزی دشوار است. از این رو این مسایل در دسته مسایل بسیار پیچیده(Dileep, 2001) قرار دارند و حل دقیق آنها بسیار مشکل و یا غیر ممکن است.
برخی از عناصر در دسته بندی مسایل مکان‌یابی نقش مهمی دارند. در واقع مسایل مکان ‌یابی علاوه بر قرار گرفتن در دسته‌بندی یادشده می‌توانند به صورتهای مختلفی دسته بندی شوند، مانند مساله
P-Median با محدودیت تقاضا و مساله P-Median بدون محدودیت تقاضا. از این رو در حین دسته بندی مسایل مکان‌یابی باید عناصری مانند انواع مراکز جدید، مکان مراکز موجود، بر‌هم‌کنش مراکز موجود و جدید، مشخصات فضای جواب، اندازه فاصله، تلفیق با سایر مسایل، تقاضا، ظرفیت، نوع مراکز، قطعی و احتمالی بودن داده ها، تواتر اجرا، تنوع محصول و تابع هدف مورد توجه قرار گیرند.

اشتباهات متداول در مطالعات مکان‌یابی

اشتباه در تعیین محل ضررهای جبران‌ناپذیری به دنبال خواهد داشت و گاهی منجر به تغییر محل کارخانه با صرف هزینه‌های زیادشده، یا به رکود و تعطیلی کامل کارخانه می‌انجامد. عموما اشتباه در تعیین محل، هنگامی پیش می‌‌آید که تعریف درستی از آنچه از ما خواسته می‌شود در دست نباشد. ولی اشتباههای دیگری نیز وجود دارد که حتی مدیران زیرک نیز دچار آن می‌شوند. برخی از این نوع اشتباهها برای توجه بیشتر مدیران، محققان و افراد کلیدی و تصمیم گیری در مسایل مکان‌یابی به این شرح بیان می‌شود‌:

1. فقدان بازرسی و شرح دقیق عوامل و نیازمندی‌ها.

2. چشم پوشی از بعضی شرایط مورد نیاز و بررسی‌ ناقص نیازمندیهای طرح.

3. علایق شخصی یا تعصبات مسئولان در پذیرش حقایق و دلایل منطقی و علمی.

4. مقاومت مدیران اجرایی در انتقال به محل جدید.

5. توجه بیش از اندازه به نواحی شلوغ و صنعتی و درنتیجه نادیده گرفتن ناحیه‌هایی که به تازگی صنعتی شده و یا در شرف صنعتی‌شدن قرار دارند.

6. توجه بیش از اندازه به هزینه‌های زمین و در نتیجه انتخاب زمینهای ارزان یا رایگان.

7. بی‌توجهی به هزینه حمل و نقل و عدم برآورد درست آن.

8. قضاوت در مورد نیروی انسای بالقوه بر مبنای نرخ دستمزد و بدون توجه به کارایی، مهارت، سابقه و تاریخچه کارگری و سایر عوامل مؤثر در انتخاب نیروی انسانی.

9. انتخاب جامعه‌ای با سطح فرهنگ و تحصیلات پایین به گونه‌ای که جذب نیروی متخصص بسیار مشکل باشد.

10. پافشاری در منافع آنی و کوتاه‌مدت و بی‌توجهی به آینده.

11. کافی‌نبودن اطلاعات و یا نادرست ‌بودن آنها در مورد بازار، شیوه‌های حمل و نقل، مواد خام و سایر عوامل که در برآورد هزینه‌ها تأثیر دارند.

12. عوامل محیطی از جمله فشارهای سیاسی.

13. خطا در به کارگیری روشها و تکنیک‌های تصمیم گیری مکان‌یابی.

14. عدم اولویت بندی (وزن دهی ) مناسب به معیارهای تصمیم گیری.

15. نبود اطلاعات دقیق و کافی در زمینه معیارهای مورد نظر.

16. بی‌توجهی به استراتژیک بودن و اثرات بلندمدت تصمیمهای مکان‌یابی.

17. بی‌توجهی به تغییر و تحولات آینده (تهدیدها ، فرصتها ، رشد تقاضا ، به‌هم خوردن توازن مناطق و ...)

18. در نظر نگرفتن تغییرات سازمانی لازمه مکان‌یابی.

گفتنی است که عوامل یادشده بر اساس تجربه‌های مؤلفان در انجام پروژه های متعدد مکان‌یابی و تحلیل عوامل شکست برخی از مراکز صنعتی به دست آمده است. توجه کافی به این عوامل ، ریسک تصمیم گیری در پروژه‌های مکان‌یابی را کاهش خواهد داد .

نتیجه گیری

مطالعات مکان‌یابی یکی از اقدامهای کلیدی در فرایند احداث واحدهای صنعتی یا خدماتی محسوب می شود که توجه به این مهم در موفقیت مراکز، نقش بسزایی دارد. اهمیت این مطالعات به اندازه‌ای است که به تازگی در مورد مراکز فعال نیز این مطالعات دوباره صورت می گیرد و در برخی از موارد منجر به تغییر محل واحد صنعتی نیز می شود.
مسایل مکان‌یابی از تنوع بسیار زیادی برخوردارند و در هر یک از آنها، هدفهای ویژه‌ای دنبال می‌شود. برای دستیابی به هدف هر مساله، باید از
روشی ویژه برای حل آن مساله استفاده کرد و هنگام مطالعات نیز از درستی اطلاعات مورد استفاده اطمینان حاصل کرد.

 


مدیریت شانسی

آلساندرو پلوچینو، آندرئا راپیساردا و سزار گارافالو از دانشگاه کاتانیای ایتالیا، نگاه تازه‌ای به اصل پیتر انداختند. این سه نفر با استفاده از نظریه بازی‌ها نشان دادند که بهترین راه برای ارتقای بازدهی یک سازمان، این است که یا هر بار به طور تصادفی به یک نفر از کارمندان ارتقای رتبه داده شود، و یا به طور تصادفی به بهترین و بدترین اعضا ارتقا داده شود. و این یعنی این‌که برای ارتقا نیازی به داشتن شایستگی نیست!
اصل پیتر بیان می‌دارد که در یک نظام سلسله مراتبی، هر کارمندی به طور مداوم ارتقای شغل می‌گیرد تا این‌که بالاخره به جایی می‌رسد که لیاقت آن را ندارد! نکته جالب‌تر اینجاست که در این رتبه به طور نامحدود باقی می‌ماند.

گروه راپیساردا برای این مشکل راه‌حل عجیبی یافتند؛ ارتقای تصادفی کارمندان. با خلق مدل‌های کامپیوتری از سازمانی با ۱۶۰ نفر کارمند، آنها دریافتند که چنین سیستمی می‌تواند کارایی بالاتری به نسبت سیستمی داشته باشد که در آن افراد بر حسب شایستگی‌های خود ارتقای مقام می‌گیرند. حتی ارتقای متناوب بهترین و بدترین کارمندان نیز از مدل استاندارد ارتقا بر حسب شایستگی بهتر بود.
به گفته راپیساردا، دلیل این امر این است که نمی‌توانید بگویید که چون افراد در کار قبلی خود خوب بوده‌اند، پس در شغل فعلی نیز خوب خواهند بود؛ در نتیجه ارتقای تصادفی در عمل بازدهی کلی را بهبود می‌بخشد: «ایده این است که اگر کسی واقعا خوب کار می‌کند، بهتر این است که جابجا نشود! به او پاداش بدهید، ولی او را در جای خود نگاه دارید. کسی که یک دکتر خوب است، شاید یک رئیس خوب برای بیمارستان نباشد».

کلام بزرگان : تعهد افراد به سخنانشان است که اعتبار برایشان به‌ارمغان می‌آورد. هستند افرادی که به زیبایی سخن می‌گویند اما، در مقام عمل توان انجام آنچه می‌گویند را ندارند. ما انسان‌ها علاقه‌داریم سخنان را از زبان کسانی بشنویم که به آنها اعتمادداریم. قلب‌هایمان پذیرای محبت است و آن‌را ادراک می‌کند. مدیریت بر قلب‌ها، به جای مدیریت بر اجسام، نیروی بی‌نظیر برای مدیران به ارمغان می‌آورد. مدیرانی که بر قلب‌ها حکومت می‌کنند، همه‌چیز را در اختیار می‌گیرند. آنها با درک مشکلات کارکنانشان، در زمان درست توقع بجایی از آنها دارند. مدیر معتبر در ذهن کارکنان، از احترام بالایی برخوردار است و سخنانش از قلب گوش می‌شود.

پ.ن :  این وبلاگ وارد نهمین سالش شد . Copyright © 1381-1389




شیوه تدوین صورت جلسه

 

 گام اول: استفاده از یک الگوی مناسب

اگر می خواهید هنگام نوشتن صورت جلسه، برای یادآوری اطلاعات عمومی جلسه و همچنین ثبت نکات کلیدی زمان زیادی را صرف نکنید، باید قبل از برگزاری جلسه برای آن آماده شوید. از این رو همیشه یک الگوی مناسب برای یادداشت اطلاعات جلسه و نکات مطرح شده در آن همراه داشته باشید.
شما می توانید به راحتی از الگوی پیشنهادی در این دست نوشته استفاده کرده و یادداشت لازم را قبل از شروع جلسه و حین آن با ثبت در این الگو و یا الگوهای مشابه انجام دهید.

گام دوم: یادداشت های قبل از جلسه

زمان های ابتدایی جلسه که معمولا به خاطر به موقع حاضر نشدن اعضای جلسه، با کندی و تشویش خاطر سپری می شود موقع مناسبی برای تنظیم بخش های عمومی یک صورت جلسه است.
محل برگزاری، ساعت شروع، تاریخ برگزاری، موضوع جلسه، نام دبیرجلسه، نام و سمت اعضاء جلسه معمولا اطلاعات عمومی یک جلسه هستند که در اکثر اوقات قبل از شروع جلسه مشخص می باشند و شما می توانید قبل از رسمی شدن جلسه این اطلاعات را در صورت جلسه یادداشت کنید.
بدین ترتیب علاوه بر اینکه بخشی از صورت جلسه را تنظیم کرده اید، از اتلاف وقت خود نیز جلوگیری نموده اید.
 
گام سوم: جمله آغاز کننده

معمولا در تدوین هر نوشته ای جمله شروع کننده بسیار مهم و راهگشا است. اگر نمی دانید متن صورت جلسه را چگونه باید آغاز کنید از این جمله پیشنهادی استفاده نمایید:
این جلسه با حضور اعضای ذیل برگزار گردید.
یادآوری: این جمله ساده علاوه بر اینکه راهگشای تداوم نگارش صورت جلسه می تواند باشد، هدایتگر خوبی برای توجه دادن خوانندگان صورت جلسه به اسامی حاضرین در جلسه می باشد که نام آنها معمولا در ذیل صورت جلسه ثبت می گردد.
جملات بعدی بستگی به ذوق و سلیقه شما در نگارش صورت جلسه دارد که می توانید از الگوهای ذیل و یا ترکیبی از آنها استفاده نمایید. لیکن به آنها محدود نشوید.
ـ هدف این جلسه عبارت است از ...
ـ پیرو بررسی مفاد صورت جلسه قبلی و مذاکرات انجام یافته حین جلسه، نتایج ذیل حاصل گردید:
ـ در ابتدای جلسه آقای/ خانم ... در خصوص ... توضیحات لازم را ارایه نمودند.

گام چهارم: ثبت نکات کلیدی و مصوبات جلسه

به خاطر داشتن نکات مطرح در این دست نوشته، ممارست در نوشتن صورت جلسه و توجه به خواسته های ذینفعان هر جلسه سبب ساز کسب مهارت در تدوین به هنگام (حین جلسه) و دقیق یک صورت جلسه خواهد گردید. لیکن تا زمان کسب چنین مهارتی کافیست نکات کلیدی جلسه و مصوبات آنرا یادداشت نمایید و پس از جلسه و با آسودگی خاطر صورت جلسه اصلی را تنظیم و منتشر نمایید.نکات اصلی جلسه که لازم است کلیات ویا جزییات این نکات (بسته به اهمیت و خواسته های صاحب جلسه) در صورت جلسه ثبت گردد عبارت است از:
ـ خلاصه مذاکرات انجام یافته حین جلسه با قید نام فرد مطرح کننده،
ـ عناوین پیشنهاد های مطرح شده در جلسه با قید نام پیشنهاد دهنده،
ـ شرح مصوبات جلسه با قید مشخصات زمانی و مسئول اجرای هر مصوبه.
ثبت دقیق و کامل مصوبات جلسه نیز مهمترین بخش تدوین یک صورت جلسه است. روش کامل ثبت مصوبات جلسه باید مبتنی بر الگوی ۵W-H به شرح ذیل باشد.
ـ شرح موضوع مصوبات (what) ،
ـ نام محل اجرای مصوبه (where) ،
ـ نام فرد مسئول (who) ،
ـ زمان دقیق اجرای مصوبات (when) ،
ـ دلایل اجرای مصوبه (why) ،
ـ چگونگی انجام مصوبه (how) .
یادآوری: در برخی موارد و به دلایل مختلف امکان ثبت کامل نکات یاد شده برای مصوبات جلسه نیست لیکن ضروری است پس از ثبت عنوان هر مصوبه جلسه، نام فرد مسئول و مهلت زمانی اجرای مصوبه حتما در کنار مصوبه قید گردد.توصیه می گردد برای راحتی نوشتن و پیگیری های بعدی، ثبت مصوبات جلسه به صورت عبارت (جمله بدون فعل و فاعل) باشد.

گام پنجم: ثبت اطلاعات تکمیلی

ثبت ساعت خاتمه، تکمیل اسامی و سمت حاضرین در جلسه، ثبت اسامی غایبین جلسه، درج شماره صفحه و شماره کل صفحات صورت جلسه و اخذ امضاء حاضرین در صورت امکان و حصول اطمینان از تکمیل بودن صورت جلسه گام پایانی تدوین یک صورت جلسه خوب است.
پس از حصول اطمینان از تکمیل تمامی قسمت های یک صورت جلسه مطابق الگوی پیشنهادی، به تعداد لازم از صورت جلسه تکثیر نموده و آنها را برای ذینفعان جلسه ارسال نمایید.
یادآوری: توصیه می گردد صورت جلسه را به صورت الکترونیکی تدوین نموده و فایل آن را برای ذینفعان جلسه ایمیل نمایید.

نکته پایانی:
امید است یادآوری نکات مطرح شده سبب ساز تدوین یک صورت جلسه خوب بوده باشد.


نحوه برخورد با مشتری

در صورتی که شکایت می‌تواند بسیاری از نارسایی‌ها و کاستی‌های موجود در کسب و کار شما را بیان کند و به کارتان رنگ و جلایی دیگر ببخشد. اگر مشتری احساس نارضایتی خود را اعلام نکند، شاید نارسایی‌های کار ما نیز مشخص نشود. باید معلوم شود که: کیفیت کالای ما خوب نبوده است؟ آیا ما مطابق شان و شخصیت او رفتار نکرده‌ایم و در این واقع رییس خود را ناراحت کرده‌ایم؟
در بازار رقابتی امروز که می‌توان آن را بازار بی‌رحم نامید، مشتریان برای مراجعه مجدد و خرید از ما گارانتی نمی‌دهند و خیلی راحت می‌توانند به سراغ فروشنده یا شرکت دیگری بروند. برای رونق در کسب‌وکارها لازم است به شکایت مشتری توجه کنیم و در صدد پاسخگویی مناسب و رفع کاستی‌ها برآییم.
مشتری ناراضی می‌تواند با تبلیغات دهان به دهان و افواهی، برای ما تاثیر منفی ایجاد کند؛ پس به شکایت آنها گوش کنید. گاهی مشتری فقط نیاز دارد که صحبت کند؛ حتی بابت خسارتی که ممکن است شما به او زده باشید چیزی طلب نکند و چون به حرف‌های او گوش کرده‌اید، از نظر روانی راضی شده باشد. اگر بتوانید این وظیفه مهم را انجام دهید، همین مشتری ناراضی به مشتری وفادار شما تبدیل خواهد شد و به عنوان وکیل مدافع شما در بازار عمل خواهد کرد.
وقتی مشتری شاکی، داد می‌زند: بسیار شایسته است و تاکید می‌کنم حتما به شکایت مشتری، چه به صورت شفاهی بیان کند و چه به صورت کتبی یا به صورت تلفنی، توجه کنید و از آن به راحتی نگذرید. وقتی مشتری شاکی ،داد می‌زند، پیامی‌را می‌دهد و آن پیام این است که او قبلا از دیگران با صدای آرام شکایت می‌کرده است و آنها به او توجه نکرده‌اند و چون فروشنده‌های دیگر به شکایت او توجه نکرده‌اند، این بار شکایتش را با فریاد اعلام می‌کند. اگر بتوانید خوب گوش کنید، وجوه تمایز خود را اعلام کرده‌اید و این نشانه ضعف فروشنده نیست.
اگر کسب و کار شما کوچک است،شرایطی را فراهم کنید که مشتریان ناراضی، شکایت خود را به صورت شفاهی بیان کنند و اگر سازمان شما بزرگ است،‌ترتیبی دهید تا مشتریان شکایت خود را به صورت کتبی اعلام کنند. اما مهم‌تر از گوش کردن و دریافت شکایت، رسیدگی به آن است؛ چرا که مشتری منتظر پاسخ مناسب است.اگر مشتری شکایت کند و شما گوش دهید، اما جوابی برای آن نداشته باشید یا شکایت را بی پاسخ بگذارید، اثر فوق‌العاده منفی ایجاد خواهد کرد.
طبق آخرین تحقیقات به عمل آمده، تنها حدود 5درصد مشتریان ناراضی، لب به شکوه می‌گشایند و حدود 95درصد بقیه، بدون ابراز کوچک‌ترین انتقادی، صرفا از مراجعه بعدی به آن شرکت خودداری می‌کنند.
آیا شما فکر می‌کنید مشتری ناراضی، باز هم از ما خرید خواهد کرد؟ بپذیریم که شکایت می‌تواند یک هشدار برای کسب و کار ما قلمداد شود . بیشتر مشتریان، زحمت شکایت کردن را به خود نمی‌دهند. اگر مشتری از شما شکایت کرد، آن را غنیمت شمارید؛ زیرا شاید نشانه‌هایی از ضعف و نارسایی سیستم شما را بیان می‌کند. اگر به شکایت مشتریان با روش مناسب رسیدگی کنید، مشتریانتان وفادار می‌شوند و تحقیقات نشان می‌دهد اگر در زمان مناسب و سریع به شکایت مشتریان ناراضی رسیدگی شود، 95درصد وفاداری بیشتری به شما خواهند داشت.
شیوه برخورد با مشتری بسیار اهمیت دارد. همه ما دوست داریم مورد توجه و احترام قرار بگیریم. به بیان دیگر، آنچه برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران نیز مپسند. بنابراین اولین نکته در خصوص چگونگی برخورد با شکایت، احترام است. کسانی که به دیدگاه مشتری اهمیت نمی‌دهند و احترام ایشان را نگه نمی‌دارند، حکم نابودی کسب‌وکار خود را امضا کرده‌اند؛ حتی اگر مشتری پس از شکایت، به حق و حقوق خود رسیده باشد.


الگوریتم ژنتیک - الگوریتمهای فراابتکاری

مقدمه

 هنگامی که لغت تنازع بقا به کار می‌رود اغلب بار ارزشی منفی آن به ذهن می‌آید. شاید همزمان قانون جنگل به ذهن برسد و حکم بقای قوی‌تر!البته برای آنکه خیالتان راحت شود می‌توانید فکر کنید که همیشه هم قوی‌ترین‌ها برنده نبوده‌اند.  مثلا دایناسورها با وجود جثه عظیم و قوی‌تر بودن در طی روندی کاملا طبیعی بازی بقا و ادامه نسل را واگذار کردند در حالی که موجوداتی بسیار ضعیف‌تر از آنها حیات خویش را ادامه دادند. ظاهرا طبیعت بهترین‌ها را تنها بر اساس هیکل انتخاب نمی‌کند! در واقع درست‌ تر آنست که بگوییم طبیعت مناسب ترین‌ها (Fittest) را انتخاب می‌کند نه بهترین‌ها.

 قانون انتخاب طبیعی بدین صورت است که تنها گونه‌هایی از یک جمعیت ادامه نسل می‌دهند که بهترین خصوصیات را داشته باشند و آنهایی که این خصوصیات را نداشته باشند به تدریج و در طی زمان از بین می‌روند.  مثلا فرض کنید گونه خاصی از افراد، هوش بسیار بیشتری از بقیه افراد یک جامعه یا کلونی دارند. در شرایط کاملا طبیعی این افراد پیشرفت بهتری خواهند کرد و رفاه نسبتا بالاتری خواهند داشت و این رفاه خود باعث طول عمر بیشتر و باروری بهتر خواهد بود ( توجه کنید شرایط طبیعیست نه در یک جامعه سطح بالا با ملاحظات امروزی یعنی طول عمر بیشتر در این جامعه نمونه با زاد و ولد بیشتر همراه است ).

حال اگر این خصوصیت (هوش) ارثی باشد به طبع در نسل بعدی همان جامعه تعداد افراد باهوش به دلیل زاد و ولد بیشتر این‌گونه افراد بیشتر خواهد بود. اگر همین روند را ادامه دهید خواهید دید که در طی نسل‌ های متوالی دائما جامعه نمونه ما باهوش و باهوش‌تر می‌شود. بدین ترتیب یک مکانیزم ساده طبیعی توانسته است در طی چند نسل عملا افراد کم هوش را از جامعه حذف کند.  علاوه بر اینکه میزان هوش متوسط جامعه نیز دائما در حال افزایش است ( البته امکان داشت اگر داروین بی‌عرضگی افراد باهوش امروزی را می‌دید کمی در تئوری خود تجدید نظر می‌کرد اما این مسئله دیگریست ! ) .

 بدین ترتیب می‌توان دید که طبیعت با بهره‌گیری از یک روش بسیار ساده (حذف تدریجی گونه‌های نامناسب و در عین حال تکثیر بالاتر گونه‌های بهینه) توانسته است دائما هر نسل را از لحاظ خصوصیات مختلف ارتقا بخشد.

البته آنچه در بالا ذکر شد به تنهایی توصیف کننده آنچه واقعا در قالب تکامل در طبیعت اتفاق می‌افتد نیست.بهینه‌سازی و تکامل تدریجی به خودی خود نمی‌تواند طبیعت را در دسترسی به بهترین نمونه‌ها یاری دهد. اجازه دهید تا این مساله را با یک مثال شرح دهیم.

پس از اختراع اتومبیل به تدریج و در طی سال‌ها اتومبیل‌های بهتری با سرعت‌های بالاتر و قابلیت‌های بیشتر نسبت به نمونه‌های اولیه تولید شدند. طبیعیست که این نمونه‌های متاخر حاصل تلاش مهندسان طراح جهت بهینه‌سازی طراحی‌های قبلی بوده اند. اما دقت کنید که بهینه‌سازی یک اتومبیل تنها یک "اتومبیل بهتر" را نتیجه می‌دهد.

 اما آیا می‌توان گفت اختراع هواپیما نتیجه همین تلاش بوده است؟ یا فرضا می‌توان گفت فضا پیماها حاصل بهینه‌سازی طرح اولیه هواپیماها بوده‌اند؟  پاسخ اینست که گرچه اختراع هواپیما قطعا تحت تاثیر دستاورهای صنعت اتومبیل بوده است اما به‌هیچ وجه نمی‌توان گفت که هواپیما صرفا حاصل بهینه‌سازی اتومبیل و یا فضا پیما حاصل بهینه‌سازی هواپیماست. در طبیعت هم عینا همین روند حکم‌فرماست.گونه‌های متکامل‌تری وجود دارند که نمی‌توان گفت صرفا حاصل تکامل تدریجی گونه قبلی هستند.

در این میان آنچه شاید بتواند تا حدودی ما را در فهم این مساله یاری کند مفهومیست به نام :تصادف یا جهش.به عبارتی طرح هواپیما نسبت به طرح اتومبیل یک جهش بود و نه یک حرکت تدریجی. در طبیعت نیز به همین گونه‌است. در هر نسل جدید بعضی از خصوصیات به صورتی کاملا تصادفی تغییر می‌یابند سپس بر اثر تکامل تدریجی که پیشتر توضیح دادیم در صورتی که این خصوصیت تصادفی شرایط طبیعت را ارضا کند حفظ  ی‌شود در غیر این‌صورت به شکل اتوماتیک از چرخه طبیعت حذف می‌گردد.

در واقع می‌توان تکامل طبیعی را به این‌صورت خلاصه کرد: جست‌وجوی کورکورانه (تصادفی) باضافه بقای قوی‌تر. حال ببینیم که رابطه تکامل طبیعی با روش‌های هوش مصنوعی چیست. هدف اصلی روش‌های هوشمند به کار گرفته شده در هوش مصنوعی یافتن پاسخ بهینه مسائل مهندسی است. بعنوان مثال اینکه چگونه یک موتور را طراحی کنیم تا بهترین بازدهی را داشته باشد یا چگونه بازوهای یک ربات را محرک کنیم تا کوتاه‌ترین مسیر را تا مقصد طی کند (دقت کنید که در صورت وجود مانع یافتن کوتاه‌ترین مسیر دیگر به سادگی کشیدن یک خط راست بین مبدا و مقصد نیست) همگی مسائل بهینه‌سازی هستند.

روش‌های کلاسیک ریاضیات دارای دو اشکال اساسی هستند. اغلب این روش‌ها نقطه بهینه محلی (Local Optima) را بعنوان نقطه بهینه کلی در نظر می‌گیرند و نیز هر یک از این روش‌ها تنها برای مساله خاصی کاربرد دارند. این دو نکته را با مثال‌های ساده‌ای روشن می‌کنیم.

به شکل  توجه کنید. این منحنی دارای دو نقطه ماکزیمم می‌باشد. که یکی از آنها تنها ماکزیمم محلی ست. حال اگر از روش‌های بهینه‌سازی ریاضی استفاده کنیم مجبوریم تا در یک بازه بسیار کوچک مقدار ماکزیمم تابع را بیابیم. مثلا از نقطه 1 شروع کنیم و تابع را ماکزیمم کنیم. بدیهیست اگر از نقطه 1 شروع کنیم تنها به مقدار ماکزیمم محلی دست خواهیم یافت و الگوریتم ما پس از آن متوقف خواهد شد. اما در روش‌های هوشمند خاصه الگوریتم ژنتیک بدلیل خصلت تصادفی آنها حتی اگر هم از نقطه 1 شروع کنیم باز ممکن است در میان راه نقطه A به صورت تصادفی انتخاب شود که در این صورت ما شانس دست‌یابی به نقطه بهینه کلی (Global Optima) را خواهیم داشت.

 در مورد نکته دوم باید بگوییم که روش‌های ریاضی بهینه‌سازی اغلب منجر به یک فرمول یا دستورالعمل خاص برای حل هر مسئله می‌شوند. در حالی که روش‌های هوشمند دستورالعمل‌هایی هستند که به صورت کلی می‌توانند در حل هرمسئله‌ای به کار گرفته شوند. این نکته را پس از آشنایی با خود الگوریتم بیشتر و بهتر خواهید دید.

  چارچوب کلی الگوریتم ژنتیک

در دهه هفتاد میلادی دانشمندی از دانشگاه میشیگان به نام جان هلند ایده استفاده از الگوریتم ژنتیک را در بهینه‌سازی‌های مهندسی مطرح کرد. ایده اساسی این الگوریتم انتقال خصوصیات موروثی توسط ژن‌هاست. فرض کنید مجموعه خصوصیات انسان توسط کروموزوم‌های او به نسل بعدی منتقل می‌شوند. هر ژن در این کروموزوم‌ها نماینده یک خصوصیت است. بعنوان مثال ژن 1 می‌تواند رنگ چشم باشد ، ژن 2 طول قد، ژن 3 رنگ مو و الی آخر. حال اگر این کروموزوم به تمامی، به نسل بعد انتقال یابد، تمامی خصوصیات نسل بعدی شبیه به خصوصیات نسل قبل خواهد بود. بدیهیست که در عمل چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد. در واقع بصورت همزمان دو اتفاق برای کروموزوم‌ها می‌افتد. اتفاق اول جهش (Mutation) است. جهش به این صورت است که بعضی ژن‌ها بصورت کاملا تصادفی تغییر می‌کنند. البته تعداد این گونه ژن‌ها بسیار کم می‌باشد اما در هر حال این تغییر تصادفی همانگونه که پیشتر دیدیم بسیار مهم است. مثلا ژن رنگ چشم می‌تواند بصورت تصادفی باعث شود تا در نسل بعدی یک نفر دارای چشمان سبز باشد. در حالی که تمامی نسل قبل دارای چشم قهوه‌ای بوده‌اند. علاوه بر جهش اتفاق دیگری که می‌افتد و البته این اتفاق به تعداد بسیار بیشتری نسبت به  جهش رخ می‌دهد چسبیدن ابتدای یک کروموزوم به انتهای یک کروموزوم دیگر است. این مساله با نام CrossOver شناخته می‌شود. این همان چیزیست که مثلا باعث می‌شود تا فرزند تعدادی از خصوصیات پدر و تعدادی از خصوصیات مادر را با هم به ارث ببرد و از شبیه شدن تام فرزند به تنها یکی از والدین جلوگیری می‌کند.

عملگرهای ژنتیک (Genetic Operators)

  بر اساس آنچه ذکر شد می‌توانیم مراحل الگوریتم ژنتیک را به صورت زیر توضیح دهیم:

ابتدا باید راه حل‌های مختلف مساله را به صورت جمعیتی از کروموزوم‌ها نشان دهیم. هر کروموزوم نشان دهنده یک جواب مساله است. در واقع هدف الگوریتم دستیابی به کروموزومهای  بهینه از طریق تولید  بهترین کروموزم‌ها درهر نسل است. کروموزوم‌ها اغلب به صورت یک رشته از صفر و یک ها(مقادیر باینری) نمایش می‌یابند که هر بیت از این رشته می‌تواند نمایشگر یک ژن باشد. البته نمایش‌های دیگری از کروموزوم به شکل درخت (Tree) یا لیست وجود دارد که فعلا به آنها نمی‌پردازیم.پس از این کار باید معیاری برای تشخیص جواب‌های بهینه یا ارزیابی بهترین کروموزم‌ها داشته باشیم . این معیار اغلب به صورت یک تابع ریاضی که بر کروموزوم‌ها اعمال می‌شود نشان داده می‌شود که به نام تابع هدف یا تابع بهینگی نامیده می‌شود.

 این دو کار در واقع مراحل آماده سازی جهت اجرای الگوریتم ژنتیک است.  پس از انجام این دو کار یک جمعیت ابتدایی (نسل اولیه) از راه حل‌های ممکن داریم. برای شروع الگوریتم این نسل اولیه باید تولید مثل کند. تولید مثل در سه مرحله انجام می‌شود. مرحله اول انتخاب یا Selection است. در این مرحله بهترین کروموزوم‌ها (بر اساس تابع بهینگی) برای تولید مثل انتخاب می‌شوند. ذکر این نکته ضروریست که حتی در اینجا هم اندکی تصادف را باید دخیل کنیم. یعنی مثلا بهترین کروموزم‌ها را به احتمال 90% انتخاب کنیم. این احتمالاتی انتخاب کردن بهترین‌ها اندکی شانس بقا به کروموزم‌های ضعیف‌تر می‌دهد. اما شاید بپرسید چرا نباید با اطمینان بهترین‌ها را انتخاب کرد و همه ضعیف‌ترها را در هر نسل از بین برد؟

پاسخ به سئوال فوق تا حدی دلایل ریاضی دارد که توضیح آن در این مجال کمی مشکل است. اما می‌توان به این توضیح بسنده کرد که لزوما تمامی ژن‌های یک کروموزوم ضعیف ناقل خصوصیات منفی نیستند.چه بسا بعضی خصوصیات بسیار مثبت در یک کروموزوم ضعیف وجود داشته باشد. با دادن اندکی شانس بقا و تولید مثل به کروموزم‌های ضعیف در واقع احتمال انتقال این خصوصیات فرضی را افزایش داده‌ایم.

 پس از مرحله انتخاب نوبت به تولید مثل کروموزم‌های انتخاب شده می‌رسد. اینکار همان‌گونه که پیشتر گفتیم توسط دو عمل‌گر CrossOver و جهش انجام می‌پذیرد. در مرحله CrossOver کروموزم‌های انتخاب شده به تصادف با یکدیگر ترکیب می‌شوند تا کروموزوم جدیدی را برای نسل بعدی تولید کنند. این ترکیب تاکنون به شیوه‌های مختلفی پیاده‌سازی شده است. ساده‌ترین شکل آن اینست که ابتدای یک کروموزم(یا همان رشته باینری)به انتهای کروموزوم دیگری بچسبد. به این ترتیب کروموزوم حاصل بخشی از خصوصیات هر دو را به ارث می‌برد.

  در مرحله موتاسیون مقدار بعضی ژن‌ها به تصادف عوض می‌شود. یعنی مثلا اگر کروموزوم‌های ما چنانکه گفتیم بوسیله رشته‌های صفر و یک نمایش داده شوند در هر کروموزوم تعداد صفر یا بیشتر ژن(بیت) انتخاب شده و مقدار آنها از صفر به یک یا برعکس تغییر می‌یابد. برای موتاسیون نیز روش‌های دیگری وجود دارد که روش گفته شده ساده‌ترین و در عین حال معمول‌ترین آنهاست. آنچه باید بدان دقت شود اینست که درصد موتاسیون معمولا بسیار کم در نظر گرفته می‌شود. مثلا چیزی کمتر از پنج درصد کروموزوم‌ها تحت تاثیر جهش قرار می‌گیرند.

  پس ازین کار در واقع نسل جدید کروموزم‌ها ایجاد شده است که بر طبق آنچه تا کنون گفتیم در مجموع بهینه‌تر از نسل قبلیست. تنها نکته باقی مانده اینست که نسل قبلی چه می‌شود. آیا پس از ایجاد نسل جدید کروموزم‌ها تمامی نسل قبلی از بین می‌رود؟ یا اینکه هر کرموزوم پس از طول عمر مشخصی می‌میرد؟ یا فقط تعدادی از بهترین کروموزوم‌های نسل قبلی در نسل جدید باقی می‌مانند و ...  در حالت کلی از هریک از روش‌های فوق می‌توان درباره نسل پیشین کروموزم‌ها بهره گرفت، گرچه به نظر می‌رسد طول عمر داشتن کروموزم‌ها از لحاظ طبیعی قابلیت تعمق بیشتری دارد.    

مزایا و معایب الگوریتم ژنتیک 

   تا کنون به کلیت و نیز چگونگی پیاده سازی الگوریتم ژنتیک اشاره کردیم. اینک می‌خواهیم یک جمع بندی از مزایا و معایب این الگوریتم داشته باشیم. اولین خصوصیت مثبت این الگوریتم دستیابی به نقطه بهینه کلی (Global Optima) به جای نقطه بهینه محلی ست. یعنی همیشه در حد بسیار مطلوبی می‌توان به پاسخ این الگوریتم اعتماد کرد و اینکه پاسخی که می‌یابد به احتمال زیاد بهترین پاسخ ممکن است.

   علاوه بر این این الگوریتم به همین شکل موجود در حل انواع مسائل می‌تواند به کار رود و نیازی به تغییر آن نیست. در واقع تنها کاری که در مورد هر مساله باید انجام دهیم اینست که جواب‌های مختلف را به شکل کروموزوم‌ها بازنمایی کنیم.

هر چند خود الگوریتم ژنتیک برای حل مسائل بهینه‌سازی گسسته به کار می‌رود اما روش‌های مشابهی همچون استراتژی تکاملی و یا الگوریتم شبیه سازی تبرید (Simulated Annealing) وجود دارند که عینا در مورد مسائل پیوسته می‌توانند به کار روند. نحوه تعریف و پیاده‌سازی این الگوریتم نیز به گونه‌ایست که آن را بسادگی جهت اجرا بصورت موازی یا بر روی Multiprocessor ها مناسب می‌سازد.

اما مشکل اصلی الگوریتم ژنتیک علیرغم سادگی پیاده‌سازی، هزینه اجرای آنست.اغلب حل یک مسئله نیازمند تولید چندین هزار نسل از کروموزم‌هاست و این مسئله نیاز به زمان زیادی دارد(خصوصا اگر تعداد جمعیت اولیه زیاد باشد و نیز تابع هدف تابع پیچیده‌ای باشد). گاه پیش می‌آید که برای حل یک مسئله بعنوان مثال یک پردازنده پنتیوم باید بیش از یک هفته برنامه را اجرا کند. طبیعیست که این زمان زیادیست برای حل یک مساله و همین امر گاهی استفاده از الگوریتم را با مشکل مواجه می‌کند.

برنامه نویسی ژنتیکی

تعداد کروموزومهای هر نسل به فنوتایپ بستگی دارد. برنامه نویسی ژنتیکی با الگوریتم ژنتیکی فرق دارد .برنامه نویسی ژنتیکی روی تکامل کدهای برنامه کار میکنه و از ساختار درخت برای کروموزومها استفاده میکند.هوش مصنوعی یکی از زیر شاخه هایش هوش محاسباتی است که شامل شبکه عصبی و منطق فازی و پردازش تکاملی میباشد .الگوریتم ژنتیکی و برنامه نویسی ژنتیکی و استراتژی تکاملی و برنامه نویسی تکاملی زیر شاخه های پردازش تکاملی هستند.